تبليغاتX
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد

JavaScript Codes ایمان کپلی



ایمان کپلی



بعضی وقتا +18 ست باید تنها بیای بخونی ها

جمعه دهم فروردین 1386 @ 1:24 این هم تیکه های امروزی که خیلی باحاله

آفتابه ننشو گرو گذاشته: به همه بدهکاره

آناناس: کی

اصغر یه لامپ: شخصی که یک چشمش نابیناست

ان آقا : آدم عوضی

ان ترکیب: زشت،بی ریخت

اوتور بابا : بشین سر جات

این کاره: شخص مطلع و وارد

با گوز بعدی پرواز داره: ادعای بیخود کردن

یوخ بابا : بی خیال

برو جلو بوغ بزن : ادعا نکن،حرف الکی نزن

برو بچ : دوستان

بهداری : آدم تمیز و وسواسی

به سایز گوزت نمی خوره: به کسی که ادعا دارد گویند

بیسکوییت : آدم باحال

یول تپه : روستا،جای دور افتاده

پلفسل: آدم تحصیل کرده

تپه نریده باقی نذاشته : خلافی نمانده که نکرده باشد

ته سیگال : آدم بی ارزش

تورو ننه زاییده،مارو زن باب:ا یعنی ما مثل هم نیستیم

جسد :ضعیف و زپرتی

جوات مبیل : اتومبیل آردی مخصوصا سبز

جیک ثانیه : فوری

چوق : واحد پول معادل ده هزار ریال

دکل : تنومند

دمت غیژ : دمت گرم،ممنون

دنده اش جا نمیره : نمیفهمه

دوزاریش آنتن نمیده : نمیفهمه

راهنما زدن : علامت دادن

رپتو پتو : نگو،صداشو در نیار

راه داره؟ : امکان داره؟

ریز میبینم : مهم نیست

زال ممد : خلافکار

سرش به کونش پنالتی میزنه : دستو پا چلفتی

سوسک کردن : آبروی شخصی را بردن

سه سوت : فوری

سیفون رو بکش : دیگه حرف نزن

طلبه ای؟ : می خواهی؟

عهد شاه وزوزک : قدیمی

عهد قیف علی شاه : قدیمی

فتح اله : وسیله،ابزار

فخری چسو : دریده

قالپاق: باسن

کل عباس : روستایی

کویره : نیست،نایاب است

کیسه ان : شکم بزرگ

گلابی : گیج،هالو

گوشتکوب : موبایل

مستراح : آدم کثیف

ویتامین : باحال

همرو برق میگیره مارو ننه ادیسون: شانس نداری
?ایمان کپل | پیوند |

دوشنبه ششم فروردین 1386 @ 4:8 چنتا جوک دیگه

پسر عربه ميره تو يه مغازه لوازم خونه ميگه: آقا اگه من با كيرم اين اتو رو بلند كنم چي بهم ميدي؟ يارو هم ميخنده ميگه: خود اتو رو ببر! پسره هم بلند ميكنه و اتو رو وَر ميداره مي‌بره. فرداش پسره با باباش مياد به صاحب مغازه ميگه: با بابام اومديم يه يخچال ببريم!!!

يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكي‌يكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو مي‌شه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه،‌ از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!!

تركه 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!!!

تركه رشتيه رو تو خيابون مي‌بينه، بهش ميگه: سلاااام اكبر آقاي گل! رشتيه ميگه: ديگه سلام بي سلام، خانم مُرد!!!

دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي كنند!!

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!

به رشتيه ميگن: شما تا حالا تو صف كسي رو هول دادين؟ ميگه: نه، ولي يه بار هول شدم تو صف دادم!!!

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!!!

يه زنه انگليسيه و يه تركه تو آسانسور بودن . زنه شروع ميكنه لخت شدن و به تركه ميگه: يه كاري كن كه احساس كنم واقعاً زنم، تركه هم شروع ميكنه لباساشو در مياره، بعد ميندازدشون جلوي زنه، ميگه: اينا رو بشور بعد هم اتوشون كن!!!

يارو ازون سيگارياي خفن بوده،‌ ميفته زندون،‌ حبس ابد. روز اول بهش ميگن: ‌ببين ما حال و حوصله نداريم ‌هر ساعت دقيقه خورده فرمايشات تورو انجام بديم. همين الان ميگي چي مي خواي،‌ ما برات مياريم،‌ بعد در سلولتو مي بنديم تا ده سال ديگه. يارو ميگه:‌ســيــگــار! من فقط سيگار مي خوام! مي‌رن براش 500 باكس سيگار ميارند، و در سلولش رو مي بندند. بعد از 10 سال ميان ببينند چيز ديگه اي مي خواد يا نه، در سلولش رو كه باز مي كنند مي بينند نشسته يه گوشه اي، ‌دست و پاش داره مي لرزه. يارو تا جماعت رو مي بينه، بر مي گرده ميگه: ‌قربون، آتيش داري؟!!!

عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!!!

به تركه ميگن: نظرت در باره كير چيه؟ ميگه: والله نميدونم، بايد بشينم روش فكر كنم!!!

يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد!!!

به زن حامله ترك چي ميگن؟ خر تو خر!!!

تركه تو قايق بوده تو دريا يه دفعه يه پري ماهي مياد بهش چشمك ميزنه. تركه ميگه: جل الخالق! ما اسب‌ماهي ديده بوديم، سگ‌ماهي ديده بوديم، فيل‌ماهي‌ ديده بوديم، اما ديگه جنده‌ ماهي نديده بوديم!!!

?ایمان کپل | پیوند |

دوشنبه ششم فروردین 1386 @ 3:40 چنتا جوک ترکی

-یه روز دوتا ترک دوتا خر میخرن اولی به دومی میگه: چه طوری بفهمیم کدوم ماله منه کدوم ماله تو؟دومی میگه خوب من یه گوش خرم و میبرم اونی که یه گوش داره مال من اونی هم که دو گوش داره مال تو.

فرداش میبینن خر دومیه گوش خر اولی رو از سر حسادت خورده

اولی میگه :حالا چیکار کنیم دومی میگه:من جفت گوش خرمو میبرم

فرداش میبینن بازم قضیه دیروزیه

اولی میگه :حالا چیکار کنیم دومی میگه: من دم خرمو میبرم

فرداش بازم قضیه دیروزی میشه

اولی با عصبانیت میگه: حالا چیکار کنیم دومی هم میگه:عیبی نداره خب حالا خر سفیده مال تو خر سیاه مال من!!!



۲-چوپان ترکی داشت گوسفندانش را می چراند یک نفر رسید وگفت: بگو ببینم اهل کجا هستی؟چوپان گفت :اگر توانستی بگویی یکی از گوسفندانم مال تو
آن شخص گفت: تو حتما ترک هستی!--- چوپان گفت از کجا فهمیدی؟ ؟آن شخص گفت: آخه فقط ترک ها هستند که روی آسفالت گوسفند می چرانند!!! چوپان گفت: حالا می توانی یکی از گوسفندان را ببری. آن شخص گوسفندی را به دوشش انداخت وراهش را گرفت که ناگهان چوپان او را صدا زد و گفت :صبر کن!اگر بگویم تو اهل کجایی گوسفندم را پس می دهی؟آن شخص گفت: باشد پس می دهم .چوپان گفت: تو هم ترک هستی! آن شخص پرسید از کجا فهمیدی؟ چوپان گفت: آخه آن حیوانی که تو می بری گوسفند نیست سگ گله است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۳-از ترکه می پرسن پرچم دزدان دریایی چه معنی داره ؟ می گه : خوردن کله پاچه تو دریا ممنوع

۴-از غضنفر مي پرسن ؟ چه طوري ترک شدي ؟مي گه : اولش تفريحي بود .

۵-رفيق تركه ازش ميپرسه : غضنفر ، پنجشنبه - جمعه كجا بودي ؟ تركه ميگه : والله امام رضا طلبيد ، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال ! ! !

۶-ترکه رو برق مي گيره مامانش مي گه ننه جون ولش نکن همين بود که باباتو کشت!!!

?ایمان کپل | پیوند |

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 @ 20:48 تفاوت عاشق بودن و کسی را دوست داشتن

بین کسی که عاشق شده است و کسی که تنها شخصی را دوست دارد تفا وتهایی است . نکات زیر به شما کمک خواهد کرد تا این تفا وتها را درک کنید.


1- هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تبش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهید شد اما هنگامی که کسی را می بینید که آنرا دوست دارید احساس سرور و خوشحالی می کنید.

2- هنگامی که عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولیکن هنگامی که کسی را دوست دارید زمستان فقط فصلی زیبا (زمستانی زیبا) است.

3- وقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه می کنید خجالت می کشید ولیکن هنگامی که به کسی که دوستش دارید می نگرید لبخند خواهید زد.

4- وقتی در کنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر آنچه که در ذهن دارید بیان کنید اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانایی آن را دارید.

5- در مواجه شدن با کسی که عاشقش هستید خجالت می کشید و یا حتی دست و بای خود را گم می کنید اما در مورد فردی که دوستش دارید راحتتر بوده و توانایی ابراز وجود خواهید داشت.

6- شما نمی توانید به چشمان کسی که عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه کنید (زل بزنید)اما می توانید در حالی که لبخند ی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی که دوستش دارید نگاه کنید.

7- وقتی معشوقه شما گریه میکند شما نیز گریه خواهید کرد و اما در مورد کسی که دوستش دارید سعی بر آرام کردن او میکنید.

8- احساس عاشق بودن و درک آن از طریق نگاه ( دیدن ) است اما در درک دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است ( از طریق ابراز علاقه بصورت کلامی ).

9- شما می توانید یک رابطه دوستی را بایان دهید اما هرگز نمی توانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا که حتی اگراینکار را بکنید - عشق همانند قطره ای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند.
?ایمان کپل | پیوند |

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 @ 20:45 چنتا جوک برا این هفته

يه روز کرده با جيمز باند فيلم بازی ميکنه بعد اخر فيلم از جيمز باند ميپرسن: واتس يور نيم؟جيمز باند جواب میدهد:باند، جيمز باند. سپس از کرده ميپرسن:واتس يور نيم؟
کرده جواب ميده:باس،عباس

يه روز يه نابينا ميره تو آشپزخونه دستش ميخوره به رنده ميگه اين دري وريا چيه نوشتن

يه روز يه يزدي و تبريزي و اصفهاني تو يه مهموني هستن بعد يزديه ميخوادابميوه ش رو بخوره ميبينه يه پشه توشه بعد ليوان رو كنار ميز و نميخورش.بعدش كه تبريزيه ميخواد ابميوهش رو بخوره پشهروميبينه ميگه اي پشه مگه تو حرام و حلال حاليت نميشه؟نوبت اصفهانيه كه ميرسه پشهرو در مياره و پشت گردن پشه مزنه و ميگه تخ كن تخ كن !؟

تركه مي ره خواستگاري اسم دخترو مي پرسن مي گه اهو بعد كه داشت مي رفت مي گه غزال خانم دختر ميگه اسم من اهو تركه حيوون با حيووون كه فرق نداره

به يك تركه ميگن دستشويي را بخش كن؟ ميگه زنانه, مردانه

مي دونيد نفرين 2006 چيه؟
الهي هر كي به قزوين مي رسه بند كفشش باز شه!!!!!!!

رشتيه ميره كلاس غيرت . شب زنش پاميشه بره دستشويي رشتيه ميگه كجا ميري زنه ميگه دارم ميرم دستشويي رشتيه ميگه بشين خودم ميرم

يك روز يك اصفهاني به پسرش ميگه برو از همسايه نان بگير ميره ميگه گفت نان نداريم مادره ميگه مرده شور خسيسشان را ببره برو دوتا نان از توي يخچال بيار

به اصفهانيه ميگن شيرين تر از عسل چي خوردي؟ميگه ترشي مجاني!!!

سرانجام نفرات برتر جشنواره مردمي رشت اعلام ميشن:
1) زن باوفا
2)مردغيرتي
3)سيمرغ بلورين تعلق داردبه:
پسري كه يك پدر داشت.



رشتيه كتاب مينويسه تو مقدمش مينويسه : تقديم به پدرم كه بهترين دوست بابام بود.

يه روز يه تركه پري دريايي مي بينه عاشقش مي شه ميگه واي تو چه قد خوشگلي زن من مي شي پري ميگه آخه من كه آدم نيستم تركه ميگه فكر كردي من آدمم!!!!!!!!!!!!
مرد گرگ رو تو جنگل ميبينه كه سرتا پاش خوني.ميپرسه چي شده!گرگ ميگه رفتم در خانه شنگول و منگول.باباشون در را باز كرد.

رشتياچون نمي دونن روز پدر به كي هديه بدن,يه جعبه شيريني مي خرن توي محله پخش ميكنن.


يه روزازيه رشتي مي پرسن از زنت راضي هستي ميگه والا هر كي برده راضي بوده

به يك تركه ميگن عرق خوري را از كي شروع كرديتركه ميگه از زير بغل زنم

يه روز يه قزوينيه به زنش ميگه بيا عزيزم حرفاي عاشقانه بزنيم زنش ميگه اول تو شروع كن قزوينيه ميگه داداشت خوبه؟

به رشته ميگن زنتو با 8تا مرد تو يه پيكان ديديم رشتيه ميگه جدي عجب ضرفيتي داره پيكان

?ایمان کپل | پیوند |

شنبه بیست و یکم بهمن 1385 @ 23:45 باحالترین ویژگی های دخترا و پسرای ایرونی


۱-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند

2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده

3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه

4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون

5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره

6- دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست

9- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره

10- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله

11- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند

12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن

13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید

14- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن

15- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا

16- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن

17- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه

18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن

19- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه

20- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم

21- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش

22- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه نه

23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن

(البته فحش دادن یکی دیگر از کارهای دختران است) بد وااااااا ...انجام ندید سو استفاده نشه هاااااااا

?ایمان کپل | پیوند |

شنبه بیست و یکم بهمن 1385 @ 23:23 به یاد بچگی ها چن تا جوک قدیمی

.به ترکه میگن خسته نباشی میگه امرن........

.به ترکه میگن نظرت در باره دوران نامزدی چیه میگه مثل این که دوچرخه داشته باشی بابات نذاره سوار شی

ترکه میره پارتی میگن نظرت چیه میگه خوب بود اونجا اسم یه گولو روم گذاشته بودن میگفتن اسگل باید برقسه.......


.یه قزوینه میره جلو آینه کونشو نگاه میکنه میگه سالها دل طلب جام جم از ما میکرد شد آنچه
خود داشته زبیگانه تمنا میکرد



يه روز لره سيگارش روشن نميشه اونو مي ندازه سرازيري



ترکه داشته با خرش شطرنج بازي مي‌كرده، يكي مي‌بينه و ميگه: عجب خر باهوشي! بنده خدا ميگه: نه، زياد هم باهوش نيست، تازه يك يك شديم



خصوصيت پسراي ايروني؟ابروهاي برداشته شده / چشاشون بيشتر از عـقـلشون کار مي کنه/دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش / آبرو که نمي دونن اصلا چيه/ ماشين باباي بدبختشون رو مي دزدن با رفقا ميرن گردش مي کنن / چشمک جز تيک عصبيشونه / اگه يه روز متلک نگن زبونشون ميخ در مياره


فرمانده پادگان وارد پادگان مي شه مي بينه تمام سربازها در صف نظامي خودشون دلا شدن از يه سرباز مي پرسه چرا همه دلا شديد؟ مي گه قربان يه سرباز قزويني فرار كرده براش(( تله)) گذاشتيم.




ترکه هزار تومن ميندازه صندوق صدقات، تا غروب واميسته اونجا هركي مياد پول بندازه ميگه آقا برو من حساب كردم


يه دختر6 ساله تو مهد از خانوم مربي مي پرسه؟خانم دخترهاي 6ساله حامله مي شن؟ خانم ميگه:نه. يهو پسره از ته کلاس داد مي زنه:خيالت راحت شد بچه ننه؟


ترکه میره بدنسازی مربی بهش میگه هفته ی اول تنت درد میگیره میگه خوب پس من از هفته ی دوم میام


ترکه زنگ ميزنه پيتزا سفارش ميده، مسئول سفارش ميگه: به نام؟ ترکه ميگه: خدا


ترکه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش



ترکه ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش مي پرسه کتاب چطور بود؟ ترکه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوي نداش کتابدار: اوشگول دفتر تلفن من دست تو چيکار مي کنه؟



انيشتين رفت درس خوند معروف شد ذكريا تحقيق كرد كاشف شد ابوعلي سينا مطالعه كرد دكتر شد حالا تو بيكار بشين جک بخون



دو نفر تنبل بانک ميزنند اولي به اون يکي ميگه: خب بيا بشمريم. دومي ميگه: حوصله داري فردا راديو ميگه
?ایمان کپل | پیوند |

یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 @ 22:32 سیر تکاملی دخترا


سال 1230
مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم...
زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...
-- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه



سال 1280
مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات
نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...
مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه


سال1330
مرد: چي؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...
مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه

سال1380
مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...
زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).
مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...


