تبليغاتX
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد

JavaScript Codes ایمان کپلی



ایمان کپلی



بعضی وقتا +18 ست باید تنها بیای بخونی ها

دوشنبه سیزدهم آذر 1385 @ 10:17 خبر دارم آي خبر دارم داغ

سلام

بپا نسوزي دادا

خوب خبر اين بار يه كم قديميه اما گذاشتم رو چراغ داغ شده

آقاي شوكت رو كه معرف حضورتون هست در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا كانديد شده خوب حتماً مي دونيد رقيب اصليش كيه ؟

نرگس ؟

نه بابا احسان شوهر نرگس

خوب مصاحبه كوتاهي با آقاي شوكت داشتيم كه مي نويسم براتون بخونيد

آقاي شوكت نظرتون در مورد رقيب اصليتون چيه ؟

---بابا ما نمي دونيم چي كار كنيم هر جا مي ريم اين قلمبه ها دنباله ما ميان در مورد انرژي صحبت مي كننو سريال رو به هم مي ريزن بعد هم كه اتفاقي براشون مي افته مي گن محمود شوكت بوده ! ولي به ابراهيمي گفتم ما منصفانه شكستشون مي ديم .  

آقاي شوكت نظرتون در مورد فيلم هاي اخير بازار چيه ؟

--- بد نيست يكي دو تا شون خيلي تخمي بودن ببخشيد غربي بدون اما از بعضي هاشون راضي بوديم مثل تايتانيك

بابا داش محمود تو هم كه هنوز تو ۱۰ سال پيش موندي تازه من منظورم اين نبود كه

--- پس منظورت چي بود ؟

چقده تو گيجي منظورم همون فيلم يه كم خصوصي دخترتون بود گاگول

--- ( در حالي كه يقه ما رو چسبيده بود و دماغ گندشو كرده بود تو چش ما ) اينا همش تهمته  ، افتراس ، توهينه ، همش كار همون دختره چش سفيد نرگسه مي خوان ما رو خراب كنن حالا هم برو تا انتقام دخترمو از تو نگرفتم و همون بلا ها رو سرت نياوردم

 

خوب خونديد كه چي شد من هي مي گم خبر نگاري فايده نداره گوش نمي ده كسي

خبر دوم اين كه فيلم مستهجني از حسين رضا زاده و علي دايي با هم پيدا شده و در دسترس عموم قرار گرفته كه با خشم عمومي مواجه شده است

در اين فيلم مشاهده شده كه علي دايي و حسين رضا زاده در يك مهماني خصوصي مشغول خوردن صبحانه بودند كه روي ميز هيچ نوع نان بربري وجود نداشته و اونا با نون باگت صبحانه مي خوردند و كلي هم به بربري خور ها بي اعتنايي كردند و لبخند رضايت بر  لب داشتند .

اين كار با خشم اتحاديه بربري خوران و همچنين آقاي حسني امام جمعه شهر اروميه روبرو شده ولي سخنگوي علي دايي در اين مورد گفته :

به ژون خودم ما هميشه بَلبَلي مي خوليم و دوشش داليم اشلاً ما بدون بلبلي كه نمي تونشتيم بليم جام جهاني خودتون هم شاهد بوديد كه وقتي اون جا بهمون بلبلي نلشيد چي شد .

( اين قسمت مصاحبه رو شبيه خود دايي بخونيد مثل اينكه همه مثل خود آقاي دايي راحت صحبت مي كنند . )

آقاي رضا زاده هم گفته ببينيد اينا همه كذب محضه مي گي نه بيا سر كوچه تا بهت به زور بفهمونم

( ما هم كه خداييش نترسيديم اما لازم بود كه نريم چون مي زد لهمون مي كرد هركول نمي شه باهاش حرف زد و مخالفت كرد . )

تا خبر بعدي كاري نداريد بريد بميريد

 

?ایمان کپل | پیوند |

شنبه یازدهم آذر 1385 @ 12:54 بازم سلام

شرمنده که ما یه مقدار کم پیدا هستیم

حقیقتش در گیر مبارزه با عوامل غربی در رابطه با ****** هستیم و ماجرای درگیری  آقای قلعه نوعی و چند صد نفر از دوستانش و همچنین درمان داداش مصطفی دنیزلی و چند تا خراب کاری بچه ها توی دوحه قطر که گیر داده بودند می خواستن نانسی عجرام رو سوار ماشین کنند و ببرن کمپ براش از دوستی و محبت ایرانی ها صحبت کنند