سال1400
دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ی ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو...
باباه:جیکش در نمی یاد...
زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه
?ایمان کپل | پیوند |

دوشنبه نهم بهمن 1385 @ 14:17 چنتا جوک برا این هفته

*ترکه با رشتیه دعواش می شه رشتیه می ره بالای درخت ترکه می گه اگه بیای پایین که مادرتو........ رشتیه می گه دروغ می گی می خوای منو بزنی


*رشتیه به زنش می گه این ساعته که دستت از کجا اوردی؟ می گه: معادله پایاپای کردم یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم


*رشتیه به رفیقش می گه: خاک بر سر بی غیرتت .خانومم عکس ابجیتو رو سینه عباس اقا خالکوبی شده دیده


*به رشتیه می گن زنتو تو باغ با یه مرده دیدن .می گه اووووووووه چقدر قضیه رو گنده می کنید باغ کدومه چندتا درخت بیشتر نبوده


*شاطر میگه نون تموم شد ...........قزوینیه می گه: تموم شد که شد .....چرا صف رو به هم می زنین


*تابلوی یه مغازه روش نوشته بوده: امام با دوغ .می پرسن چرا بالای مغازت اینو نوشتی؟ می گه: اخه همه جا می نوشتن خدا با ماست


*به ترکه می گن احمق ترین خواننده کیه؟ می گه: حبیب .می گن: چرا؟ می گه : اخه گیتار می زنه می گه صدای دهل می یاد


*به ترکه می گن اسم یه امام بگو: می گه سوج می گن سوج چیه؟
امامی به نام سوج نداریم.ترکه می گه خودم دیدم پشت اتوبوسه نوشته بود: یا سوج


*به لره می گن :اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت می گیرم


*ترکه پارچه می بره خیاطی می گه اقا اینو واسم بکن کت شلوار فردا نیام بگی سوزنم شکست چرخم خراب شد حال نداشتم اصلا پدر سگ بده نمی خوام بدوزی


*عربه به رشتیه می گه اهلا و سهلا رشتیه می گه من که نه ولی خانوم جان هم اهلا هم سهل
?ایمان کپل | پیوند |

دوشنبه نهم بهمن 1385 @ 14:13 جمله سازیه غضنفر

از غضنفر خواسته شد با این کلمات جمله بسازد.......


1-فرشاد : روح غضنفر شاد

2-فرناز : غضنفر ناز نكن

3-ياماها : بالاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها

4-عذاب : ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست

5-لوبيا : كوچولو بيا

6-نجيب : اين شلواره نه جيب داره نه زيپ

7-ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي ساختمون

8-جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم

9-لجن : ۴ ساله بابام با عموم اينا لجن

10-كيبورد : كيف من رو كي برد

11-سينا : ديشب رفتيم خونه عباس اينا

12-فرید و مجيد و حميد : شما۲نفريد به قرآن مجيد عين همید

13-حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در زدم

14-آقا حيدر :ديشب اومدم درخونتون آقاهي در زدم هي در زدم

15-كوشش : شلوار من كوشش

16-كار و كوشش : شلوار كار من كوشش

17-وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم

18-ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين

19-كيشميش : من دايي غضنفرم تو كيش ميشي ؟

20-كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو چشمم

21-مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا

22-مناجات : منا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم

23-علي : بشین رو صندلي

24صداقت : الو الو صدا قطع شد

25-خمپاره : شلوار من عيد غدير خم پاره شد
?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه پنجم بهمن 1385 @ 20:11 تماس هایی با مزه به ماکروسافت


True Telephone conversations recorded from

Various Help Desks around the U.K

مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني <<واقعي>> ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست

*

مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...

*

مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم ...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...

*

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن .
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

*

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

*

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم . هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه ...

*

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم ...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

*

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.

*

مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

*

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد .
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!

*

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

*

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

*

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد ... Internet Explorer

*

مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

*

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

*

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟


آخه آدم انقد خنگ؟
?ایمان کپل | پیوند |

چهارشنبه چهارم بهمن 1385 @ 0:49 شهر هرت

شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب


شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن


شهر هرت جايي است که همه بَدَن مگر اينکه خلافش ثابت بشه


شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟


شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند


شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند


شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند


شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند


شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت


شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد


شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند


شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف


شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن


شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند


شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو که نگاه مي کنن ياد تختخواب مي افتن


شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه


شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي


شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار


شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي


شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است


شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه...


شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه

شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن


شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي.
?ایمان کپل | پیوند |

چهارشنبه چهارم بهمن 1385 @ 0:46 چنتا آف با حال

در دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است

ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گريه تبسم کردم آشنا با همه پنجره هاي شهرم چون توراپشت همين پنجره ها گم کردم

هر گز چشمانت را به خاطر كسي كه معني نگاهت را نمي فهمد گريان مكن!!!!!


براي چشم خاموشت بميرم كنار چشمه نوشت بميرم نمي خواهم در اغوشت بگيرم كه مي خواهم در اغوشت بميرم


ياسها قدر پرپر شدن پيچک را مي فهمند قدر يک دارکوب را تنه پير درخت قدر شب را شبنم قدر شادي را ماتم مي شود غصه ها را شيشه اي کرد و شکست. چشم را روي جداييها بست.
goyand ghorob jayist ke aseman zamin ra mibosad man emshab baraye u ghorob mikonam kojayi ey asemane man

زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است

دلم تنگه...خسته ام..آنقدر سکوت کردم که ديگه نايي براي فرياد زدن ندارم.......تمام حرفام تو دلم مچاله شده......به حد انفجار رسيدم....دلم ميخواد بميرم اما لياقت رسيدن به خدا رو ندارم

به هم كه مي رسيم 3 نفريم: * من و تو و بوسه از هم كه جدا مي شويم 4 نفريم: تو و تنهايي ,من و عذاب....

عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدم نه مي توني درش بياري نه مي توني بزاري بمونه اگه درش بياري مي ميري اگه بزاري بمونه بازم مي ميري پس آخرش جون تو مي گيره

اي كاش تنها يك نفر هم در اين دنيا مرا ياري كند اي كاش مي توانستم با كسي درد دل كنم تا بگويم كه من ديگر خسته تر از آنم كه زندگي كنم

سروده هاي عاشقانه ام را دور ريختي تنها به جرم اينكه جسورانه اعترافشان كرده بودم


سرمايه ي عمره آدمي 1 نفس است و اون 1 نفس از براي 1 هم نفس است. گر نفسي با نفسي هم نفس است اون 1 نفس از براي 1 عمر بس است


انگار بايد به اين سكوت تلخ ادامه دهم انگار بايد لبخند بيروحم را دوباره و دوباره و دوباره تكرار كنم !!! و اشكهايم را كه بي اختيار ميريزند با خنده در آميزم ! تا غم سنگين چشمانم را از چشم ها پنهان كنم ................. انگار بايد باز هم تحمل كنم هنوز براي سخن گفتن زود است....!!!! ......


دلم هواي نـوشـتن کرده بود امشب ... باد و باراني بود اندرون دلم ... و صداي چند کلاغ و جيرجيرک ... کاغذي و قلمي و کرور کرور دل براي نوشتن ! خوب ... براي که بنويسم حالا ؟ تازه ، براي کسي هم که بنويسم ، چه کسي ببرد برايش ؟! يادم آمد .... آدم براي خدا که چيزي بنويسد و بگذارد زير فرش ، خدا خودش برمي دارد ... !


در این آخرین لحظات این سال یخ هنوز هم هر ثانیه ی عمرم با تو می گذره ! نمی دونم تا کی می تونم این کوله بار سنگین پر از خاطرات تلخ رو به دوش بکشم . ولی می دونم که غربت من هرچی که هست از با تو بودن بهتره ، آره عزیزم ، وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر می شم ، وقتی با یه زخم زبون از این و اون دلگیر می شم ، ... می گم : نفرین به عشق به عاشقی ، نفرین به بخت و سرنوشت ، به اون نگاه که عشقتو ، تو سر نوشت من نوشت ، نفرین به من ، نفرین به تو ، نفرین به عشق من و تو ، به ساده بودن من

فکرشو بکن يه شب باهم يه گوشه اى تنها باشيم با چارتا ديوار و يه سقف جدا ازاين دنيا باشيم من باشم و توباشى و يه جفت دلهاى بى قرار فرصت خوب انتقام از لحظه هاى انتظار فکرشو بکن عروسکم به اون شب پرالتهاب چشماتو روى هم بذار امشب به ياد من بخواب فکرشو بکن دستاى من رو قلب تو جون بگيره دل, دل بى قرارتو توسينه آروم بگيره نه ساعتى باشه که شب سربره و تموم بشه نه هيچ کسى سربرسه ثانيه اى حروم بشه هرگز , هرگز , هرگز ... هرگز کسى تو قلب من جاى تورو نمى گيره

توی قانون جدایی/ بی تو خنده قدغن شد/ رفتی و هق هق گریه/ از تو تنها سهم من شد/ رفتی و بی تو بریدم/ از همه عالم و آدم/ باقی عمرم و بی تو/ من به باد گریه دادم/ رفتی و گرفتش از من/ رفتنت هرچی که داشتم/ کاشکی بودی وقت گریه/ سر رو شونه هات می ذاشتم/ حالا نیستی که ببینی/ بی تو سرده روزگارم/ مثل محکوم به گریه/ حق خندیدن ندارم/ بی تو مثل یه غریبه/ میون این همه آدم/ مردم از درد غریبی/ نرسیدی تو به دادم/ نازنین درد تو از تو/ همه ی سهم من این بود/ پشت خنده های با تو/ بی تو گریه در کمین بود/ .


مرا عمري به دنبالت كشاندي ...................... سرانجامم به خاكستر نشاندي...................... ربودي دفتر دل را و افسوس ........................ كه سطري هم از اين دفتر نخواندي ................. گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت ..................... پس از مرگم سركشي هم فشاندي....................... گذشت از من ولي آخر نگفتي..................... كه بعد از من به اميد كه ماندي


گاهی لای آرزوهایم گیر می کنم.. اتاقم کوچک است.. اگر به میهمانی ام می آیی تنها بیا ! اتاقم پر از آرزوست.. و اگر خوب نگاه کنی ، زیاد غصه نمی خوری .. بیشتر آرزوهایمان مشترک است


عشق مثل ابه .ميتوني تو دستت قايمش کني اما اخرش يه روز دستتو وا ميکني ميبيني نيست بي اينکه بفهمي بر از خاطرست


اي که يک گوشه چشمت غم عالم ببرد - ظلم باشد که تو باشي و مرا غم ببرد


کاش دزدان عاشقي را از وجودم مي ربودند تا دگر محتاج چشمان سياه او نباشم آن کسي که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود ديدمش عشق را تعارف به يک بيگانه کرد عشق را آلوده کرد !!!


فاصله فاصله را تو يادم دادي وقتي با لبخند دور شدي از من عکاس بهتر از ما فاصله را ميداند تو در عکس نيستي-فاصله يعني تو


خوشبختي نامه اي نيست که يه روز يه نامه رسون آن را به دست هاي منتظر تو برسونه . خوشبختي ساختن يه عروسک از يه تکه خميره به همين راحتي . ققط يادت باشه جنس اون خمير بايد از عشق باشه

بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي سنگ قبرم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد اب شودوبه جاي يار برايم گريه کند


تو را گم ميکنم هر روز و پيدا ميکنم هر شب بدينسان خواب ها را زيبا ميکنم هر شب دلم فرياد ميخواهد ولي در گوشه اي تنها که بي آزار با ديوار نجوا ميکنم هر شب کجا دنبال عشق ميگردي؟؟؟؟؟ که من اين واژه را تا صبح معنا ميکنم هر شب......


نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي

آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني

ياد تو همچو درختي هميشه سبز با ريشه اي خشکيده در خاطرم خواهد ماند , ولي افسوس از سرشت اين درخت بلند و استوار که سايه اش را از رهگذر خسته اي نيمه جان دريغ داشت


يه شب يه ستاره شانس از اسمون افتاد رو زمين بهم گفت دنيارو مي خواي يا يه دوست خوب ؟؟؟ گفتم هيچ كدوم . چون يه دوست دارم كه واسم مثل يه دنياست


کاش میتوانستم همچون پرنده ای پروبال شکسته باشم..... تا در کنج قلبت خانه ای بسازم...... تنها اینطوریه که تو دلت میتونستم بمونم


آسمان لبخند می‌زند زمین می‌پروراند مرگ با داس کهنه خود خرمن زندگانی را درو می‌کنند...


وقتی گفتی تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه!


داشتيم تو جاده ميرفتيم که چشمم افتاد به يه تابلو که روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل


من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام...

دشمنان تو سه کس هستند: دشمن تو ، دشمن دوست تو و دوست دشمن تو(امام علي)

اگه يه روز تو کنارم نباشي..... اين زندگي تلخي رو که دارم رها مي کنم....مي زارم ميرم.... تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح.... قيافه تنهاي خودم رو توي آيينه اتاق تحمل کنم


شب شده بود، گل آفتاب گردان داشت دنبال خورشيد ميگشت که يهو يک ستاره بهش چشمک زد، اما گل آفتابگردان سرش رو آرام آورد پايین، ميدونی چرا؟! آخه گلها هيچوقت خيانت نميکنن واسه همينه که گل آفتابگردان هميشه شبها سرش پایينه....


در آن ستاره کسي ست چون من نشسته کنار دريچه تنهايي دل گداخته اي جان ناشکيبايي که نيمه شبها همراه غصه هاي من است در آن ستاه من احساس مي کنم همه شب کسي به ماتم اين خلق در گريستن است


زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است



زير بارون دلم چه پريشون بود ديدم يک پرنده بي آشيون بود پرنده چه آسون با گريه ي من بهم گفت عاشق شدم من بهش گفتم آخه پرنده ي ناز بال پرواز داري مي خوني آواز مي دوني عشق ما معنا نداره چون دلامون زهم فاصله داره اگه ديديش بگو يک دل عاشق منتظر مونده باز رو تن قايق تا که باهم بريم ميون دريا بگيريم تا افق بوسه به رويا




من مي خوام کبوتر دل تو رو اسير کنم اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير کنم بزنم به موج درياي خيال عشق تو باقي عمرم و عاشقونه با تو پيرکنم!

من مي خوام کبوتر دل تو رو اسير کنم اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير کنم بزنم به موج درياي

خيال عشق تو باقي عمرم و عاشقونه با تو پيرکنم!


آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد رهگذري بود که روي برگهاي

خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد:

دوستت دارم...



سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي

رسيدم تكيه كردم



آنکه در تنها ترين تنهاييش ، تنها کسش ، تنهاي تنهايش گذاشت، کاش در تنهاترين تنهايش ، تنها کسش تنهاي تنهايش گذارد


شد هواي ما رو هم داشته باش انكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه او هم همين كار رو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده



عشق با روح شقايق زيباست...عشق با حسرت عاشق زيباست...عشق با نبض دقايق زيباست...عشق با زهر حقايق زيباست...عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست



در روياهای کودکانه آموختم به چيزی که به من تعلق ندارد فکر نکنم اما ناگهان تو همه فکرم شدی


چه کسي چه گلي دوست داره؟نجار گل ميخک ، دندانساز گل مينا ، سارق گل شب بو ، چشم پزشک گل مژه ، منجم گل کوکب ، قصاب گل گاو زبان ، روزنامه فروش گل کاغذي ، پارچه فروش گل اطلسي ، مسئول باغ وحش گل ميمون و من .... گلي را که بوي تورو بده



قلبت را خالي نگه دار اگر هم روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد به او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم
?ایمان کپل | پیوند |

چهارشنبه چهارم بهمن 1385 @ 0:36 اولین راننده زن در اتوبوسرانی تهران مشغول به کار شد

به صورت رسمی از صبح امروز ؛
اولین راننده زن در اتوبوسرانی تهران مشغول به کار شد
نخستین راننده زن اتوبوس از صبح امروز در مسیر میادین امام حسین (ع) - انقلاب مشغول به کار شد.

به گزارش خبرگزاری مهر ، مدیرعامل شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هدف از اجرای این طرح را گسترش استفاده از حمل و نقل عمومی ، سهولت در رفت و آمد و امنیت اجتماعی بانوان عنوان کرد.

محمد احمدی بافنده گفت: اتوبوسی که این راننده زن شرکت واحد در آن به کار گرفته شده صرفا مختص بانوان بوده و در قالب بخش خصوصی فعالیت می کند.