خوب ولی در عوضش دادا ایمان خوب کار می کنه

خوب از این به بعد اخبار ورزشی رو هم براتون می نویسم

 

?ایمان کپل | پیوند |

شنبه یازدهم آذر 1385 @ 12:47 یه چند تا خبر

  • روابط عمومي شبكه دو سيما از آغاز ساخت سري دوم مجموعه ((پدر سالار)) خبر داد. در اين خبر آمده: در پي تماس مكرر خانم والده و جاري دختر خاله به شماره روابط عمومي شبكه دو سيما و موافقت فوري و بي چون چراي مديريت محترم شبكه، سري دوم سريال پدر سالار در قسمتهاي نامعلومي به زودي در سه نوبت صبح، ظهر، شب پخش خواهد شد. در ادامه اين خبر آمده است: پخش اين مجموعه به صورت  زنده خواهد بود و متقاضيان بازي (نقش آفريني) دراين مجموعه مي توانند با به همراه داشتن آخرين مدرك شناسايي از معرف (پارتي) خود به محل دائمي اين شبكه مراجعه كنند. لازم به ذكر است افراد بيكار، مجرد و زير ديپلم در اولويت قرار دارند.
  • به گزارش خبرگزاري *** در بررسيهاي به عمل آمده از دوران كودكي يكي از مسوولين *** وي در سنين كم اقدام به خريد جوجه يك روزه كرده، آن را وارد اتاق كرده، از يك پا آن را بلند كرده، صداي جيك جيك آن زبان بسته را به هوا كرده كرده، خودش خنده شيطاني كرده، سپس جوجه را چرخان كرده، به ديوار روبرو پرتاب كرده، جوجه ديگر جيك جيك نكرده، اما روي ديوار يك رد عمودي قرمز ايجاد كرده، جوجه را همان جا رها كرده و اكنون پس از گذشت *** سال از آن روز اين شخص دهن مردم را سرويس كرده!
  • ?ایمان کپل | پیوند |

    شنبه یازدهم آذر 1385 @ 12:45 ایول ماهواره سینا

    • سازمان ناسا با پخش تصاوير مستند از عملكرد ماهواره سينا كه به تازگي به فضا فرستاده شده از حضور اين ماهواره در فضاي بين المللي ماهواره اظهار نگراني كرد. در تصاوير منتشر شده ماهواره سينا عليرغم چندصد ماهواره ديگر در مسير مشخص حركت نكرده و با حركتهاي زيگراگي سلامت ساير ماهواره ها را به خطر انداخته است. در تصاوير نزديك تري كه از بدنه اين ماهواره به ثبت رسيده علامات و نوشته هايي به چشم مي خورد كه هنوز هيچ سازمان يا گروهي پي به مفهوم آن نبرده است. در اين تصاوير آمده: رفيق بي كلك مادر. عاقبت خاك گل كوزه گران خواهيم شد. سلام غريبه! Ya Salare Arab، بر چشم بد لعنت!

    گفتني است در قسمتهايي از بدنه اين ماهواره عكسهايي از بازيگران ايراني مانند نيكي كريمي، مهناز افشار و شيلا خداداد به چشم مي خورد و يك شماره موبايل متعلق به وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات ديده مي شود. ناسا اعلام كرده است اين نخستين ماهواره اي است كه مجهز به بوق ده يازده، سي دي چنجر و تيوتر مي باشد. شايان ذكر است در تماسهاي مكرر خبرنگاران با وزير ارتباطات، وي در اين خصوص ابراز بي اطلاعي نموده و آن را كذب و تبليغات واهي غرب دانسته است.