وی افزود: کرایه این اتوبوس ویژه بانوان با راننده زن 1000 ریال بوده و در خط میدان امام حسین (ع) - میدان انقلاب تردد می کند
بابا ما پسرا دیگه باید بریم سرمونو بزاریم بمیریم پس فردا باید کهنه بچه هم بشوریم و غذا پزیم برا خانومون که وقتی از سر کار اومد خستگی از تنش در بشه....................
?ایمان کپل | پیوند |

جمعه بیست و ششم آبان 1385 @ 10:34 چنتا جوک برا این هفته

حوزه ی علمیه قم اعلام کرد به علت ترافیک طلاب در شهره قم
طلاب از فردا به صورت امــــــامه ی سیاه و سفید ( زوج و فرد ) در شهر تردد کنند !!!
________________________________________
يك روز يه اصفهانی مي ره رو پشت بام خونه اش كه آنتن رو درست كنه كه يك دفعه از طبقه ششم ميفته پايين همين كه از جلوي پنجره آشپزخونه خودشون رد مي شه مي بينه خانومش داره برنج درست مي كنه فریاد میزنه : خانم يك پيمانه کمتر برنج بریز
________________________________________
لرا سفينه ميسازند برن خورشيد. بهشون ميگن چقدر خرين ذوب ميشين.
ميگن فكر اونجاشم كرديم، اگه طبق برنامه بريم شب ميرسيم.




ترکه داشت دوست دخترشو می کرد . دختره میگه : آخ عجب کـیرت امشب کلفت شده ؟
ترکه میگه : کانـدوم نداشتم ملافه پیچیدم دورش !!!!!!!!!!!

زنه به شوهرش میگه : می خوای دفتره یادداشتت باشم تا همیشه همراهت باشم ؟
مرد : عزیزم سر رسیدم باش تا هر سال عوضت کنم !

اه رمضان تمام شد درهای رحمت خدا بسته شد
بپا لا در نمونی !

نگاهت چون عقاب ....دلت چون دریا ..... دستانت چون آتش ......
قدت مثل سرو ......صدایت چون آوازه پرنده .....
هیچ چیزیت مثل آدم نیست !

در راستای فرمایشات ریاست محترم جمهوری در مورد افزایش جمعیت
شب جمعه به مدت ۴ شب تمدید می شود
و به * ایام احمدیه * معروف می شود !Smiley

به تمام شرکتها میگن که به آخر اسم شرکتتون "ایران" اضافه کنید
تمام شرکتها قبول می کنن به جز شرکت بیک (بیکـيران) !

زندگی مثل دیکتس .... هی می نویسیم ... هی غلط می نویسیم
هی پاک می کنیم ... هی دوباره می نویسیم ...هی دوباره ....
غافل از اینکه عزرائیل داد میزنه برگه ها بالا ...

طبق آخرین تحقیق پزشکی ثابت شده ۱ گوز با لذت به اندازه ی ۱۰ قرصX شادی آور است .
انجمن حمایت از گوزوها !Smiley

حوزه ی علمیه قم اعلام کرد به علت ترافیک طلاب در شهره قم
طلاب از فردا به صورت امامه ی سیاه و سفید ( زوج و فرد ) در شهر تردد کنند !!!Smiley

به تركه ميگن با نمودار جمله بساز
ميگه امان از كون مودار.

به عرب ميگن چرا سرپا ميشاشي دست تو ميزاري پشت سرت
ميگه آخه دكتر گفته چيزه سنگين بلند نكنم.Smiley

به تركه ميگن با كفکـير جمله بساز
تركه كيـرشو ميندازه رو ميز
ميگه برو تو كف كـير.

ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
رشتيه هم غيرتی می شه و می گه يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
ترکه پا می شه و می گه: اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!!

دختر به دندان پزشک : آقای دکتر من از دندون کشیدن بیشتر از حامله شدن می ترسم !
دکتر : زود تصمیم بگیر می خوام صندلی رو تنظیم کنم !!!

تصمیم جدید دولت احمدی نژاد :
ایام بین دو جمعه را تعطیل خواهد بود !!Smiley

رشتیه به دوستش میگه :
یه زن گرفتم .....
ماه
ناز
چشم آبی
خوش هیکل
تو دل برو
اصلا خودت می کنی می بینی !!!!!!!!!!!!!!!!!!Smiley

جایزه بزرگ اسکار در نقش کــون گشاد ترین هنرمند به ننه قربون داده شد !

خاک بر سرت خیلی انی---------------------همیشه در قلبه منی
ریدم به اون قیافت----------------------------دوست دارم کثافت !


3تا موش داشتن لاف ميزدن

اولي ميگه:من با فنر تله موش بدنسازي کارمي کنم!

دومي ميگه:مرگ موش مزه عرق منه!

سومي موبايلش زنگ ميزنه.ميپرسن کي بود؟ميگه:هيچي بچه هاگربه آوردن بکنيم!!!!!!!!!!!!!!

***

قزوينيه شب اول عروسي عروسو ميبره پشت بوم ميگه:خانوم جان ستارههاي آسمان را بشمار

از فردا بايد گلاي قالي رو بشماري

***
كفش ......... نفربر (منبر)
كشتي ......... تشخيص (كفتـر)
آينه ......... من درش پيدا
شيشه ......... اونورش پيدا

پاك كن ......... مالش بر دانش
ويالن ......... ميره و ميه، خوشوم ميه
توالت ......... زورخونه
مگس ......... پرويز
حمام ......... پاكستان
دوش حمام ......... آب چرخ كن
بادمجون ......... عزادارخيار
دكمه ......... بستني
مسلسل ......... حيدر
گوجه ......... چراغ خطر ديزي
سيم خاردار ......... ديوار تابستوني
دربازكن ......... تقوا
ماشين ......... مراكش
دماغ ......... نفس كش
گوشتكوب ......... لهستان
مگس ......... پرويز
خرمگس ......... پرويزتركه
زنبور ......... پرويز قناد
?ایمان کپل | پیوند |

جمعه بیست و ششم آبان 1385 @ 10:27 آیا مرگ مرد است؟

یه مطلب جالب



نقدی بر جنسیت مرگ



Oline Sting نوشته : الین استینگ

بر گردان : رباب محب



بر سر در کلیسا ی شمالی گوتنبرگ – جایی که من زندگی می کنم – جمله ای حک شده است که نیازی به یادآوری و تذکر ندارد: «به مرگ بیندیش !»

مرگ در کابوس های کودکانه ام زن سیاه موی ِ لاغر اندامی بود که نگاهی خشک و بی روح داشت. می آمد و گردن مرا با دستان لاغر و کشیده اش می فشرد. فرار فایده ای نداشت. تند هم که می دویدم باز او به من می رسید.



اندکی بعد – در دوران نو جوانی ام – که درباره عشق و مرگ رومانتیک فکر می کردم ، این صورت ترش و خشن ،

چهره ی نرمتری به خود گرفت.

من شعر ها و داستان های بسیاری در باره ی مرگ خوانده ام. کارین بویه ، ادیت سودرگران و استگنه لیوس را در شعر های « زوال ، شتاب و این عروس محبوب ... »

چرامرگ در هنر و ادبیات اروپای شمالی – از قرون وسطی به بعد – همواره در شمایل مرد تصویر شده است ؟ یا چرا در حواشی مدیترانه و فرهنگ اسلامی مرگ چهره ای زنانه دارد؟



کارل اس گوتک پرفسور آلمانی رشته ی هنر و ادبیات دانشگاه هار وارد در مقاله ی پر حجمی به نام

« جنسیت مرگ » به جنسیت مرگ نگاهی تازه می کند. او در این مقاله ی حجیم که سر شار از نمونه ها و شرح جزییات آثار هنری و ادبی دوره های مختلف است به بررسی نگاه اروپاییان به پدیده مرگ می پردازد. تلاش او شرح منظم و ساده کردن تاریخی است که ابدا ساده نیست.

بسیاری گناه متفاوت بودن جنسیت مرگ را در فرهنگ های مختلف بر گردن متفاوت بودن ضمایر جنسی در دستور

» مذکر آلمانی در زیان فرانسوی ، ایتالیایی و اسپانیایی مؤ نث است.Der ted زبان ها می دانند : «

تقسیمی عادلانه : مرد در شمال و زن در جنوب!



گوتک بر آخرین استنباط تاکید کرده می گوید : « استثنا از حکم هم زیاد است.»

اثر ماریا ریلکه رانیر مرگ زن است.Duidoelogie در

در تابلوی "مرگ و دختر" اثر دالی مرگ به صورت شوالیه اسب سواری به نمایش در می آید. درام نویس های فرانسه زبانی چون اُنِسکو و آناوث به مرگ چهره ای مردانه داده اند.

در ادبیات و دستور زبان قدیم ایتالیا مرگ به شکل «شاه» یا « ارشد و فرمانده » و یا « خدا» ترسیم شده است ، و البته اینها همه مرد هستند.

نا گفته نماند که در بسیاری از زبان ها مرگ فاقد جنسییت است. از این گذشته مشخص نیست که آیا رابطه ی معینی میان جنسییت یک واژه و بر داشت های درونی و ذهنی انسان ها وجود داشته باشد. می گو یند هیچ فرانسوی حتا

نمی تواند تصورش را بکند که پاپ به زبان فرانسوی :

«زن » خطاب می شود.Sa Saintete



یکی دیگر از دلایل متفاوت بودن جنسییت مرگ می تواند شکل و ساخت جامعه با شد. در جوامع شکار ،مرگ ِ ظالم و خونین به خشونت مردانه تشبیه می شود در حالیکه جوامع روستایی به سبب دچار شدن به بلا یای طبیعی چون قحطی ، بیماری و تنگدستی – که خاص جوامع روستایی است – مرگ را به « مادر زمین یا خاک » نسبت می دهند.

چهره ی زنانه ی مرگ « الهه ی مبارز » در سالهای طاعونی 1300ایتالیا در قالب مردانه تصویر شده است. گونک تاکید می کند که در جوامع مدرن تصاویری از این دست کمتر پیدا می توان کرد.



به راستی چیست که تلقی های مارا سمت و سو می دهد – که می توان از صفت های نسبت داده شده به مرگ طومار-ها نوشت : اجل ، اجل ِ معلق ، رقاص ، شکارچی ، فاحشه ، داروچی ، باغبان ، عاشق ، شاه ، اسکلت ، راهب و راهبه و...

آنچه جالب توجه است سیمای متفاوت مرگ نیست بلکه « شکل انسانی » مرگ است. شکلی که در همه ی جوامع مشترک است. هیچ جا هیولایی از فضا فرود نمی آید تا دست سردش را بر قلب ما بگذارد. مرگ در لباس یکی از همین آدم های کره ی خاکی بر ما نازل می شود.

«فرانک راننده ی آمبولانس در شیفت شبانه در شهر نیویورک کار می کند. او دویست باری دور می زند. کپسو لهای اکسیژن وزوز می کنندو خون از به هر سوی می پاشد. همکارش فرانک کنارش نشسته و زیر لب غر و لند می کند.

خیابان ها مملو از جن و پری است: آوارگان ، بی خانگان ، معتادان ، فاحشه ها و ... و بیمارستان با انبوه بیمار به تیمارستان شبیه است. فرانک در روپوش سفید از میان تاریکی عبور کرده و راه سردابه را از لابلای این آوارگان

می جوید. صورتش شکل صورت عیسی مسیح است. او در صدد نجات یک زندگی است. اما مرگ از او زودتر حضور می یابد و در ِخانه ی بیماران را می زند و فریبشان می دهد. پس فرانک تسلیم قدرت مرگ شده و دست از تلاش برای نجات بیماران بر می دارد و تصمیم می گیرد که دستگاه اکسیژن احضار شدگان به مرگ را قطع کند. این می کند و آرام

اثر Bringing out the dead می یابد– و البته به معشوقه اش هم می رسد. » فرانک شخص اول فیلم مارتین اسکرسِس عهد و پیمان خدایی را می شکند و به شیطان می پیوندد. طبعا نصیب او از این همه لعنت ابدی و عشق است.

در اروپا همواره اسطوره ها ی مذ هبی به ادبیات و هنر فرم داده اند. با وجودی که گوتک می کوشد تا از کلی گویی در باره مرگ بپرهیزد – اما چون بر آن است تا گوناگونی تصاویر مرگ را ترسیم کند ، به دام می افتد و سر نخ ِ سخنش به آدم و حوا می رسد و می گوید « گناه فنای انسان بر دوش آنهاست. چرا که خدا حکم جاودانه نبودن انسان را به خاطر گناه ِ آدم صادر کرد. نه به خاطر گناه حوا.» در قرون وسطی انیگونه « مرگ مردانه » می شود. در بسیاری از تصاویر به جا مانده از این دوره – مثل تابلوی «رقص مرگ» - حکایت اخراج آدم از بهشت ترسیم شده است.

در اواخر قرون وسطی – کم کم پیکان گناه سوی حوا نشانه می رود : آیا گناه فنا پذیری انسان بر گردن حوا نبود؟ آیا این او نبود که اول سیب را گاز زد؟

در یکی از آثار آلدگره وِر (در ابتدای 1500 )اسکلتی با مو های بلند و پریشان که در دستی سیب و در دست دیگر یک ساعت شنی در دست دارد به نمایش در آمده است. در این دوره گناه زن تنها « فنا پذیر شدن انسان» نیست، بلکه تمایلات جنسی او نیز به یک گناه تبدیل می شود.

در دوره ی رنسانس مرگ تصویر اروتیک شده ای می یابد که به مرور زمان به اوج خود می رسد. با زبان دیگر قرون وسطی از مرگ رنج می برد و این دوره از « مبارزه خیر و شّر » : « گناه از شّر نیست بلکه شّر است که گناه می زاید.» چرا که این مار بود که انسان ر ادر بهشت فریفت.

نا گفته نماند که لوترانیزم تصویر دیگری به مرگ داد و مرگ را با شیطان مترادف کرد. در یکی از تابلو های هانس بَلدانگ تصویر زن برهنه ای که صورتش را موج دریا به عقب خم کرده است و با بی علاقگی تمام به پوزه ی خندان جمجمه ای اجازه ی بوسیدن می دهد ، مشاهده می کنیم. در این دوره شیطان ِ ملعون چهره ی زنانه ندارد ، بلکه دو جنسی است.

البته ما می دانیم که شاعران و نقاشان بسیاری مرگ را رومانتیک و عاشقانه ترسیم کرده اند: لِسین اسکلتهای قرون وسطی را به کنار زده و مرگ و نیستی را جوانکی رنگ پریده با مشعلی در دست به نمایش می آورد ( این آغاز یک تغییر است). در افسانه های این دوره تَنتانوس در قالب ِ آدم ظریف و رنجوری شکل ایده آل روز گار خود می شود. او داماد همه ی ارواح است ، دوست خوبی که وعده ی جاودانگی ، آرامش و آسایش می دهد. اما در نیمه ی پایا نی سالهای 1800 مجددا زن نقش مرگ را به عهده می گیرد. مادر مرگ چون معشوقه ، سلیطه ، زنِ دست فروش و ... از میان سایه ها سر بر می آورد.« شعر مهیب* » اثر چالز بودلر ، « بانوی مرگ* » اثر ماریا ریلکه از این دست آثار است. در تابلوی «گوشه ی خیابان» اثر فلیسیین روپ دختر فاحشه ی پیری است که مردان را با ماسکی بر صورت می فریبد.

درام نویس های آلمانی از قبیل مولر و برشت – به مرگ تصویری مادرانه داده اند!

به راستی دلیل اروتیکه و فمینیزه کردن مرگ چیست؟ آیا زن انتقامجوی ِ نا بخشودنی تنها عکس العملی علیه فرهنگ های راسیونالیست است؟ به نظر گوتک سیمون دوبوار نمونه ی خوبی از این دست است. مرد از زن به عنوان موجود بیولوژیکی می ترسد.زن عادت ماهانه می شود. زن حامله می شود. زن می زاید و انسان بودن مرد را به او گوشزد می کند... رابطه ا ی میان اسطوره و باور مردم در این تلقی یافت می شود: مرگ را کسی می دهد که زندگی می بخشد.

در قسمت پایانی مقاله شعری از ادیت سودر گران آمده است که روزی آن را در دفتر خاطراتم نوشته بودم:

زندگی مثل مرگ است

زندگی خواهر مرگ است

مرگ چیز غریبی نیست، تو می توانی نوازشش کنی. دستش را بگیری. مویش را بنوازی.

او به تو گلی خواهد دادو لبخندی

تو می توانی صورتت را در میان سینه هاش فروبری و آوای قلبش بشنوی:

وقت ِ رفتن است.



او نخواهد گفت که دیگری ست.

صورت ِ سبزی نیست بر زمین

مرگ.

با گونه ی گلی – همه جا ست و با همه می گوید

مرگ

صورتش انعطاف پذیر

گونه هایش نرم –

و گوشتالود است –

مرگ.

دست نرمش بر قلبت می گذارد

و خورشید گرم نمی کند ترا که می بویی

دست نرمش.

سرد است

و عاشق ِ هیچکس نیست

مرگ.



نهاد های فرهنگی و اجتماعی ، اقسانه های مذهبی و اسطوره ها بهترین اسناد موجودنند که می توانند چهره ی تاریخی مرگ را به ما نشان دهند ، کاری که از عهده ی دستور زبان ها بر نمی آید.

در پس گفته های گوتک بافت پیچیده ی نهاد ها و تفاوت های فکری – عقیدتی نهقته است. در نوشته ی او تصاویر مختلفی از « جنسییت مرگ» ارایه نمی شود، در عوض از مراجع موج می زند. اما او پرسش ساده ی خود را ما چرا باید به مرگ بیندیشیم؟ بی پاسخ می گذارد و می گوید:

« نیمه شبی که پسرم مرا از خواب بیدار کند و بپرسد که مرگ چیست ، به او پاسخ خواهم داد : حال موقع این فکر کردن به این حرف ها نیست. تو عمر دراز خواهی کرد. حال بگیر بخواب! و البته او به خواب نخواهد رفت.» گوتک می افزاید تصویر ساختن از چیزی که وجود ندارد چه سودی دارد ؟ ما هرگز نمی توانیم تصویری از مرگ بدهیم و درست به همین خاطر باید به تصویر پردازی بپردازیم. ما با نام بخشیدن به بی نامها و فرم دادن به بی فرم ها – یعنی آنچه که فنای ماست – بی نام ها و بی فرم ها را ملموس و حس شدنی می کنیم.

و آخر : مرگ از زندگی جدا نیست. مرگ جزء لاینقک زندگی است.
?ایمان کپل | پیوند |

چهارشنبه هفدهم آبان 1385 @ 14:44 یه سری جک خیلی خیلی باحال

اگر مردي در ماشين رو براي همسرش باز ميکند : ?- ماشين , جديد است - ?- همسر , جديد است - ?- آن زن همسرش نيست

اگه مردونگی مرده - اگه رفاقت رنگ باخته - اگه عشق دیگه معنا نداره - اگه دنیا پر نامردیه - اگه آرامش دیگه خواب و رویاست - تو چی کار داری بشین جوکت رو بخون.

يِه تركه می ره رستوران... به گارسون میگه آقا غذای امروزتون چیه؟
گارسون میگه کاستوبیلوتانیماندانوف با لیمو.....
تركه میگه کاستوبیلوتانیماندانوف با چی؟


عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بوده و داشته بچه‌ها رو تماشا مي‏كرده، يک بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، بچة شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي

ترکه تو توالت غش می کنه وقتی به هوش میاد میگه : من کیم... اینجا کجاست... کی منو ریده؟

به آخونده می گن حاجی جونا عرق می خورن ؛ مست می کنن قمار بازی می کنن .... حکم چیست ؟آخونده می گه خشت

جشنواره فيلم فجر در اصفهان: - دو نفر با يك تخم مرغ ! - تا حالا موز خوردي؟ ! - 10 نفر زير يك چتر ! - من هوشنگ 15 تومان دارم ! - ديشب باز هم پيتزا خوردم

از يه اصفهانیه مي پرسن وقتي سر يخچال ميري چي مي خوري
گفت:كتك


قشنگ ترين آدم دنيا :دکتر محمود احمدي نژاد 3 - پيرترين آدم دنيا : علي دايي 4 - جواد ترين آدم دنيا :بنيامين 5 - با استعداد ترين بازيگر سينماي دنيا : محمدرضا گلزار 6 - بد بخت ترين آدم دنيا : دوست پسر 7 - ورزشکار ترين آدم دنيا (البته در رشته چتر بازي ): دوست دختر 8 - باحال ترين آدم دنيا : من

بزرگترين گناه؟ ترک بودن ...بزرگترين تفريح؟ ترک سر كار گذاشتن ... بزرگترين جهاد؟ترک كشتن ...بزرگترين ترس؟ ترک ديدن ... بزرگترين كار؟ ترک اهلي كردن .بزرگترين شگفتي؟ ترک عاقل ديدن ... بزرگترين آرزو؟ نديدن ترک... !!!

هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جزترکه .ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه !!!

اصفهانيه خونش آتش ميگيره اس ام اس ميزنه به آتشنشاني ميگه يه خونه آتيش گرفته زنگ بزنيد تا آدرسشو بگم

ترکه سوار هواپیما می شه می بینه هر کی با یه چیزی کلاس میاد یکی لب تابشو باز کرده جلوش یکی موبایلشو یکی ... می خواد کم نیاره دستمال کاغذی رو برمی داره میذاره تو جیبش که یه گوشش بیرون باشه بغل دستیش میگه ببخشید این چیه میگه ای وای کی به من فاکس زده؟؟؟!!!!

فرق زن با مرد:

یه زن شب نمیاد خونه - شوهرش می پرسه کجا بودی؟می گه خونه یکی از دوستام.مرد به ده تا از دوستای زنش زنگ می زنه "همشون انکار می کنن وحتی یه نفر هم گردن نمی گیره.
یه مرد شب نمیاد خونه- زنش می پرسه کجا بودی؟می گه خونه یکی از دوستام .زن به ده تا از دوستای مرد زنگ می زنه هشت تاشون تایید می کنن که مرد شب پیش اونا بوده ودو تای دیگه هم تاکید می کردن که حتی همین الانم پیش ماست ولی به هزارو یک دلیل نمی تونه حرف بزنه




دولت اعلام كرده به مناسبت قرار گرفتن ايام هفته بين دو جمعه ، از اين پس ايران تعطيل است


رشتیه به زنش میگه عزیزم خوشحالم كه مادر شدی . زنش میگه انشاا... یه روزیم تو پدر میشی.


آگاهان پيشنهاد کردند از اين به بعد کاربران اينترنتي موارد زير را قبل از ورود به اينترنت رعايت کنند. اول: قبل از ورود به وب سايت هاي اسلامي وضو به همراه داشته باشند. دوم: با پاي راست وارد وب سايت هاي مستهجن شوند. سوم: رضايت پدر دختر در هنگام چت با نامحرم شرط است. چهارم: در هنگام ارسال آف لاين هرگز فراموش نکنيم که خداوند هميشه آنلاين است
?ایمان کپل | پیوند |

دوشنبه پانزدهم آبان 1385 @ 14:14 چنتا جوک

ميدونيد بسيج مخفف چيه؟ " بنياد سازمان دهي يك مشت جوجه



يه تركه پليس مخفي ميشه تا 3 ماه دنبالش ميگشتن



پرتاب اولين زن ايراني به فضا را به فال نيك ميگيريم . اميدواريم روزي نيز شاهد پرتاب آخرين زن ايراني به فضا باشیم.
انجمن دوستاران زنان در ايران



يه موز و يه پسته با هم دعواشون مي شه، موز به پسته ميگه: كه چي بشه؟ هميشه نيشت بازه؟ پسته ميگه: از تو كه بهترم، بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو مي كشي پايين!



غضنفر به زنش مي گه 3 تا حيوان نام ببر كه با خ شروع بشه. زنش مي گه: خودت، خواهرت، خدابيامرز مادرت!



به تركه ميگن...ميس كال چيه؟

ميگه يه نوع مقياس وزن هست..نشنيديد؟ مثلا" ميگن يه ميس كال زعفران!



امام جمعه تبريز فتوا داده قبل از اينكه آب بخوريد، 3 بار بايد بسم الله بگيد،

چون توي آب 3 تا جن داره، دو تا اكسيجن و يه دونه هيدروجن



قزوينيه ميره پيشه روانشناس ميگه اين كودك درون كه ميگن كجاست؟



تركه يه شماره تلفن پيدا ميكنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا كردم آدرس بديد براتون بيارم



سر كلاس پزشكي استاد از شاگرداش ميپرسه: كدوم يك از اعضاء بدن

ميتونه تا 9 برابر حالت عادي بزرگ بشه؟

يه دختر ميگه: استاد من ميدونم ولي روم نميشه بگم... استاد ميگه عيب

نداره نگو!يه پسره ميگه منم ميدونم ... اون مردمك چشمه.....

استاد ميگه آفرين درسته...

بعدش به دختره ميگه شما هم اينقده توقع زيادي نداشته باش!!!!!



ترکه داشته رد ميشده پاش پيچ ميخوره ميوفته رو يه خانومی .

هي خانومه سعي ميكرده از زيرش بياد بيرون ترکه نمی گذاشت .آخر داد ميزنه ميگه :آقا پاشو ببينم!!!!!!

ترکه ميگه : نه !بايد بمونی افسر بياد كروكي بكشه!!!!



پدر مادر و خواهر علي دايي رسما اعلام كردن

بازي ايران آنگولا به ما هيچ ربطي نداره .

علي خودش زن داره



یه پسری به دوست دخترش میگه : عزيزم يه بوس از اون لبات بده كه با گرماش سيگارم رو روشن كنم .

دختره میگه: نميدم تا كونت بسوزه بعد با حرارتش ميتوني سيگارت رو روشن كني



يه نفر تو قزوين كارت پايان خدمتش از دستش ميفته رو زمین، تصمیم میگیره دوباره بره سربازي!



یه دختر اصفهاني با دوست پسرش از قبل قرار میذاره شب بيا خونمون اگه موقعيت خوب بودمن يه سكه از پنجره ميندازم پايين...

شب ميشه،،، دختره يه سكه از پنجره ميندازه پايين! ولي هر چقدر واي ميسته ميبينه پسره نمياد بالا سرش رو از پنجره بيرو مي بره ميگه چرا نمياي؟!!

پسره مي گه دارم دنبال سكه مي گردم!

دختره مي گه بيا بالا بهش كش بسته بودم الان تو دستمه...!



تركه زنش رو طلاق ميده...

بهش ميگن:باباطلا خانم كه زن خوبي بود چرا طلاقش دادي؟

تركه با عصبانيت ميگه:غلط كرده تازه فهميدم كه چقدر عوضي بوده! ديروز بازار بودم همه ميگفتن طلا كشيده پايين!



ترکه هنگام طلاق این شعر رو سروده:

يا رب اين دلبر شيرين كه كه سپردي به منش- - - بس كه گوه بود سپردم به ننه اش



اگه گفتی علامت @ در ايميل يعني چه؟

يعني: اي دورت بگردم



ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟

- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!



وقتي خدا آدم رو آفريد داشت تمرين ميكرد که چطور یه انسان کامل بسازه!

اما وقتي حوا رو آفريد با خودش گفت:
کار نيكو كردن از پر كردن است
?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه یازدهم آبان 1385 @ 20:35 یه سری جوک در وصف قزوینی های عزیز

۱- یه قزوینیه میمیره وصیت میکنه بدنش رو بسوزونن ازش پودر بچه درست کنن و......

۲- یه قزوینیه میره اروپا یک خارجی ازش میپرسه ببخشید قزوین کجاست قزوینیه میگه اگه کونت

میخاره همین جاست هاااااا.

۳-شجاعترین مرد ایران کیه؟ امام جمعه قزوین

۴- میدونید بچه یک خروس و یه مرد چی میشه ؟ ۱۰۰ در  صد یک قزوینی

۵- یک قزوینی میره نماز جماعت وقت پا شدن از رکوع یک دقیقه زودتر بلند میشه زود میگه خدایا برای

این همه نعمت ازت متشکرم.

۶- به میمنت دستیابی به انرژی هسته ای سجده شکر بگذارید . (( شهرداری قزوین))

۷- پشت گرمی شما باعث دل گرمی ماست (( شهرداری قزوین))

۸- تو پارکهای قزوین نوشتن لطفا گلها را بچینید

۹-یه درویش میره قز وین موقع ورود میگه یاهو یا علی مدد موقع خارج شدن هم میگه یهو یهو یهو

۱۰-تو دروازه ورودی قزوین نوشتن خوش آمدید تو خروجیش هم نوشتن خوشتان آمد

۱۱-از یه قزوینی میپرسن بزرگترین سد دنیا چیه میگه شلوار لی

۱۲-یه قزوینی میخاسته آمپول بزنه از ترس میره تهران

۱۳-دعای بدرقه قزوینیا:خودم پشتت خدا پناهت

۱۴-قزوینیه ازدواج میکنه تو کارت عروسیش مینویسه آوردن بچه الزامی است

۱۵- سازمان سنجش اعلام کرد که هیچ قزوینی حق ندارد پشت کنکور بماند

۱۶- کنکور همچنان در قزوین ادامه دارد !!!! چون هیچکس جرعت برداشتن سوالها رو از زمین نداره

۱۷- به یه قزوینی میگن غم انگیزترین نقاشی دنیا رو بکش یه کون بی سوراخ میکشه

۱۹-قزوینیه رو با یه سه لیتری تف دستگیر میکنن

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه یازدهم آبان 1385 @ 15:22 توپ کاشی (توپ پینگ پنگ)

امروز میخوام براتون یه داستان تعریف کنم یه داستان جالب.

یه روز یه پسر بود که پدر و مادرش خیلی دوسش داشتن.

وقتی اولین بار شروع کرد به راه رفتدن باباش خیلی خوشحال شد بهش گفت: بابایی چی دوست داری جایزه برات بگیرم؟ پسر کوچولو گفت: توپ کاشی
5 سال بعد وقتی با معدل بیست اول دبستان رو قبول شد باباش گفت : بابایی چی دوست داری جایزه برات بگیرم؟
پسر کوچولو گفت: توپ کاشی

1 سال بعد 2 سال بعد هرسال با بهترین معدل قبول می شد ولی هر وقت باباش می خواست براش جایزه بگیره پسره میگفت توپ کاشی میخوام
حتی وقتی کنکور رو با بهترین رتبه قبول شد با زم توپ کاشی از باباش خواست .
یه روز باباش ازش پرسید : آخه پسر این همه چیز ( موبایل , ماشین , پول ,کامپیوتر ) چرا تو فقط توپ کاشی میخوای؟
پسر گفت : بابا روزی دلیلشو بهت میگم که یه من داشتم می مردم یا تو

تا این که یه روز ماشین پسر رو می زنه و می ندازتش تو بستر مرگ .....

باباش بهش میگه پسرم حالا که داری میمیری اقلا بگو چرا از من هر سال جایزه توپ کاشی می خواستی

پسره می گه: باشه بابا " من واسه این توپ کاشی میخواستم که ..............خ خ خ خ"
بابا:نه ه ه ه ه ه



پسره مرد و کسی نفهمید واسه چی توپ کاشی می خواسته اگه شما فهمیدین به منم بگین
?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه یازدهم آبان 1385 @ 15:3 چنتا جوک برا این هفته


اصفهاني موز ميخره تا يك هفته دستشويي نميره



ترکه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! ترکه مي گه: آخه خـَيـلي كلاس داره!



يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!




بازرس رفته بود شادگان تا از مدرسه عرب ها بازديد كنه. عبود رو صدا كرد و گفت: يك سوال مي پرسم تا سطح علمي تو رو بدونم.بگو ببينم كي درِ قلعه ي خيبر رو شكست؟ عبود ميزنه زير گريه و ميگه:آقا به خدا كار ما نيست.بازرس عصباني ميشه و ميره پيش معلم و موضوع رو تعريف ميكنه.معلمه که اسمش جاسم بوده ميگه:من فكر نكنم كار اون باشه آخه اون بچه ي خوبيه.بازرس كه كلافه شده بود ميره پيشه مدير و ههمه چي رو تعريف ميكنه.مدير خر هم ميگه:اشكالي نداره شما بگيد چقدر خرج داره خودم ميدم.




تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!


يه روزي از روزا پسر ترکه ميره پيشه باباش ميگه: بابا چرا به ما ميگن خر! پدره با قيافه اي حق به جانب ميگه:برو يه قاشق با يه قابلمه بيار. پسره ميره و مياره. پدره به پسره مي گه: خب حالا دقت كن. بعد پدره قاشق رو مي زنه به قابلمه. يه دفعه پسره از جاش بلند مي شه ميگه: كيه در میزنه؟! .پدره ميگه خب حالا ديدي چرا به ما ميگن خر؟ پسره ميگه: آره .بعد پدره رو پسرش ميكنه ميگه: خب پسرم حالا اينارو بگير بابا بره درو باز كنه




تركه مادرزنش رو ميبره دكتر، دكتره ميپرسه: اين بنده خدا چه بلايي سرش اومده؟ تركه ميگه: زهر خورده. دكتره تعجب ميكنه، ميپرسه پس چرا سر و صورتش خوني ماليه؟! تركه ميگه: آخه لامصب به زبون خوش كه نميخورد


تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. تركه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم ‍خواب هستن چطور؟ تركه ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم


تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!


يه روز يه ترکه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو ترکه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر ميکنه که جو گوزيده. ترکه يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. ترکه که خيالش راحت شده بود که مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه




?ایمان کپل | پیوند |

جمعه پنجم آبان 1385 @ 17:18 sms



اگر به نیت ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ۱۲۴۰۰۰۰ اس ام اس ارسال کنی آخر ماه خبر خوشی از جانب

مخابرات دریافت می کنی


بر روی سنگ سفیدی نشسته بودم و انتظار آمدنت را می کشیدم ... باد صدای آمدنت را به

گوش جان می نواخت ... صورتم سرخ شد ... پاهایم لرزید ... ناگهان سیفون را کشیدمو تو را


آب برد


مثبت اندیشی یعنی اینکه اگر گنجشکی رو سرت رید تو خوشحال شی از اینکه چرا گاوها پرواز

نمیکنند


چشمانت وقتي زيباست كه مال اشك باشه اشك وقتي زيباست كه مال عشق باشه عشق وقتي

زيباست كه مال تو باشه تو وقتي زيبايي كه دستت تو دماغت باشه



زن خسته شدم پس کی میاد :؟ مرد صبر کن الان میاد زن: خیس عرق شدم مرد: غر نزن داره

میاد زن: پاهام درد گرفت بسه مرد: بیا اینم تاکسی !!!