    ?ایمان کپل | پیوند |

    شنبه یازدهم آذر 1385 @ 12:44 اخبار ايراني و غير ايراني

     

     

     

    ·         به دنبال پخش سريال ((او يك فرشته بود)) و ابراز علاقه مردم قسمت دوم اين سريال به زودي با همكاري كشورهاي تركيه و آلمان ساخته خواهد شد. تصويربرداري اين مجموعه در كشور تركيه و آلمان و با بازيگران مصري، مجاري و برزيلي صورت مي گيرد و تماشاي آن به دليل وجود صحنه هاي مستهجن براي افراد زير 18 سال توصيه نمي شود. نويسنده اين مجموعه در توضيح اندكي از سري جديد اين مجموعه مي گويد: در اين بخش فرشته خانم باردار است و به دنبال پدر واقعي طفل خود مي گردد. فرشته با مقداري پول تطميع مي شود و فرزند به دنيا مي آيد. فرزند كه پسر است بزرگ مي شود و طي جرياني وارد سياست شده و به قدرت مي رسد و ... 

       كارگردان اين مجموعه با بيان محدوديتهاي موجود براي ساخت چنين برنامه هايي در تلويزيون ايران مي افزايد: اگر مديريت سازمان تغيير نمي كرد شايد با رايزني و ميز گرد مي شد اين مجوعه همانند مراسم كنفرانس برلين براي روشنگري مردم بدون سانسور در داخل توليد و پخش شود اما با شرايط كنوني ميسر شدن اين امر نياز به گذشت زمان بيشتري دارد.

       شيطان نيز در وب سايت خود در اين باره اعلام كرده است: اين دخترك يعني ((فرشته)) از بي عرضه ترين گمارده من هم بي عرضه تر بود! نمي دانم با كدام ((منطق)) چنين شخصي به عنوان شيطان معرفي شده است و نمي دانم تا به كي بايد فارغ التحصيلان ((دانشگاه آزاد شيطاني)) چنين فضاحاتي به بار بياورند.

    اخبار پراكنده از تصميم شيطان براي اخذ غرامت حيثيت و حق كپي رايت (Copy Right) از توليدكنندگان اين سريال تلويزيوني خبر داده بودند كه با تكذيب قاطع سخنگوي ويژه شيطان مواجه شد. وي در بيانيه خود آورده: ما با شبكه دو اين حرفها را نداريم، اين شبكه از خود است و روابط دوجانبه بسياري ميان ما وجود دارد.

     

    ·         ستاد برگزاري مراسم اسكار، فرزاد حسني را به عنوان بخت اول مجريگري امسال اين دوره اعلام كرد.

     فرزاد حسني در اين باره مصاحبه اي با هفته نامه  Kiss Kiss...!Oh My Honey چاپ كانادا انجام داده است كه قسمتي از آن را مي خوانيد.

     

    خبرنگار: از اين كه امسال شما مراسم اسكار را اجرا مي كنيد چه احساسي داريد؟

    فرزاد: جوونم برات بگه كه من حس خاصي ندارم. فقط شرط گذاشتم كه ميز و پاپيون صورتي روي ميكروفون كه خودم طراحي كردم رو عوض نكنن وگرنه مراسم رو ترك مي كنم.

    خبرنگار: آيا پيش بيني مي كنيد واقعه غير مترقبه اي رخ بدهد؟

    فرزاد: ببين عزيزم! من به اون مرتيكه ايكبيري گفتم كه چون شب مراسم با شب *** (به جا آوردن سنت طفوليت پسران) پسر همسايمون مصادف ميشه مي خوام اين رو بگم. براش يك بوس بفرستم و همين طور به كامي هم يك فحش كوچيك بدم.

    خبرنگار: آيا اين بهترين روز زندگي اجرايي شما خواهد بود؟

    فرزاد: نخير! بهترين روز اجراي من در اهواز و مسابقات سراسري تئاتر بود. اميدوارم باز هم خاطرات خوبي داشته باشم.

    خبرنگار: شنيده شده است پس از اعلام اين خبر از ستاد اسكار چند شركت توليدي به عنوان اسپانسر به شما مراجعه كرده اند.