دستام خسته شدند...پاهام طاول زدند... از کمر افتادم... اصلا جون ندارم... دارم میمیرم تو رو

خدا یکی از اندی بپرسه خوشگلا تا کی باید برقصند


خري گم كرده ام با باركاشي مي فرستم اس ام اس شايد آن خرتوباشي



به دريا مي نگرم تورا مي بينم... به صحرا مينگرم تورا مي بينم... نميدونم كي رو

عينكم ريده!!!


دوستان عزيز اميدوارم درسال جديد پله هاي طرقي را يكي يكي طي بكشيد !!!


نگاهم با نگاهت كرد برخورد خدا خيرت بده حالم به هم خورد


تو در قلب مني تو در خون مني رفتم دكتر گفت انگل داري


دنيا را بدون خانمها تصور كنيد: بازارها خالي، پولها اضافه، خيابونها خلوت،

مخابرات ورشكست شده، شيطون بيكار


دانشجو اگر عاشق شود بي پرده مشروط مي شود چيزي شبيه حذف ترم با عشق ممكن

مي شود





گفتي بخواب خوابيدم گفتي باز كن باز كردم درد داشت تحمل كردم وقتي كارش تموم

شد خون اومد ترسيدم آخه اولين بار بود دندونمو ميكشيدم



هميشه باخود عكسي ازهمسرتان داشته باشيد تا درهنگام برخورد به مشكلي به آن نگاه

كرده وبه خاطربياوريد كه مشكل بزرگتري هم وجود دارد



دوست عزيز به علت شيوع وبا با آفتابه آب نخوريد



اگه 1 روز بري سفر...اگه 2 روز بري سفر...اگه3 روز بري سفر...اگه 4 روز بري

سفر...اگه 5 روز بري سفر...اگه 6 روز بري سفر...اگه 7 روز بري سفر... اون وقت

1 هفته هست كه سفري



دستانم را بر کمرت حلقه می زنم... لبانم را برلبانت می گذارم و از عصاره ی

وجودت می مکم ... با تمام وجود فرياد می زنم... دوستت دارم شيشه نوشابه

كامپيوترها به 4 دليل دخترند : 1.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره! 2.فقط

خودشون زبون خودشون رو مي فهمن! 3.اگه يه كسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول

داره براشون لوازم جانبي بخره! 4.اگه يكم صبر مي كردي يكي بهترش گيرت مي

اومد!!!




ديروز منتظرت بودم نيامدي...امروز منتظرت بودم نيامدي...فردا منتظرت خواهم

ماند......چه سخته يبوست


خيلي دوست دارم يه روزميام دنبالت ومي برمت جايي كه دست هيچكس بهت نرسه...

قربانت ....عزراييل!!!



وقتي طاووس براي ناز كردن وكلاغ براي غار غار كردن و روباه براي فريب دادن

و تمساح براي گريه كردن داشته باشي ديگر نيازي به زن نداري!!!


?ایمان کپل | پیوند |

جمعه پنجم آبان 1385 @ 17:0 چقدر سخته !!!

چقدر سخته خیره بشی به عکسش و با نگاه به چشمانش دوباره گریه امونت نده

چقدر سخته که بخوای فراموشش کنی در حالی که می دونی هیچ وقت نمی تونی

چقدر سخته که یه عاشق دیگه هیچوقت توی زندگیش شادی نداشته باشه

چقدر سخته که فقط یکی رو داشته باشی و بعد بفهمی که کسی رو نداری

چقدر سخته که به او فکر کنی اما او همزمان به فکر کسی دیگه باشه

چقدر سخته که وقتی عاشق هستی او حتی دوستت هم نداشته باشه

چقدر سخته که عاشق کسی باشی که عاشق یکی دیگست

چقدر سخته که تنها باشی یا تنها رها بشی

چقدر سخته که متنفر باشی و از کسی که براش به اندازه یه ارزن هم نبودی اما عاشقانه بقیه راه رو بد رقه اش کنی

چقدر سخته با کارهای بی خود خودتو مشغول کنی که بهش فکر نکنی و حتی به خودت هم فکر نکنی تا حدی که بری اما ندونی کجا میری حرف بزنی اما ندونی با کی و چرا نگاه کنی اما ندونی به چی و کجا گوش کنی اما نشنوی حتی عطر وجود هیچ کس راو در کنارت حس نکنی و قطرات اشک که بی اختیار رو گونه هات می دونـد حـس نـکـنـی فـقـط بـخـوای که بـخوابـی امـا خوابت نبره و وقتی هم که ازخوابیدن منصرف می شی تازه بفهمی که تا حالا توی خواب بودی ...

چـقـدر سـخـتـه تـوی چـشـمای کسی نگاه کنی که تمام مهرت رو ازت دزدیده و به جـاش یه زخـم همیشگی به قلبت هدیه داده و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوسش داری

چقدر سخـتــه دلت بخواد سـرت رو باز به دیوار تکیه بـدی کـه یـه بـار زیر آورار غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته تو خیـالـت سـاعـتهـا باهاش حـرف بـزنی ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی

چـقـدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گـونـه هـا تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری

چقدر سخته وقـتـی کـه یـکـی رو دوســت داری بــری و بـاهــاش دعـوا کـنـی کــه دیگه نبینی اونو تا دلت لعنتی تو دیگه یادش بره که اون هست شاید شـب راحـتـر بخوابی شاید فکرش دیگـه تـو سـرت نـیـاد

خیلی سخته که بغض داشته باشی واما نخواهی کسی بفهمه

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد که فراموشش کنی

خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری

خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن و جزاونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای

خیلی سخته غرورت رو به خاطره یه نفر بشکنی بعد بفهمی که دوستت نداره

خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطره یه نفر از دستبدی اما اون بگه: دیگه نمی خوامت...

چقدر سخته خیره بشی به عکسش و با نگاه به چشمانش دوباره گریه امونت نده

چقدر سخته به خاطر او روی تخت بـیـمارسـتـان جـون بـکنی اما باز هم به او فکر کنی

چقدر سخته که فقط یکی رو داشته باشی و بعد بفهمی که کسی رو نداری



چقدر سخته که بخوای فراموشش کنی در حالی که می دونی هیچ وقت نمی تونی

هی فریاد بزنی و هیچ کس نشنوه در حال پرپر شدن باشی و هیچ کس نبینه

بگی مشکل دارم و هیچکس درک نکنه مثل یه میخ باشی و بی گناه زیر چکش له بشی

چقدر سخته وقتی به دیگران احتیاج داری هیچکس کنارت نمیمونه

چقدر سخته میبینی کسانی که ادعای دوستی و فامیل بودنو دارن فقط نابود شدنتو تماشا میکنن

چقدر سخته وقتی احتیاج به همدردی داری حتی یه نفر هم پیدا نمیشه

چقدر سخته ببینی عمرت داره میره و هنوز هیچ کار مهمی تو زندگیت نکردی

چقدر سخته ببینی کسانی که یه عمر دورت بودن حالا که بهشون احتیاج داری دورتو خالی میکنن

چقدر سخته که میبینی داری نابود میشی و هیچ کاری نمیتونی بکنی

چقدر سخته که هیچ کس درکت نکنه و همه فقط بگن ولش کن

چقدر سخته که ببینی همه چشماشونو رو تو میبندن چون دیگه بدردشون نمیخوری

چقدر سخته که میبینی جوونی و همه فقط می خوان تا اونجاییکه جون داری ازت بیگاری بکشن

چقدر سخته بین کسانی زندگی کنی که نه تو رو میبینن و نه صداتو میشنون

چقدر سخته همه اینا رو ببینی و بعد همه هی میگن که میخوان کمکت کنن ولی هیچ کاری نمیکنن

سخت تر از همه اینا اینه که میبینی هیچ وقت رو کمک کسی حساب نکردی و رو پای خودت ایستادی. حالا که به این روز افتادی همه تنهات ميذارن


?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه چهارم آبان 1385 @ 13:58 یه سری جوک توپ +18

تر که را از مدرسه اخراج می کنند.پدرش میاد پیش مدیر و میگه: چرا بچه منو اخراج کردین؟ معلم: آخه ازش پرسیدم "تخت جمشید" رو کی آتیش زده جواب نداد. پدر ترکه هم با قیافه طلب کار گفت: ای بابا این که دیگه اخراج نمی خواست! من خودم نجارم- برای جمشید آقا یه تخت جدید می سازم


چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس... ....پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه


تركه قهرمان شنا ميشه.ازش ميپرسن شما از كجا شروع كردين؟ ميگه والا ما ...از زمينهاي خاكي .

ترکه از خواب پا میشه میزنه پس کله خودش به خودش می گه: چطوری حیوون ؟!!.


اگرمي خواهيد ديگران را حرص بدهيد .... 1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلويزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي که مياد روشن کنه برق از سه فازش بپره

تركه دلش میگیره- محلول لوله بازکن میخوره.

يه روز ترکه ميره دندونپزشكي و به دكتره ميگه: آقاي دكتر!من اين دندونم درد ميكنه.دندونپزشكه هم يه كم نگاه ميكنه و بعد دندونه رو ميكشه. بعد ترکه ميزنه زير خنده و ميگه: گولت زدم!، خرت كردم؛!! اون يكي دندونم بود

از یک ترکه میپرسن "شما مغز خر خوردید؟"
ترکه میگه" نه ولی یکبار خر مغز منو خورد بهش دکترای افتخاری ادبیات ترکی دادند."



ترکه یه دو زاری سیاه پیدا می کنه با میندازه تو تلفن عمومی میگه: الو آفریقا


ترکه میخواسته مگس بگیره میره پشت دیوار صدای گه در میاره


تركه میره آمپول بزنه میره. به پرستاره میگه خانم من اومدم آمپول بزنم. پرستاره نگاه میكنه مي بينه آمپولش پني سيلينه. میگه آقاشما آخرین بار كی پنیسیلین زدین ؟ تركه میگه دیروز. پرستاره میگه خیلی خب آمپول رو میزنه و يكهو تركه غش میكنه حالش بد میشه و ....!!! بعد از اینكه حالش رو جا میارن پرستاره با عصبانیت میگه مرتیكه خر مگه نگفتی دیروز پنی سیلین زدی تركه میگه : آره ولی دیروز هم همینجوری شد

برای ازدواج: زن باید نجیب باشه مثله اسب...! چشاش قشنگ باشه مثل آهو...! زیبا و با وقار باشه مثل طاووس...! ولی مرد ها فقط خر باشن کافیه


يه روزي يه ترکه ميره خاستگاري بعد
باباهه ميگه مهريه 50 مليون بعد ترکه مبگه: اووو
شبي چند حساب کردين؟!!!

جایزه تبرک در قزوین یک سال استفاده مجانی از حمید!!!


از تركه میپرسن: نظرت در باره دوران نامزدی چیه؟ میگه:‌ ای بابا! مثل اینه كه بابات برات دوچرخه بخره ولی نگذاره سوارش بشی!!!



لره شب عروسی به پسرش میگه :پسرم سفترین جاتو بزار اونجایی که دختره میشاشه!! فردا صبحش پا میشه می بینه کله پسر تو چاه فاضلاب گیر کرده!!



تركه پاهاش خواب ميره، پتو روش مي‌كش


عید فــــطــــر مبارک !

رصد خانه ی اردبیل !



يه عارف قزوينـــي ميگه: تا اميد هست، آرزو نخواهم كرد



به زشتیه میگن زنتودیدیم با ماکسیما با یه مرد غریبه ۱۹۰ تا داشتن سرعت میرفتن.میگه :اره ماکسیما ۱۹۰ تا رو راحت میره.


تركه و فارسه داشتن با هم توي پارك راه مي رفتن.تركه ميگه: اگه اين درخت كاج ميتونست حرف بزنه فكر مي كني به من چي مي گفت؟ فارسه: بهت ميگفت من بلوطم احمق جون

بچه اصفهانيه از باباش مي پرسه: بابا چرا ما هم مثل مردم با كشتي مسافرت نمي كنيم؟ باباش ميگه: حرف نزن بچه ! شناتو بكن-حالا ميرسيم


دو تا آباداني داشتن لاف ميزدن: اولي: ديشب يه سنگ پرت كردم سمت كره ماه ديگه به زمين برنگشت! دومي: اي پدر سگ! پس ديشب كه داشتم قدم ميزدم اون سنگو تو زدي تو سرم؟!!


تركه ميره لبنان بجنگه.فرداش فرار مي كنه ميره اردبيل! بهش ميگن پس چي شد برگشتي؟! ميگه آخه لامصبا به قصد كشت تفنگ بازي مي كنن

در اصفهان:
آقاي راننده ! يكي از مسافرا از شيشه افتاد بيرون!
راننده: ايشكالي نداره ! آخه پولي كرايه شو حساب كرده بود



دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!



در راستان اينكه هر روز مشاهده مي‌كنيم مردم علاقه زيادي به جواد شدن دارند، اين هم راهنماي جواد شدن يا چگونه جواد شويم (براي پسران):

1- يك عدد پيكان 57 مدل جوادي با لاستيك دور سفيد.



2- نوشتن نام تايتانيك (به انگليسي) روي شيشه عقب پيكان.



3- آهنگ تكنو گوپس، گوپس، با صداي بلند.



4- دو تا بلندگو اضافي در ماشين.



5- نوشتن عبارت: «چون كه تكي... با نمكي» روي صندوق عقب ماشين.



6- پاتوقها: چمن‌هاي پارك ساعي و شهربازي.



7- پاتوق اينترنتي: انجمن پندار و ياهو مسنجر!



8- تكه كلامها: هوچيكتيم، كرتيم و زت زياد.



9- ژل به مقدار زياد و مدل ميكروبي توصيه مي‌گردد.



10- ماشين مورد علاقه: پيكان آردي (جواد مخفي).



11- شخصيت مورد علاقه: علي پروين.



زن به مرد : عینکتو بردار پامو زخم کردی ....
بعد از مدتی زن به مرد :عینکتو بذار الان نیم ساعته داری فرشو لیس میزنی !!!


سلام بچه ها من یه نفر دیگه مونده که ۱۸ نفرم تو نوت بوک رایگان رو تمام کن یک نفر بامرام نیست اخریش باشه اگه یه کوچولو مرام دارین اینجا کلیک کنین وبعدش ثبت نام کنین.



زن رشتیه به شوهرش میگه : وقتی تو نیستی همسایمون قزوینیه میاد ترتیب منو میده !
شوهرش میگه : ولش کن دیوونه اس وقتی هم تو نیستی ترتیب منو میده !!!


ترکه میاد تهران سر راهش یه پرشیا صفر می بینه . می زنه شیشه هاشو خورد میکنه .
صاحبش میاد میگه مرتیکه مگه مرض داری ؟!
ترکه میگه آخ براي تو بود ؟!؟! من فکر کردم ماشینه شوکته !!!!


ترکه ميميره عکسشو نداشتن سره خاکش بذارن
تا گردن خاکش مي کنن


راه هاي دوست دختر آزاري؟

اگه بهتون زنگ زد(در اين مسئله فرض برمريم نام دوست دخترتونه...)بگين سلام عسل جون.بعد يه دفعه انگار كه تازه متوجه شدين بگين ببخشيد عزيزم نيلو جون تويي؟؟؟؟مي تونين اين سيرو تا ده بار تكرار كنين ولي براي بار يازدهم ديگه خطر مرگ به همراه دارد و ما در اينجا هيچ مسو ليتي بر عهده نداريم سازمان آزار واذيت دوست دختر ها ايران



یه بار یه رشتیه فوتبالیست داشته میمرده زنش بالای بسترش نشسته بوده عذاب وجدان میگیره نیگه: من باید برای اعتراف کنم!! رشیته میگه خوب بگو! زنش میگه یادت هست هرچی التماس می کردی مربی تو تیم رات تمیداد بعد یه روز اومد گفت حتما باید بازی کنی؟ اون کار من بود!!! رشتیه گفت خوب! زنش ادامه داد: یادت هست تیم هیچکس بهت پاس نمی داد بعد از یه روز همه بهت پاس می دادن؟ اون کار من بود!! رشتیه میگه دیگه چی؟ زنش میگه یادت هست وقتی می رفتی ورزشگاه همه تو رو هو می کردن بعد از از یک روز همه داشتن تشویقت می کردن اونم کار من بود!!!!



یه روز یه رشتیه از زنش می پرسه اگه من بمیرم شوهر می کنی؟ زنش میگه: خوب آره... بعد رشتیه میگه دوستش هم داری؟ زنه میگه: آره! بعد از زنش می پرسه براش آبگوشت هم می پزی؟ زنش میگه: آبگوشت دوست نداره!!!



رشتیه میره زن میگیره بچه های محلشون میگن: اوووووو چقدر زود؟!! یه خورده در موردش تحقیق می کردی رشتیه میگه: اوووو به مولا خیلی تحقیق کردم هرکی ...زده راضیه




بيچاره مردا:
وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش


به ترکه یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم



پس از اعلام منفی بودن نتیجه ازمایش ایدز بهروز موجي از شادي قزوين را فرا گرفت



?ایمان کپل | پیوند |

سه شنبه دوم آبان 1385 @ 0:48 مطالب جالب (یه قسمتاییش +18 ست مواظب باشین)

بعضی ها از اون داستانم (عاشقم ولی خجالت می کشم ) گریشون گرفت اونو نوشتم جون یه مدت بود که حالم گرفته بود حالا دوباره حالم خوب شده و براتون چن تا مطلب با حال نوشتم که بخونی نو حال کنین


كعبي در مصاحبه با خبرنگاران در مورد لگدي !! كه به صورت فيگو زد گفت : من ديدم پام كه به مرحله بعدي نميرسه ! حداقل جا پام برسه





ميدونين شباهت هويج با مینی ژوپ چيه؟
هر دوتاشون براي تقويف چشم مفيدند




يه روز يه خره ميره اب بخوره عكس خودش رو تو اب ميبينه ميگه: ایولااااا خر ماهي




چشماي نازنين تو مثل درياست اجازه بده جورابمو توش بشورم




از اون جائي كه نسل دايناسورها دو ميليون سال پيش منقرض شده پس ميشه نتيجه گرفت دنيا ديگه مثل تو نداره ه ه نه داره نه ميتونه بياره ه ه



دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتين



يادتون باشه اگه يه سيب گاز زديد توش يه كرم داشت ناراحت نشيد موقعي ناراحت بشيد كه يه سيب گاز ميزنيد و يه كرم نصفه مي بينيد




يه تركه سوار اتوبوس ميشه ميشينه پيش يه خانمه .بعد خانمه مي گوزه . تركه واسه اينكه خانمه خجالت نكشه ميگه من بودم . خانمه به خاطر اينكه آبروشو خريده بود بهش پول ميده .تركه به ایستگاهش میرسه میخواد پیاده
شه بلند ميگه : آقايو ن و خانما تایستگاه آخر هر چي اين خانم گوزيد من بوده ام




ميدوني چرا تشك رو قبل از دوختن حسابي با چوب ميزنند براي اينكه هرچي ديد صداش درنياد




اگه يه روز كسي اومد در قلبت را زد از قبل آايفون در قلبت را تصويري كن . چون اگه وارد قلبت بشه ديگه نمي توني بيرونش كني اخه مهمان حبيب خداست!



گاو نر دنبال گاو ماده ميكرده
گاو ماده خسته ميشه ميگه چي ميخواي از جونم ...
گاو نر ميگه : ماااااچ



به دلیل اهانت پاپ به دین اسلام از این پس به موسیقی پاپ میگن موسیقی گل محمدی !!!!!!



يه بسيجيه زن ميگيره زنشو ماه عسل ميبره جبهه



اصفهانيه كارت اينترنتش تموم ميشه ميندازش تو آبجوش




يه مگس مي افته تو چايي يه اصفهاني طرف مگس رو در مياره ميگه تف كن تف كن تا نكشتمت




اصفهانيه يه موز ميخوره تا يه هفته دستشويي نميره!





يه قزوينيه ميره با پيجامه ميره خواستگاري بهش ميگن اين چه تيپيه چرا كت وشتوار نپوشيدي ميگه گفتم شايد وصلت شد شب رو اينجا ماندم



قزوینه به زنش میگه عزیزم بیا حرفای عاشقانه بزنیم، زنش میگه تو اول شروع کن، قزوینه میگه داداشت خوبه؟



قزوينيه هيچ كس گيرش نمياد همه ي چراغ هاي خونه رو روشن ميذاره تا بابا برقي بياد




به كزارش بي.بي.سي هنوز بعد از سه هفته كنكور در قزوين ادامه دارد.زيرا داوطلبين هنوز جرات نكردهاند سوالات را بردارند



مردم قزوین هیچوقت بدبخت نمی شن چون بدبختی نمی تونه بهشون پشت کنه




رشتیه به مامانش می گه برام یه زنه ایدزی بگیر می خوام حال رفیقامو بگیرم




یه رشتیه ازدواج میکنه دوتا زن می گیره . ازش میپرسن یهو چرا دو تا زن گرفتی میگه شاید خونه مهمان آمد .



رشتيه از دست تركه ميره بالاي درخت تركه ميگه بيا پايين مي خوام خوارتو بگام
رشتيه: از اول مي گفتي فكركردم مي خواي كتكم بزني.



دختر يه رشتي دير مياد خونه باباش ميگه چرا دير كردي ميگه به من تجاوز شده باباه ميگه تجاوز 1ساعت حالا بگو 2 ساعت باقيشو كجا بودي؟؟



رشتيه از سربازي بر مي گرده ِ باباش بهش ميگه پسرم برات زن گرفتيم بيا اينم بچه ات.



یه رشتیه 10 تا بچه داشته همه رو برا تنبیه کردن میزده الا یکی شون بهش می گن چرا این یکی رو نمی زنی میگه :نه من دست رو سید بلند نمی کنم گناه داره




رشتیه اکس میخوره میره خونه میبینه زنش تنهاست میگه چه توهمی.!!



راستی عیدتون هم مبارک
فعلا بای
?ایمان کپل | پیوند |

دوشنبه یکم آبان 1385 @ 23:52 چن تا جوک باحال (در وصف ترکهای عزیز)



ترکه داشته بادمجان پوست مي کنده با خوشحالي ميگه: خدا کنه توش موز باشه!!!





به تركه ميگن انقدر جوك در موردتون ساختن ناراحت نميشي تركه ميگه نه همش خاطره است





تركه ميخواست نماز بخونه مهر نداشته امضاء مي كنه



تركه اسم بچشو ميزاره (اس ام اس) ميگن چرا اين اسمو گذاشتي ؟ميگه از پيام كه با كلاس تره




يه تركه مي‌گوزه كونش رگ به رگ مي‌شه



ترکه میره گلفروشی میگه بنفشه دارین ؟ یارو میگه : نه !
ترکه میپره تخمای طرف رو میگیره میگه زنم گفته اگه نداشت تخمشو بگیر !!!!!!





به يه تركه ميگن بزرگترين ريسكي كه تو عمرت انجام دادي چيه . ميگه يه دفعه اسهال بودم گوزيدم .





به تركه ميگن علي يارت ميگه نه داداش ما قبلن ياركشي كرديم



يه روز يه تركه از يه پسره مي‌پرسه بچه كجايي؟ ميگه بچه امام حسين. تركه ميزنه زير گريه و پسره رو بغل مي‌كنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي



به تركه ميگن چرا در يخچالو آروم مي بندي ميگه ميخوام ببينم كي كه چراغ يخچالو خاموش مي كنه.




تركه ميره خواستگاري عروس چاي مياره تا برميداره عروس گوزش درميره تركه ميگه اگه نميريني دوتا قندم بردارم.




ترکه ميخواد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز...



ترکه تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه





يه ترکه داشته راز بقاء ميديده که يه دفعي خره لگد ميزنه تو سينه شيره ! ترکه جو گير ميشه میگه محمد ياش صلوات



?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 @ 15:19 عاشقم اما خجالت می کشم .... !

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو داداشی صدا می کرد.به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به این مساله نمیکرد. اخر کلاس پیش من اومد و جزوه ی جلسه ی پیش رو خواست منم جزومو بهش دادم. بهم گفت: متشکرم داداشی و گونه منو بوسید.

میخوام بهش بگم ،می خوام که بدونه ،من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم......... علتشو نمیدونم.

تلفن زنگ زد ، خودش بود،گریه می کرد،دوست پسرش قلبشو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمی خواست تنها باشه. من هم اینکارو کردم.وقتی کنارش روی کاناپه نشسته بودم، تمام فکرم متوجه اون چشمای معصومش بود . ارزو می کردم عشقش متعلق به من باشه . بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت: متشکرم و گونه منو بوسید.
می خوام بهش بگم، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقشم. اما ....... من خیلی
خجالتی هستم.......... علتشو نمیدونم.

روز قبل از جشن دانشگاه پیشم اومد و گفت: قرارم بهم خورده، اون نمی خواد با من بیاد. من با کسی قرار نداشتم . ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگر زمانی هیچکدومون برای مراسم پاتنر قرار نداشتیم با هم باشیم درست مثل خواهر و برادر. ما هم با هم به جشن رفتیم . جشن به پایان رسید من پشت سر اون، کنار در خروجی ،ایستاده بودم. تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیباش و اون چشمای همچون کریستالش بود. ارزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمیکرد و من اینو می دونستم به من گفت: متشکرم . شب خیلی خوبی بود و گونه منو بوسید .

می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم . من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم ....... علتشو نمیدونم .

یه روز گذشت ، سپس یه هفته ، یک سال ......... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره .
می خواستم که عشقش متعلق به من باشه اما اون به من توجهی نمیکرد و من این رو می دونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در اغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و اروم گفت : تو بهترین داداشی دنیا هستی . متشکرم و گونه منو بوسید.
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم . من عاشقشم . اما.......من
خجالتی هستم .......علتشو نمیدونم .

نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کلیسا ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که بله رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد . با مرد دیگه ای ازدواج کرد . من می خواستم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو می دونستم ، اما قبل از اینکه از کلیسا بره بیرون رو به من کرد و گفت: تو اومدی؟ متشکرم.

می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام که فقط داداشی باشم . من عاشقشم . اما ....... من خیلی خجالتی هستم .......علتشو نمیدونم .

سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه می کنم که دختری که من رو داداشی خودش می دونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یک نفر داره دفتر خاطراتش رو می خونه دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته بود و این چیزی هست که اون نوشته بود:
تمام توجهم به اون بود. ارزو می کردم که عشقش برای من باشه . اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو می دونستم . من می خواستم بهش بگم، می خواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من داداشی باشه من عاشقش هستم . اما .......من خجالتی ام ........ نمیدونم چرا ........... همیشه ارزو داشتم که به من بگه دوستم داره .

ای کاش این کارو می کردم ای کاش بهش می گفتم که چقدر دوستش دارم
با خودم فکر می کردم و گریه می کردم

<< اگه هم دیگرو دوست دارید به هم بگید . خجالت نکشید عشق رو از هم دریغ نکنید . خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف مقابل نباشید ، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه >>
?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 @ 15:10 قليان مونس تنهايی است...

روزهايی که تک می مانی ، روزهايی که در غم خود فرو می روی و شايد هم اگر عاشق باشی ، قليان است که با توست و قلقلش روح تو را آرامشی دوباره
می بخشد...

و اما :
آداب و رسوم کشيدن قليان :
اولين رسمی که در قليان کشيدن بايد رعايت بشه اينه که قليونو بايد گروهی کشيد و بعضی تنهايی کشيدن اونو خوب نمی دونن ...(اينم بعد اجتماعی بودن قليلان!!)


دوم اينکه بايد اول بزرگترين فرد جمع شروع به کشيدن قليون کنه يا به عبارتی راهش بندازه و اگه بزرگتر خواست می تونه اين کارو به فرد ديگه ای منتقل کنه...

سوم اينکه قليان بايد دور بچرخه و نوبت رعايت بشه و هر کس نيابد از اول و وسط و آخر حلقه يکدفعه قاليونو بگيره...


چهارم طرفی که شلنگ قليونو از نفر قبلی می گيره بايد به يک نوعی از طرف مقابلش تشکر کنه.عموما اين تشکر زبانی نيست و با حرکت دست يا اينکه دست خودشو قبل از گرفتن شلنگ به دست طرف مقابلش بزنه انجام می شه ...

پنجم ٬ هر کس با توجه به تعداد نفراتی که قليون ميکشن بايد مقدار پک زدنشو تنظيم کنه و طوری نباشه که به قولی بقيه معطل بمونن...


ششم همه افرادی که دور قليون نشستن بايد قليون بکشن ٬حتی به مقدار يک پک و اگر يک نفر اظهار کنه قليون نمی کشه به بقيه بی حرمتی کرده ...

هفتم هيچ کس نبايد خود سر ٬دست به ذغال قليان و شلنگ آن و ساير قسمت های آن بزند و هر تغييری در آن بايد با رضايت اکثريت جمع باشد(آخر دموکراسی)...


هشتم با آتش ذغال روی قليان نبايد هيچ چيزی روشن کرد مخصوصا سيگار. روشن کردن سيگار به معنای توهين ناموسی به افرادی است که قليان می کشند و در بعضی از فرهنگ ها کسی که اين کار را می کند خونش پای خودش است.


نهم بر روی ذغال قليان نبايد جسم ديگری قرار داد يا روی آن آب ريخت.با اين کار ديگران می توانند از کشيدن قليان صرف نظر کنند.


ده قليان را بايد تا انتهای آن يعنی زمانی که تمام توتون آن سوخت کشيد.


يازده زمانی که احساس شد ذغال قليان جواب نمی دهد با توافق جمع بايد اقدام به عوض کردن ذغال آن کرد.

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 @ 15:5 وقتی مردا میگن ............... یعنی

برای من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره .

اين يه كار، مردونه است يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

 ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟ يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست !

 چه فكر خوبي يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .

 بله عزيزم يا حتما حتما يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده !

زنم منو درك نميكنه يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده .

ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد .

 من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده .

دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني !

 كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم !

 چه جالب يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني !!

عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم !

اين واقعا" فيلم خوبيه يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه !!

 اين يه كار زنونه است يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است

با من ازدواج مي كني؟ يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه !

تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد تو رو يادم رفته !!

 من براي اين كارم دليل دارم يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟ يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟

!! دلم برات تنگ شده ...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه

 و !!ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 @ 15:0 آقایون نخوانند!!!!

فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چيه؟
سگ گند به فرشت ميزنه ، مرد به زندگيت


به مردی که نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگند؟
خواجه


فالگير : فردا شوهرتون ميميره
زن : اينو که خودم ميدونم . بهم بگو گير پليس مي افتم يا نه؟


وقتي يه زن ميبينه که شوهرش داره زيکزاک تو حياط ميدوه بايد چيکار کنه؟
هيچي ، بايد بهتر هدف بگيره و به شليک کردن ادامه بده


چرا روان درماني مردها کمتر از زنها طول ميکشه؟
معمولا" بايد در روان درماني به دوران کودکي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر مي برند


وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
کار نيکو کردن از پر کردن است


به زني که هميشه ميدونه شوهرش کجاست چي ميگن؟
بيوه


به مردی که نود درصد قوه عقلايش رو از دست داده چي ميگن؟
بيوه


چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
آخه آقایون از مغزشون تا به حال استفاده نکرده اند


ببين خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه برای صحبت کردن استفاده ميکنند ولي زنها از سي هزار کلمه . ديديت ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟ خانم : هيچ هم همچنين چيزی نيست . فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توی مخ شماها فرو بره ...! ببخشيد چي گفتي؟؟


بهترين انتقام از زني که شوهرتون را از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه


مامان ، من شنيده ام تو بعضي از کشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن ! راسته ؟ دخترم تو همه جای دنيا وضع همينه !؟


بهترين مدرک دروغ بودن قصه ها چيه؟
مجرده ! شاهزاده افسانه ای هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده

آگهي نيازمندی : به پنج مرد زرنگ و کاری يا يک زن نيازمنديم


به پنجاه تا مرد در ته اقيانوس چي ميگن؟
يک شروع خوب

و
قتي خدا مرد رو آفريد ، داشت تمرين ميکرد


مرد : عزيزم ، من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم
زن : خير پيش


فرق يک مرد با يک گربه چيه؟
يکيشون يه موجود دله است که بي چشم و روئه و براش مهم نيست که کي بهش غذا ميده ، اون يکي يه حيوان ملوس خانگيه


فرق بين يک مرد باهوش و هيولای لاک نس چيه؟
هيولای لاک نس تا به حال چند بار ديده شده


چرا مردها از زنهای خوشگل بيشتر از زنهای باهوش خوششون مياد؟
چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه

?ایمان کپل | پیوند |

یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 @ 5:29 دستور زبان اصفهانی ها

عزیزان بیننده همون طور که مستحضرید بنده اصفهان الاصلم (زیره عکسم نوشته) برای شوما گلا (گل ها) دستور زبان شهرم رو نوشتم که بوخونین و یاد بیگیرین

۱ - مضاف و موصوف هميشه "ي" ميگيردد. مثال:

درِ باغ ===» دري باغ

 گل قشنگ ===» گلي قشنگ

 آدم خوب ===» آدمي خُب

 2- "د" ما قبل ساكن قلب به "ت" ميشود. مثال:

 پرايد ===» پرايت

آرد ===» آرت

 3- واو ساكن آخر كلمه به "ب" قلب مي شود مثال:

گاو ===» گاب

 4- اصولا در هر كجا كه فتحه قشنگ باشد كسره بكار مي رود و هر كجا كه كسره كلمه را زيبا مي كند فتحه بكار ميرود مثال براي فتحه:

 اَز===» اِز

 قفَس ===» قفِس

 اَزَش ===» اِزِش

 بِِزَن ===» بِِزِن

مثال براي كسره:

 اِمروز===» اَمروز

 جمعِه===» جمعَه

سِفيد===» سَفيد

 حِيفِ===» حَيفس

 فِشار===» فَشار

 5- صداي " اُ " هيچ جايگاهي نداشته و به "او" تبديل ميشود. مثال:

 شما===» شوما

 كجا===» كوجا

چادر===» چادور

6- حرف "و" در قالب حرف ربطي به "آ" تبديل مي شود. مثال:

 من و تو و حسن ===» منا تو آ حسن

 7- اصولا خود " آ " به عنوان يك حرف ربط به كار مي رود مثال:

 من هسم، آ بابامم هسن

در ضمن حرف "آ" به معناي "به علاوه" هم به كار مي رود. مثال:

5+4+3 ===» 5 آ 4 آ 3

 8- حرف " ه " در لهجه اصفهاني به نوعي نابود شده. مثال:

بچه ها ===» بِچا

 گربه ها ===» گربا

 مي جهد===» مي جِد

ه در آخر افعال به "د" ساكن بدل مي شود.