    فرزاد: بعله! ببخشيد بايد بار سوم اين بعله رو مي گفتم. اما عيبي نداره. اگه دوسش داشته باشيم همون بار اول بگيم ايرادي نداره! خانم ايرادي داره؟ نداره ديگه. الهي ور بپره اين يارو كه اونجا وايستاده. داره هي اداي من رو در مياره. هي خودشو پيچ و تاب ميده! مي خوام يك مشت بزنم تو شكمش؛ فكر كن! آهان، جوونم داشت برات از اون شركتها مي گفت. چند تا شركت توليد كننده موچين و لوازم آرايشي و ماشين چمن زني و ماشين پشم زني ببعي مراجعه كردن. خب ببين من ايروني ام، بايد از پدر و مادرم اجازه بگيرم. اين جوري كه خوبيت نداره، داره؟ نداره ديگه. از قديم نديما، اون زمان كه تو گوگوري مگوري نبودي گفتن: كافضل تشري من كابوس  تشكي من جربت الملوس! يا همچين چيزايي.

    خبرنگار: خب! خيلي ممنونيم كه وقتتون را به ما داديد.

    فرزاد: خواهش مي كنم! اما من وقتمو دادم، شما شمارتو به من ندادي! دادي؟ ندادي ديگه...

     

    ·         در پي توزيع برگه هاي اطلاع رساني ميان تظاهر كنندگان روز قدس مبني بر حمايت يا رياست صهيونيستها در برخي محصولات خارجي مصرف و خريد اين اقلام چند برابر شده و همين امر مسوولين مربوط را به اين فكر وا داشته تا سال آينده در كنار اين فهرست نام محصولات شركتهاي متقاضي تبليغ در اين برگه ها نيز ثبت شود. تا كنون چندين موسسه قرض الحسنه، آموزشگاه ويژه كنكور، نمايشگاه خودرو و ... بدين منظور در خواست داده اند. مسوولين گفته اند درامد حاصل از اين اقدام را به خريد گوشي نوكيا، نوشابه كوكاكولا و ... براي مردم كشور غير همسايه  اختصاص خواهند داد.

    ?ایمان کپل | پیوند |

    شنبه ششم آبان 1385 @ 17:41 مقاله ای بد بو

     

    توجه مهم:
    در اين مقاله تابوشکنی کرده و به بررسي علمي "باد روده" پرداخته ايم. جهت اختصار و به ضرورت مطلب، از کلمات عامیانه "گوز" و "چس" استفاده می کنیم و امیدواریم که این جسارت را بر ما ببخشید. خاطر نشان مي کنم برخي از مطلب زير، گزیده ترجمه ای است از سایت
    Heptune .


    دلیل گوز:
    هوای بلعیده شده هنگام خوردن و نوشیدن، گاز جذب شده از خون توسط دیواره روده، گاز حاصل ازواکنشهای شیمیایی روده و گاز تولیدی در اثر فعالیتهای باکتریهای روده.

    ساختار گوز:
    ساختار دقیق گوز در افراد مختلف و در اوقات مختلف بر مبنای غذای فرد متفاوت است. قسمت اعظم هوای بلعیده شده اکسیژن است که قبل از رسیدن به روده جذب بدن می شود و فقط نیتروژن باقی می ماند. بقیه هم شامل دی اکسید کربن، هیدروژن و متان است. هر چه باد بیشتر در روده نگه داشته شود، میزان نیتروژن آن بیشتر می شود چون بقیه امکان جذب دوباره به بدن را دارند. در ضمن افراد عصبی و عجول اکسیژن بیشتری در روده دارند.

    بوی گوز:
    بوی حاصل از گوز بیشتر به خاطر ترکیبات گوگردی مثل سولفید هیدروژن است. غذاهایی چون کلم، تخم مرغ و گوشت بوزا هستند ولی لوبیا بطور اخص بوی شدید ندارد ولی حجم گاز را خیلی زیاد می کند.

    صدای گوز:
    صدای گوز حاصل ارتعاشات دهانه مقعد هنگام خروج گاز است. نوع و شدت صدا بستگی به شتاب گاز و تنگی ماهیچه اسفنکتر مقعد دارد.

    چرا چس گرم و کم صدا است در حالیکه گوز پرصدا و کم بو است؟
    گوز بیشتر حاصل بلعیدن هواست و حجیم است. برای همین هم صدای بیشتری دارد در حالیکه چس حاصل فعالیتهای باکتریهای روده است که گازهای گوگردی تولید می کنند و در اثر این واکنشها حرارت هم ایجاد می شود ولی این گازها کم حجم ترهستند و به همین دلیل کم صداترند.