 بره===» برد

 بشه===» بشد

"ه" به ي تبديل مي شود. بهتر===» بيتِرِس

 سر راهي===» سري رايِس

 گربه===» گربيِه

"ه" به "ش" تبديل مي شود.

 بهش ميگم ===» بشش ميگم

"ه" به "و" بدل ميشود.

ما هم مي آييم ===» ما وَم ميَيم

به غير اول شخص مفرد حروف "خوا" به "خ" تبديل ميشود

ميخواي ===» مي خَي

 9- در برخي افعال حرف "ي" به " اوي" تبديل ميشود.

 ميشنوي===» ميشنُوي

 مي گي ===» ميگوي

 10- اگر حرف اول كلمه "ب" يا "ن" باشد و حرف سوم "ي" يك "ي" بعد از "ب" يا "ن" اضافه ميشود.

بگير===» بيگير

 بشين ===»بيشين

بريز ===»بيريز

ببين ===» بيبين

 11- حرف "س" در آخر لغات مثل:

چه خبر؟ ===» چه خَبِرِِس

 بسه===» بسِس

12- نكته جالب در مورد كلمه "پس" است كه اغلب "س" آخر آن حذف مي شود. مثال:

 كجايين پس؟ ===» كوجاين پَ؟

 پس تو كجايي؟ ===» پَ تو كوجايي؟

 13- "و" ما قبل "ي" به "ف" تبديل ميشود. مثال:

ديوار===» ديفال

 نكته: در لهجه هاي super isf اصولا "د" به "ز" تبديل ميشود. مثال:

گنبد ===» گُنبِز

 14- "ي" در آخر كلمات حذف ميشود. مثال:

 بچه هاي اون محله ===» بچا اون محله

 آدماي اين دوره زمونه ===» آدِما اين دوره زِمونه

چيزهاي زيادي هست ===» چيزا زياتي هس

امیدوارم کا از درسی امرو نهایتی استفاده را برده باشین نظر یاد دون نرد

?ایمان کپل | پیوند |

یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 @ 5:14 چند راه برای جواد شدن

جوات (يا به روايتي جواد) كلمه‌اي قديمي و صاحب يك فرهنگ خاص است. امكان توضيح اين فرهنگ وجود نداشته و شرق شناسان و جامعه شناسان بسياري در وصف آن سر به بيابان گذاشته اند، ولي نتوانسته‌اند تعريفي خاص براي آن بيابند. لذا ما در اينجا با ذكر يك مثال از اين فرهنگ آنرا به شما معرفي مي‌كنيم: * شخص جوات، داراي يك پيراهن ميكروپيچ (نوع خاصي از پارچه پيج اسكن) به رنگ بنفش با يك شلوار خانواده (شلواري كه آنقدر گشاد و داراي پيله (پليسه) است كه يك خانواده 12 نفري داخلآن جاميگيرد) مشكي رنگ از جنس كرپ است. كمربند چرمي با يك سگك كه اندازه آن حداقل به اندازه يك پيش دستي يا نعلبكي بزرگ است. كفشهاي چرمي پاشنه تخم مرغي (قيصري) كه پاشنه آنرا خوابانده، بدون جوراب. دسته كليد بزرگي به اندازه تمام كليدهاي زندان اوين به كمك يك زنجيربه بند شلوارش وصل شده و در جيب شلوارش مقادير كافي اسلحه سرد از جمله پنجه بكس، چاقو ضامن دار (دسته زنجان)، تيغ، زنجير و ... در كنار يك عدد لنگ (دستمال يزدي) موجود است، كه البته لنگ گاهي آويخته به گردن، گاهي دور دست و گاهي در جيب اوست. يقه پيراهن او حداقل تا ناف باز است و دگمه ها فقط جنبه تزئيني دارند. ضمناً يقه پيراهن كاملاً چرك بوده و تقريباً سياه رنگ مي‌باشد... * ساعت سيكو 5 بر يك مچ و مچ‌بند چرمي مشكي بر مچ ديگرش دارد كه زير آن اسم مريم، ليلا،محبوبه يا اسم دختر ديگري كه آخر معرفت و مرام بوده ولي نارو زده و رفته است، خالكوبي شده است. امتداد اين خالكوبي گاهي به روي دست و انگشتان و ساعد و بازو هم كشيده ميشود... در انگشتانش اغلب تعداد كافي انگشتر و در دستش يك تسبيح يازنجير نازك جهت سرگرمي موجود است. اغلب ريش ستاري و سبيل، يا سبيل چخماقي دارد، و در صورتي كه سبيلش تراشيده شود تا چند روز نميتواند به راحتي تعادل خود را حفظ كند. موهاي او هميشه مرتب، چرب و پشت مويش تا پائين يقه‌اش بلند مي‌باشد. روي صورت و دستهاي اين شخص اغلب جاي چند بخيه مشاهده مي‌شود. يك زنجير طلا كه به آن بر حسب سليقه يك آويز با طرح شمشير، اسم يك دختر، يا هر چيز ديگري متصل است به گردن دارد. يك طرف سينه او قلنبه است چون در جيب پيراهنش يك پاكت سيگار خفن از جمله سيگار مگنا دارد. * اين قبيل افراد اگر سوار سي‌جي‌125 نباشند، اكثراً در يك دستگاه خودرو با مشخصات ذيل مشاهده مي‌شوند: اين خودرو اغلب يك پيكان مدل قبل از 52، بدون تصادف و رنگ خوردگي، به رنگ سبز يشمي، قرمز جگري يا پيكان جوانان ليمويي و اخيراً گاهي پيكان صفر سفيد يخچالي ميباشد، معروف به Full Javaad Sysytem. * معمولاً كمك فنرها خوابيده و خودرو روي زمين ميخزد، درها كاملاً رگلاژ و با يك اشاره كوچك بسته مي‌شوند، تعداد زيادي آينه در آن كار گذاشته شده، كه حد اقل آن عبارت است از: آينه‌هاي استاندارد خودرو، دو عدد آينه بغل محدب، يك آينه محدب عريض (50 سانتيمتري) در وسط، دو عدد آينه در طرفين داشبورد در داخل، دوعدد آينه روي گلگيرها، دوعدد آينه گرد محدب كوچك در دو گوشه بالاي شيشه جلو. يك عدد كله عروسك كه قبلاً داده اند منزل (عيال محترم، همسر آقاي جوات!) آنرا آرايش كند آويزان است. علاوه بر اين كله، اشياي زياد ديگري نيز در اين آويزگاه به چشم مي‌خورد از جمله يك قرآن كوچك، انواع اشياي فلزي زينتي و اخيراً انواع بوگير و خوشبو كننده اتومبيل. همچنين در دو طرف شيشه جلو، و سمت چپ شيشه عقب، انواع پرچمهاي كوچك و تبليغاتي شركتهاي اتومبيل‌سازي، و پرچمهاي كشورهاي مختلف زير هم رديف شده‌اند. لازم به ذكر است كه تودوزي اين خودرو فابريك بوده و روي آن يك روكش كرك‌دار به رنگ مشكي كشيده شده است. * جلوداشبورد و قسمت داخلي دربها از جنس چوب و فابريك كارخانه‌اي مي باشد. اين چوبها هميشه پارافين زده، براق و تميز هستند. در بخش داخلي دربها، جائيكه شيشه بالابر نصب شده، تمام سطح از يك نايلون محكم و بيرنگ يا آبي كمرنگ پوشيده شده و زير آن عكسهاي انواع هنرپيشه‌هاي هندي، راكي، آرنولد ، شكيلا، گوگوش و ... موجود است. روي درب جاسيگاري جلو (كه بالاي ضبط قراردارد) يك عكس عروس و داماد(عكس عروسي آقاي جوات) نصب شده كه اگر مرد غريبه سوار شود درب جاسيگاري را باز مي كنند تا عكس اندكي رو به پائين شده و توسط نامحرم ديده نشود... كليد كوچكي روي درب داشبورد موجود است (كليد داشبورد) كه يك جاكليدي مناسب و حجيم به آن آويزان مي‌باشد. * سيستم صوتي اين خودرو از نوع دالبي استريو مي باشد. ترجيحاً سوني 56، (سوني 60 ساخت بازار مشترك و ارزان قيمت‌تر است) يا در صورت وجود امكانات مالي، يك سيستم CD CHENGER در صندوق عقب. به هر حال چهار عدد باند بزرگ (معروف به خربوزه‌اي)، دوعدد در زير شيشه عقب و دو عدد داخل دربهاي جلو، يك ساب ووفر زير شيشه عقب، و دو عدد تويتر كوچك در دوطرف بالاي شيشه جلو. در صورت امكان نوار گوپس گوپس، نواري كه فقط صداي سنج از آن شنيده شود، يا جواد يساري وحميرا گاهي داريوش و هايده و گوگوش هم شنيده شده است. دو عدد بوق بنزي ودو عدد پروژكتور بسيار قوي جلوي خودرو نصب شده است. توجه داشته باشيد كه شخص جوات بسيار نسبت به خودروي خود حساس و غيرتي بوده و آنرا بالاتر از ناموس خود مي‌داند.
?ایمان کپل | پیوند |

یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 @ 4:58 طرز نیمرو درست کردن دخترا و پسرا

دخترها : توی ماهيتابه روغن ميريزن اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن - تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن پسرها : توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن توی ماهيتابه روغن ميريزن توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن چند تا فحش ميدن دنبال كبريت ميگردن با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد! ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن دنبال نمكدون ميگردن نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن نمكدون رو پر از نمك ميكنن صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون سريع برميگردن توی آشپزخونه تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن ماهيتابه رو ميندازن توی سينك دنبال ظرفهای مسی ميگردن قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن چند تا فحش ميدن و بلند ميشن نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
?ایمان کپل | پیوند |

جمعه بیست و یکم مهر 1385 @ 14:11 سیر تکاملی دخترا

از دست اين دخترا كه هيچ ............ ندارن... البته استثنا هم دارم... ولي خيلي كم +-+-+-+-+-+- +-+-+-+-+ - سیر تکاملی دخترا: سال 1230 مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم... زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده... مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش... -- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال 1280 مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟ زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده... مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت... -- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال1330 مرد: چي؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم... زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ... مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني... -- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال1380 مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم... زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا). مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره... سال1400 دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ی ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو... باباه:جیکش در نمی یاد... زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه... -- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه
?ایمان کپل | پیوند |

جمعه بیست و یکم مهر 1385 @ 14:7 چرا آقايون زودتر از خانم ها مي ميرند(مظلوم ترين هاي اين عالم)!!!

چرا آقایون زودتر از خانم ها می میرند؟
این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم

اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید... شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید... شما یک مرد لوس و مامانی هستید

اگر به شدت کار کنید... برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید... مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید

اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد... شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید... بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید

اگر شما شغل بهتری گرفتید... پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد... به خاطر توانایی های بالایش بوده

اگر به او بگویید که چقدر زیباست... این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید... این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند

اگر گریه کنید... آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید... بی احساس و بی عاطفه هستید

اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید... شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد... یک خانم لیبرال و آزادمنش است

اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد... این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد... انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند

اگر از آنها بخواهید که هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید... شما اصلا رمانتیک نیستید

اگر به خودتان برسید... خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید... یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید

اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید... احساسات او را درک نمی کنید

اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید... انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید... اصلا بلندپرواز نیستید

اگر او سر درد داشته باشد... خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید... می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید

اگر او را زیاد بخواهید... شهوتران هستید
اگر نخواهید... پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است

در نهایت... مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیستم مهر 1385 @ 15:50 عکس

چنتا عکس توپ براتون گذاشتم برین ببینین حال کننین
?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیستم مهر 1385 @ 15:34 بازم جوک باحال

 

اصفهانیه موبایل می خره صفرش رو قطع می کنه!

ترکه می ره نماز جمعه جو میگیرتش موج مکزیکی میره!

ترکه دنبال دزد میکرده ازش میزنه جلو!

به ترکه میگن برای خمیر دندون پونه تبلیغ بساز. میکه خمیر دندون پونه چشمو نمی سوزونه!

ترکه خودشو میزنه به کوچه علی چپ گم میشه!

ترکه میره مکه اونجایی که باید به شیطون سنگ بزنه سنگهاش تموم میشه فحش میده!

 ترکه سکه میندازه بالا شیر میاد فرار میکنه!

 ترکه رفته بوده خونه خدا هی میزده به خونه خدا میگفته آخه خدا چرا مردی؟ لره پشت سرش بوده میگه مگه احمقی؟ خدا که نمیمیره! خدا شهید میشه!

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیستم مهر 1385 @ 15:31 تست هوش (IQ)

از بچه های پیش دبستانی این سوال پرسیده شد:
اتوبوس شکل زیر در حال حرکت به کدام سمت است؟

 

با دقت به تصویر نگاه کنید. آیا جواب این سوال را می دانید؟
راهنمایی: یکی از جهت های راست یا چپ...
یه کم دیگه فکر کنید...
.

.

.

.

.

.

نمی دونید؟ باشه بهتون می گم.
همه بچه های پیش دبستانی پاسخ دادند: به سمت چپ.
وقتی از آنها سوال شد چرا سمت چپ؟ آنها پاسخ دادند:
چون درب اتوبوس در شکل دیده نمی شود!
... زیاد سخت نگیر...

 

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیستم مهر 1385 @ 15:27 چنتا جوک با حال

به یه ترکه میگن ترکه اچ.آی.وی گرفته. ترکه میگه: جی.ال. ایکس رو فروخت؟

 

یه روز یه موشه میره خونه  اصفهانیه سوء تغذیه میگیره!

 

لره با ذوق به دوستش می گه بالاخره این پازل  رو بعد از دو سال تلاش درست کردم!  دوستش می گه دو سال یه کم زیاد نیست؟ لره می گه نه بابا! رو جعبه اش نوشته 7 تا 10 سال!

 

یه روز از یه ترکه می پرسن چرا خر شدین؟ می گه : یه خر هار ما رو گاز گرفت!

 

 

یه روز یه ترکه هزار تومان میندازه تو صندوق صدقات وقتی میاد از خیابون رد بشه ماشین می زنه بهش. همین طوری که داشته ناله می کرده لای چشماشو باز می کنه می بینه یه نفر دیگه هم داره پول میندازه تو صندوق صدقات. با آخرین توانی که داشته داد می زنه: ننداز آقا کار نمی کنه...

 

 

یه رشتیه با خانوادش منتظر تاکسی بودند یه ماکسیما میاد زنشو سوار می کنه. بچش می گه: بابا بابا مامانو بردن! می گه: مامانو ول کن شتاب رو بچسب!

 

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 16:36

چن نفر خواستن عکسمو ببینن  منم روشونو زمین ننداختم

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 16:33 بازم +18

شرمنده من ۱۶ سالمه ازون جایی هم که ایم مطلب ماله +۱۸ ست  من نخوندنش ببینم چی چی  اه

دوتا خانومه نشسته بودن تو تاكسي، همينجور داشتند از هر دري صحبت مي كردند.