    یک فرد عادی در روز چقدر می گوزد؟
    به طور متوسط، هر فرد روزانه نیم لیتر گوز تولید می کند و 14 مرتبه در روز می گوزد.

    آیا ممکن است کسی اصلا نگوزد؟
    خیر! همه می گوزند. حتی مرده ها تا چند ساعت پس از مرگ ممکن است بگوزند (بخاطر گازهای جمع شده در روده قبل از مرگ).
    آیا مردها بیشتر از زنها می گوزند؟
    خیر! تفاوت در میزان گوز بستگی به جنسیت ندارد و بیشتر مربوط به عادات غذاخوردن و بلعیدن هوا و ژنتیک است. اما مردها آزادانهتر از زنها می گوزند و زنها در این مورد بخاطر قواعد اجتماعی بیشتر خودداری و مخفی کاری می کنند.

    احتمال گوزیدن در چه وقت از روز بیشتر است؟
    صبح اول وقت بعد از بیداری

    چرا حبوبات گاز تولید می کنند؟
    حبوبات حاوی چند نوع قند هستند که برای انسان قابل هضم نیست و وقتی این قندها به روده می رسد، باکتریهای روده جشن می گیرند و حسابی گاز تولید می کنند. بقیه غذاهای گاز ساز عبارتند از: فلفل دلمه ای، کلم سنگ، کلم پیچ، شیر، نان، تخم مرغ، آبجو، و کشمش.

    چه کارهای دیگری باعث تولید گاز می شود؟
    بلعیدن تند غذا و آب (درمان: جویدن با دهان بسته و آرام غذا خوردن)، آدامس جویدن، سیگار، لیسک و آب نبات، نوشابه های گازدار، صعود در هواپیما (بخاطر افت فشار) و عصبی بودن.

    آیا نگه داشتن گوز ضرر دارد؟
    در این مورد نظرات متفاوت است. قدیمی ها معتقد بودند که ضرر دارد. کلادیوس، امپراطور روم، به خاطر حفظ سلامت عمومی، گوزیدن در جشنهای دربار را آزاد کرده بود. اما دکترهای امروزی می گویند که خودداری ضرری ندارد. فقط فشار گاز ممکن است باعث دل درد شود. بعضی دکترها هم اعتقاد دارند که خودداری مداوم در دراز مدت باعث گشادی و ورم مزمن دیواره روده می شود.

    تا چه مدت می شود گوز نداد؟
    گوز به محض اینکه فرصت پیدا کند و ماهیچه تان را شل کنید فرار می کند. حتی اگر تمام روز هم خودتان را کنترل کنید، بعد از خواب رها می شود. باور ندارید یک شب در پروازهای بین قاره ای در هواپیما نخوابید و به دقت گوش کنید ببینید چه می شنوید.

    آیا همه در خواب می گوزند؟
    خیر! اکثر مردم از کودکی یاد می گیرند که در خواب دریچه (اسفنکتر) مقعد را کنترل کنند و به همین خاطر هم صبحها بعد از بیداری می گوزند ولی اکثر کساتی که در طول روز خودداری می کنند، در خواب ناخودآگاه می گوزند. حتما متوجه شده اید که گاهی اوفات اگر خودتان را کنترل کنید گوز برطرف می شود. این موقتی است چون باد به قسمتهای داخلی روده مهاجرت می کند و جذب نمی شود بلکه بعدا با قدرت بیشتری هجوم می آورد.

    بهترین را برای رد گوز گم کردن چیست؟
    یک شرکت آمریکایی به نام
    fartypants هست که گوزقنداق می فروشد: چیزی شبیه به نوار بهداشتی که در داخل شلوار قرار می گیرد و بوی چس و کمی از صدای آن را به خود جذب می کند. ولی اگر از این چیزها ندارید، از روشهای سنتی استفاده کنید. مثلا اگر در جمع هستید خیلی طبیعی رفتار کنید، انگار نه انگار چیزی شده و اگر صدایش بلند بود با سرعت برگردید و با تعجب به نفر بغل دستی یا پشت سری خودتان نگاه کنید.