 يكيشون بر مي گرده به اونيكي ميگه، شما شغلتون چيه؟ يارو جواب ميده: والله من كارم

 نسبتا راحته، صبح پا ميشم صبحونه مي خورم، ميرم بيرون يك دوري اطراف مي زنم،

 ميام خونه دوش ميگيرم، دوباره مي رم بيرون،يك مقدار تو خيابون پرسه مي زنم،

 ميام خونه دوش ميگيرم، بعد ناهار مي خورم، مي رم بيرون يك مقدار مي گردم،

 دوباره ميام خونه يك دوش مي گيرم، بعد مي رم باز چند ساعت قدم مي زنم،

بر مي گردم خونه دوش ميگيرم، مي خوابم... شما شغلتون چيه؟

 اونيكي زنه جواب مي ده: والله منم مثل شما جندم، منتها اينقدر وسواس ندارم!!!

***

تركه داشته نوار بهداشتي ميگذاشته تو ضبط، رفيقش ميپرسه: داري چيكار ميكني؟

 تركه ميگه: ميخوام كسشعر گوش بدم!!!

***

يه تركه رو استخدام ميكنن كه برا شامپو گلرنگ تبليغ كنه! بهش ميگن،

لخت ميشي ميرو از رو دايو شيرجه ميزني، بعد كه اومدي بالا يه شامپو گلرنگ

ميگيري دستت ميگي: سرت رو با چي ميشوري با شامپو گلرنگ!

***

به تركه ميگن راسته كه ميخواي زن بگيري؟ تركه به كيرش نگاه ميكنه،

 ميگه: اگه راست نبود که زن نمی گرفتم!!

***

يه لات تهراني ميره تو يه قهوه خونه تو رشت، چاقو ضامن دارشو در مياره ميزن وسط ميز

و ميگه: خواهر اينوريا با مادر اونوريا رو يه جا ميگام! يه نفر از اون ته ميگه:

 ببخشين آقا من خواهر ندارم لطف كنيد بريد اونور وايسين!

***

سر كلاس اول يه بچه پيله ميكنه به خانم معلم كه :

خانوم ميشه انگشتمونو بكنيم توي نافتون.

خانم معلم ميگه:پسرم بذار درس بدم بعد.

خلاصه چند بار ديگه شاگرده هي سوال ميكنه
معلم كه مي بينه پسره خيلي پيله است ميگه:

 پسرم بعد كلاس من پيرهنمو ميدم بالا و تو انگشتتو بكن تو نافم.

خلاصه كلاس تموم ميشه و خانوم معلم راشو ميكشه كه بره.

پسره دادو قال ميكنه كه :شما قول دادين و از اين حرفا.

معلم كه ميبينه الانه كه آبروش بره, برميگرده و همينجوري كه داره به سقف كلاس نگاه ميكنه

 پيرنشو ميده بالا و ميگه: خوب پسرم انگشتتو بذار.

بعد چند لحظه معلم ميگه: پسرم اونجا ناف نيست ها.....

پسره ميگه: اجازه خانوم اينم انگشت نيست..!!!!

***

معلمه ميره سر كلاس ميگه بچهها يه مسئله ميدم حل كنيد:

 پرتقال فروشي 10 كيلو پرتقال خريد به قيمت هركيلو 250 تومان، بعد از 5 روز،

 3 كيلو از پرتقالها پوسيدند، 2 كيلو را دزد برد و 5 كيلوي باقي مانده را هم به عبارت

هركيلو 100 تومان بفروش رساند، خوب حالا من چند سالمه؟!!

 يكي از بچهها سريع پاميشه ميگه: آقا چهل سال! معلمه پشماش ميريزه، ميگه:

 تخم سگ از كجا فهميدي؟! بچهه ميگه:

 آخه آقا ما يه نوكر داريم، نيمه كس خله، اون بيست سالشه.

 شما هم كه كاملاً كس خلين، پس چهل سالتونه!

***

رشتيه صبح جمعه ميخواست يك چرت بخوابه، هي تلفن زنگ ميزده و دوست و آشنا

 يك ربع احوال پرسي ميكردن و نميگذاشتن اين بنده خدا به خوابش برسه. خلاصه آخر

 شاكي ميشه، به زنش ميگه: خانم جان، من دارم ميرم بگيرم بخوابم... اگه تلفن زنگ زد،

 با من كار داشت، بگو آقا خونه نيست. خلاصه ميره تو اتاق و هنوز رو تخت ولو نشده،

تلفن زنگ ميزنه و زنش گوشي رو بر ميداره، و بعد چند لحظه ميگه: نخير آقا خونه‌ هستن!

 رشتيه شاكي ميشه، داد ميزنه: خانم جان، مگه من نگفتم هركي با من كار داشت، بگو نيست؟!

 زنه ميگه: با تو كار نداشتن، با من كار داشتن!!

***

تركه رفته بوده تهران دنبال نوهاش كه واسه تعطيلات ببردش تبريز. تو راه پسره اشاره ميكنه

به چندتا گوسفند، ميگه: ببعي! ببعي! تركه برميگرده بهش ميگه: ببين اصغرجان!

 ما داريم ميريم تبريز، اونجا همه مردن! تو هم ديگه بزرگ شدي، بايد مثل مرداي گنده حرف بزني!

 اينا گوسفندند، گوسفند. يكم ميگذره، پسره اشاره ميكنه به يك قطار ميگه:

 دودوچيچي! تركه باز ميگه:اصغرجان! تو ديگه بزرگ شدي بابا! بايد مثل آدم بزرگا حرف بزني،

 اين اسمش قطاره. بالاخره ميرسن تبريز، سرشام تركه از نوهاش ميپرسه:

 اصغرجان، ديروز تو مهدكودك چيكار كرديد؟ اصغر ميگه: قصه گوش كرديم. تركه ميپرسه:

 قصه چي؟ اصغر ياد نصيحت تركه ميافته ميگه: قصه روباه جاكش و كلاغ كسخل!

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 16:27 +18

به قول داداشم امیر جوکیست در نوشتن مطلب طنز هیچ جایی برای ادب نیس

دست هايي که ياري مي رسانند مقــدس تر از دست هايي هستند که دانه هاي تسبيح را مي گردانند

***

به تركه مي گن مي دوني چرا روي خيابون ولي عصر اين اسمو گذاشتن ؟

 مي گه:چون صبح و ظهر هيچ خبري نيست ولي عصر بيا ببين چه خبر

***

جدیدترین تقسیم بندی انسانها:

 ۱-پستانداران

 ۲- پستانمالان

 ۳- پستانخواران

 ۴- لاپستانذاران

 ۵- پستانلیسان

***

یارو کناره ساحل بوده که یک دفعه یک زنه لخت از آب میاد بیرون یارو میگه:

 جل الخالق، همه چی دیده بودیم الا جنده ماهی

***

از کنج لبت بوسه ای چون قند گرفتم از قند لبت من مرض قند گرفتم

***

اينقدر دوستت دارم كه احساس مي كنم يه وجب از وجودم تو وجودت گير كرده

***

الهی تو خورشید بشی و من زمین !!

 تا سالی 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالی 365 بار دور من بگردی !!!

***

فصل چيدن پشم گوسفندان است . زود بخواب فردا اول صف باشي

***

زنان در سنين مختلف :

8 سال : اونو رو تخت مي برن و براش داستان مي گن

18سال : يه اون داستان مي گن تا ببرنش رو تخت

28 سال : براي بردنش رو تخت احتياج به گفتن داستان نيست

38 سال : برات داستان ميگه تا تو رو ببره رو تخت

48 سال : براش داستان مي گي تا تو رو نبره رو تخت

58 سال : يه داستان بايد جور كني تا از رو تخت بتوني فرار كني

***

زني كه در حمام بزرگ رشت به خانوما واجبي مي داد فوت مي كنه .

 مردا تو مراسمش مي گن :

 خدا رحمت كنه خير و نسا رو كه شب جمعه ها برق مي نداخت اونجا رو

***

فرهنگستان زبان و ادب فارسي :

 از اين پس به جاي واژه نا موسي جاكش از كلمه ( بستر گستر )

 و به جاي كلمه کس كش از كلمه ( بانو اور)‌ استفاده كنيد

***

زندگي اجبار است ....

مرگ انتظار است.....

 عشق يک بار است .....

 جدايي دشوار هست .....

ياد تو تکرار هست

***

بيا يك كاري رو انتخاب كنيم و با هم انجام بديم :

1. كت و شلوار فروشي بزنيم . هر چي از كت در اومد مال من .

 هر چي از شلوار در اومد مال تو !!!

2. يك موتور بخريم بريم دزدي . من كيف مي زنم تو ساك بزن !!!

3. نمايندگي يك و يك مي گيريم . بريم دم خونه ها .

 من در مي زنم . تو يه رب بده

***

اگه به کس بگن نمك :

1. دختر:با نمك

2. کس كش:نمكي

3. کس نديده:نمك نشناس

4. کس تيوپ:نمك پرورده

5. کونده:نمك به حروم

6. پيرزن:شور

***

فردا كه از اين جهان روم سوى معاد

 با فاتحه خواهى بكنى روحم شاد

 امروز كه زنده ام مسيجى بفرست

هرچند بعيد است از آن كون گشاد

***

شما مذكر هستيد يا مونث ؟

براي دانستن جواب پايين رو نگاه كنيد

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اين پايينو كه نمي گم !!!

***

رشتي ميره خونه ميبنه يكي پيش زنشه ميگه توكي هستي؟

 ميگه من خلبانم اينجاسقوط كردم

 رشتي ميگه ريدم تواين ارتش ديروزهم دوتا غواص توحموم بود

***

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه، مادره ميگه: بچه‌ها نيستن، بيا تو

***

شبي در حوالي رود ارس...

بكردم من زني را پيش و پس...

شنيدم كه ميگفت در هر نفس...

هنر در نزد ايرانيان است و بس ...!!!

***

ديشب تورازمستي تشبيه به ماه كردم

کير منم نبودي من اشتباه كردم

***

از پنجشنبه ي گذشته ي كنكور در قزوين ادامه دارد !!!

به گذارش BBC هنوز داوطلبين جرات نكردن دفتر چه ي

سوالات را از روي زمين بردارند.....!!!!!!

***

الا اي دلبر كوني كجايي ؟؟؟

دولم شد مثل خرطوم كي ميايي ؟؟؟

دلم گشته هلاك كون تنگت !!!

رفيق دول گرمم كي ميايي

***

از يارو ميپرسن عروسيت كي هست ؟؟؟

ميگه : دوشنبه ي اين هفته نه , چهار شنبه ي هفته ي ديگه ...!!!

***

سه چيز تو رو به حد مرگ خوشحال مي كنه :

ديدن زن لخت

كردن کس مفت

واي نگو . پريدن روي کير كلفت

***

جديدترين جمله عاشقانه : انرژي هسته اي من تويي

***

خبرنگار از برانکو میپرسه: آقای برانکو تاکتیکتون چی بود که تو جام جهانی اینقدر خوش درخشید؟

 تاکتیکمون؟!! .... حمییییید

***

به تركه ميگن آخرين باري كه آرزو كردي چي شد؟

گفت: فرداش باباي آرزو اومد منو كرد

***

و در پایان

يه سمبوسه بهت هديه ميكنم دو حرف اولش براي دشمنت باقيش براي تو.

***

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 16:20 دخترا

اینو برا دختر خانوما نوشتم که یه هم دردی باشون کرده باشم

خب حتما شده که شما هم برای دیدن بچه فامیلتون که تازه به دنیا اومده به بیمارستان رفته باشید .

وقتی همه منتظرن خانومه پرستار چی میگه؟

اگه بچه پسر باشه میگه : مژده بدید که خدا یه پسر کاکل زری به شما داده !

اگه دختر باشه با ناراحتی میگه: کسی شما رو نفرین کرده بود؟ یکی بیاد این دختر سیا سوخته رو تحویل بگیره . اه اه ماشالله چقدر هم زشته!!!

حالا آنالیز:

دخترا از لحظه تولد تا ۱۰ سالگی: خیلی با نمکن همش چرت و پرت میگن . مثلا (داداش جنگل جادو گر داره ؟ خدا تو هواست ؟ زمین مستطیلیه ؟ چرا دریا خیسه ؟)

از ۱۰ سالگی تا ۱۲ سالگی :دختر نیم وجبی از حالا صبح تا شب فقط میخواد عروس بشه و فکر عروسیه !!!

از ۱۲ سالگی تا ۱۴ سالگی: کم کم داره راه می افته ! و از حالا چنتا پسره خوشتیپ رو تو فامیل و محل نشون می کنه !

از ۱۴ سالگی تا ۱۶ سالگی : دیگه هرکدوم برای خودشون شیطون رو هم درس میدن . هر وقت هم تعدادشون از دوتا بیشتر شد دیگه صدای هر هرشون تا ده تا خیابون اون ور تر هم میرسه و هر جا می خوان برن دسته جمعی( گله ای) میرن .

از ۱۶ سالگی تا ۱۸ سالگی: هر کدومشون پنج شیشتا دوست پسر دارن ! و دائم تیپ میزنن و میرن خیابون هارو متر می کنن ماشالله همشون دیگه لات شدن . مانتو می پوشن شبیه تی شرت پسرا رو سری هاشون هم که به همه چی میخوره غیر از روسری چون ما فقط یه پارچه کوچولوی مچاله شده روی سرشون می بینیم !!!

از ۱۸ سالگی تا ۲۰ سالگی : بابا یکی اینارو باید از خیابونا جمع کنه یکی دوتا هم نیستن الکی از این ور خیابون میرن اون ور بعدش دوباره برمیگردن حالا اگه چنتا پسر رو سر یه کوچه ببینن که دیگه درست میرن از وسط اونا رد میشن بعضی هاشون هم که با کلاس ترن یه دونه سیم کارت تالیا می خرن و یه گوشی سونی اریکسون !!! بجای اینکه از پیاده رو رد بشن از کنار خیابون یا اتوبان رد میشن وصبر می کنن تا یه ماشین به اون ها بوق بزنه بعد نوبت کلاس گذاشتنه سریع دستشون رو میزارن در گوششون و مثلا با تلفن دارن صحبت می کنن و تحویل نمی گیرن و اگه هم از نوع بد بخت تر باشن که با یه بوق زدن یه پیکان قراضه هم سوار میشن !

از ۲۰ سالگی تا ۲۵ سالگی: بعضیا شون یکمی بهتر میشن ولی بعضی دیگه همون مثل قبل هستن . ولی در کل یه کمی مودب میشن مثلا قبلا می گفتن سلام خوبی حالا میگن : سلام خوبین ؟ چطورین ؟ مرسین! بیایین!! نمیایین!!! کجایین!!!!

از ۲۵ سالگی تا ۳۰ سالگی: به چند دسته تقسیم میشن:

۱. برمی گردن به ذات اولیه شون

۲.هنوز هم مثل قبل جلف هستن و با هفت هشتا پسر میگردن و پارتی و ..... ویکی هم باید عکساشون رو از اینترنت و مجله هاو ... فیلتر کنه!!!

۳. زندگی رو بچسب . فقط به زندگی شون فکر میکنن. (اینا باز بهترن)

۴. بی خیال همه چی از دست همه شاکین.

از ۳۰ سالگی تا ۴۰ سالگی: بابا تازه اول عشقه ازشون بپرسی چند سالته میگن ۱۸ سال و ۵۰۰ . ۶۰۰ ماه .

از ۴۰ سالگی تا ۶۰ سالگی : فقط غیبت و چشم و همچشمی و حسودی ! (تو این سن خجالت آوره)

از ۶۰ سالگی تا ۸۰ سالگی : ماشالله به اندازه بیست و پنج نفر حرف میزنن از مریم خانوم و ممد آقا گرفته تا گرون شدن گوشت و مرغ و سیاست های پنتاگون و حزب الله لبنان !!!

این جا دیگه چون تنها شدن حتی با خودشون هم حرف میزنن !

از ۸۰ سالگی تا ۱۲۰ سالگی: دیگه باید غزل خدا حافظی رو بخونن ! بیچاره خدا اون دنیا از دست اینا می خواد چی بکشه !

راستی دقت کردید چرا این دخترا هرکدوم ۱۲۰ سال عمر می کنن ؟

برای اینکه خدا اینا رو فرستاده تو این دنیا تا خودش استراحت کنه و برای این دیر اونا رو از این دنیا میبره چون یه روز هم بدون دخترا بودن برای خدا غنیمته!!!

البته فقط چند درصد دخترا این طورین ! ۹۹ درصد!!!

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 16:17 وصیت نامه

این وصیت نامه ی وب لاگه  قبلیمونه تازه پیداش کردم  (نامرد رمز گاو صندوق و عوض کرده بود)

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک‌کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناساییم بت دو قطعه عکس مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.

بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بزارید.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم

 و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیار ید.

التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید

 تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسیده کم نیاریم.

به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای آنها هم باشد.

بنده ی خطا کار امیر جوکیست دات بلاگفا دات کام 

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 15:48

 سلام به همه ی گوگولی هایی که از این وبلاگ دیدن می کنن

وبلاگمونو بستن فک کردن ما ها ول می کنیم ولی نه دادا ما تا آخرش هستیم با یه وبلاگ جدید....

?ایمان کپل | پیوند |