    آیا واقعا گوز با کبریت شعله ور می شود؟
    بله! باور ندارید امتحان کنید. فقط مواظب باشید که کار خطرناکی است. بنا به آمار، یک چهارم کسانی که این کار را کرده اند کونشان را سوزانده اند چون شعله به سمت مقعد پس می زند. در ضمن امکان آتش گرفتن لباس و چیزهای دیگر دور و بر هم هست. همانطور که قبلا ذکر شد، گوز حاوی گازهای متان و هیدروژن است که هر دو گاز شدیدا اشتعال پذیر هستند. رنگ شعله حاصله آبی (متان) یا زرد (هیدروژن) است.

    آیا تا بحال کسی از راه گوزیدن امرار معاش کرده است؟
    بله! معروفترین گوزوی جهان یک فرانسوی است بنام لوپتومین که در اوایل قرن 20 نمایش اجرا می کرد. این آقای هنرمند می توانست با مقعد آب هورت بکشد. در نمایشها لوپتومین در یک ظرف آب می نشست و تمام آبها را از مقعد بالا می کشید و بعد مثل شلنگ آتش نشانی با قدرت بیرون می پاشید. کار دیگرش این بود که هوا را از مقعد به درون می کشید و بعد به صورت موزیکال بیرون می داد و یا صدای پرنده ها و حیوانات دیگر را در می آورد. این هم یک قطعه از سمفونی یک هنرمند امروزی که سی دی هایش را روی اینترنت می فروشد: موزیک گوز.

    چند نکته دیگر:
    1- بوی چس حیوانات گوشتخوار مثل سگ و گربه خیلی بد است.
    2- سگها از بوی چس آدم خوششان می آید و برای همین دنبال سر آدمهایی که چسیده اند راه می افتند تا لذت ببرند.
    3- قهرمان گوز در میان حیوانات موریانه است (بخاطر رژیم چوب) و به گفته دانشمندان به خاطر بالا بودن تعداد این حشرات، گوز موریانه ها یکی از عوامل تاثیرگذار بر گرم شدن جو زمین است.
    4- گاز متان حاصل ازگوز و آروغ گاوها و گوسفندان (و سایر نشخوارکنندگان) هم از عوامل گرمازا و آلوده کننده جو زمین است. برای همین دانشمندان ژنتیک نیوزیلند مشغول یافتن راهی برای تولید گاو و گوسفندهایی هستند که متان تولید نکنند. گوز نشخوار کنندگان بی بو است ولی نسبت به انسان بسیار پر صداتر و طولانی تر است.
    5- اگر در یک محیط کوچک و سربسته (مثل آسانسور یا زیر لحاف) زیاد بچسید، ممکن است دچار سرگیجه شوید (بخاطر کمبود اکسیژن و بالا بودن میزان گازهایی مثل متان و دی اکسید کربن) ولی مطمئن باشید خفه نخواهید شد.

    ?ایمان کپل | پیوند |

    پنجشنبه چهارم آبان 1385 @ 21:19 درسهاي بزگي براي زندگي 2

    <کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحاني، روايت مقدس رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بي خيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب مقدس روايت رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: ?به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي?!

    نتيجه اخلاقي: اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!


    درس دوم :يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد! <BR>نتيجه اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي
    واي كه نمي تونيم يه بار حرف سياسي نزنيم

    درس سوم :يه روز مسوول فروش، منشي دفتر، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه... جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه: ?اول من، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم?... پوووف! منشي ناپديد ميشه... <BR>بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: ?حالا من، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم?... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه... <BR>بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: ?من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن?! <BR>نتيجه اخلاقي: اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!تا اونجات نسوزه درس چهارم <BR>بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!... بعد از چند لحظه تفکر، زن پيتر حوله رو ميندازه و۱۰۰۰دلار رو مي گيره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزي در مورد1000 دلاري که به من بدهکار بود نگفت؟!

    نتيجه اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد! البت خانوم ها هم التفات داشته باشن هزار دلار پولي نيست كه انسان به خاطرش اين كار رو بكنه حالا اگه گفته بود پنج هزار تومن اون وقت يه حرفي .

    و اما درس آخر:من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ................( اين قسمت رو اداره ارشاد بر روابط پنهاني سانسور كرده است)من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم... به خانواده ما خوش اومدي!
    نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد
    ?ایمان کپل | پیوند |

    پنجشنبه چهارم آبان 1385 @ 21:8 شنل قرمزي؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!

    يکی بود يکی نبود .
    غير از خدای مهربون هيچ کس نبود .
    يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
    عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلش و جواب نميده . هرچی
    SMS
      هم براش ميزنم
    باز جواب نمده . 
    online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
    چندتا پيتزا  بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره .
    شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم .
    قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکی .
    مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه .
    شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .
    فقظ خاستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
    مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان.
    می خوان  ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
    شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد .
    يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام .
    شنل قرمزی با پژوی
    ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
    بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه .
    شنل‌: حنا کجا ميری ؟؟؟
    حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
    شنل : ای نا کس حالا تنها میپری ديگه  !!
    حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
    بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن .
    شنل : حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟
    حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
    شنل : برو دختره ...........................................
    ( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
    شنل قرمزی يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .
    پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
    ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن .
    ميره جلو سوارش ميکنه .
    شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
    نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
    با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
    شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .
    نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
    اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .
    زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
    شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
    نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی .
    جان کوچولو و بقيه بچه ها هم  قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
    شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
    نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک می کنن .
    دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه .
    شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
    نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد .
    بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن .
    بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه .
    شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و .... 
    خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .
    ما هم مجبوريم واسه گذران زندگی اين کارا رو بکنيم

    ?ایمان کپل | پیوند |

    پنجشنبه چهارم آبان 1385 @ 20:41 درسهای بزرگی برای زندگی

    غضنفر اومد سوار اتوبوس بشه، یک خانمی جلوش بود. یک دفعه خانومه برگشت و محکم سیلی زد به غضنفر، غضنفر سرش رو انداخت پائین و ساکت موند، یک دقیقه بعد دوباره خانومه برگشت و محکم زد توی گوش غضنفر. غضنفر این دفعه بیشتر خجالت کشید. یکی بهش گفت: چی شد که اون خانومه زد توی گوش ات؟
    غضنفر گفت: والله من هیچ کار بدی نکردم، فقط دیدم دامن خانوم رفته لای کونش درش آوردم. یارو پرسید: دفعه دوم برای چی زد توی گوش ات؟
    غضنفر جواب داد: والله من دیدم خانوم از اینکه دامنش رو از کونش درآوردم ناراحت شده، دوباره گذاشتم سرجاش، باز هم زد توی گوش من.

    نتیجه اخلاقی : اخه آدم عاقل با دامن خانوم ها کار نداره که اگه هم بخواد کار داشته باشه باید از دستش استفاده نکنه که

    اولین بار بود که غضنفر سوار اتوبوس شده بود و می دید که همه مسافرین اتوبوس یک میله رو محکم گرفتن و نگه داشتن. یک نگاهی به سروته میله انداخت و به یکی از کسانی که میله را گرفته بود، گفت: اینو چه جوری آوردی تو؟ چه جوری می خوای ببری بیرون؟

    نتیجه اخلاقی : کره خر اون میله رو نیاوردن تو که ببرن بیرون اون لوله گاز کشی اتوبوسه

     

     

    ?ایمان کپل | پیوند |

    پنجشنبه چهارم آبان 1385 @ 20:36 سلام به همه

    دادا ما یه وب لاگ داشتیم خیلی با حال بید

    هر چی می خواستیم بگیم توش می گفتیم

    اما بستنش اینو که می دونین حالا می خوایم همه اون حرفا رو اینجا هم بزنیم

    آهای ملت

    جان مادرتون نظر بدین ببینم چی بنویسیم

    ?ایمان کپل | پیوند |

    جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 17:36 سلام

    داستان ما همچنان ادامه داره تا وقتی هستیم ادامه می دیم خوب وصیت نامه منو هم که خوندین خوب بگم که من همچنان از عالم ارواح براتون ندا می دم و می گم چی کار می کنم
    ?ایمان کپل | پیوند |