تبليغاتX
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد

JavaScript Codes ایمان کپلی



ایمان کپلی



بعضی وقتا +18 ست باید تنها بیای بخونی ها

جمعه بیست و ششم آبان 1385 @ 10:34 چنتا جوک برا این هفته

حوزه ی علمیه قم اعلام کرد به علت ترافیک طلاب در شهره قم
طلاب از فردا به صورت امــــــامه ی سیاه و سفید ( زوج و فرد ) در شهر تردد کنند !!!
________________________________________
يك روز يه اصفهانی مي ره رو پشت بام خونه اش كه آنتن رو درست كنه كه يك دفعه از طبقه ششم ميفته پايين همين كه از جلوي پنجره آشپزخونه خودشون رد مي شه مي بينه خانومش داره برنج درست مي كنه فریاد میزنه : خانم يك پيمانه کمتر برنج بریز
________________________________________
لرا سفينه ميسازند برن خورشيد. بهشون ميگن چقدر خرين ذوب ميشين.
ميگن فكر اونجاشم كرديم، اگه طبق برنامه بريم شب ميرسيم.




ترکه داشت دوست دخترشو می کرد . دختره میگه : آخ عجب کـیرت امشب کلفت شده ؟
ترکه میگه : کانـدوم نداشتم ملافه پیچیدم دورش !!!!!!!!!!!

زنه به شوهرش میگه : می خوای دفتره یادداشتت باشم تا همیشه همراهت باشم ؟
مرد : عزیزم سر رسیدم باش تا هر سال عوضت کنم !

اه رمضان تمام شد درهای رحمت خدا بسته شد
بپا لا در نمونی !

نگاهت چون عقاب ....دلت چون دریا ..... دستانت چون آتش ......
قدت مثل سرو ......صدایت چون آوازه پرنده .....
هیچ چیزیت مثل آدم نیست !

در راستای فرمایشات ریاست محترم جمهوری در مورد افزایش جمعیت
شب جمعه به مدت ۴ شب تمدید می شود
و به * ایام احمدیه * معروف می شود !Smiley

به تمام شرکتها میگن که به آخر اسم شرکتتون "ایران" اضافه کنید
تمام شرکتها قبول می کنن به جز شرکت بیک (بیکـيران) !

زندگی مثل دیکتس .... هی می نویسیم ... هی غلط می نویسیم
هی پاک می کنیم ... هی دوباره می نویسیم ...هی دوباره ....
غافل از اینکه عزرائیل داد میزنه برگه ها بالا ...

طبق آخرین تحقیق پزشکی ثابت شده ۱ گوز با لذت به اندازه ی ۱۰ قرصX شادی آور است .
انجمن حمایت از گوزوها !Smiley

حوزه ی علمیه قم اعلام کرد به علت ترافیک طلاب در شهره قم
طلاب از فردا به صورت امامه ی سیاه و سفید ( زوج و فرد ) در شهر تردد کنند !!!Smiley

به تركه ميگن با نمودار جمله بساز
ميگه امان از كون مودار.

به عرب ميگن چرا سرپا ميشاشي دست تو ميزاري پشت سرت
ميگه آخه دكتر گفته چيزه سنگين بلند نكنم.Smiley

به تركه ميگن با كفکـير جمله بساز
تركه كيـرشو ميندازه رو ميز
ميگه برو تو كف كـير.

ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
رشتيه هم غيرتی می شه و می گه يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
ترکه پا می شه و می گه: اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!!

دختر به دندان پزشک : آقای دکتر من از دندون کشیدن بیشتر از حامله شدن می ترسم !
دکتر : زود تصمیم بگیر می خوام صندلی رو تنظیم کنم !!!

تصمیم جدید دولت احمدی نژاد :
ایام بین دو جمعه را تعطیل خواهد بود !!Smiley

رشتیه به دوستش میگه :
یه زن گرفتم .....
ماه
ناز
چشم آبی
خوش هیکل
تو دل برو
اصلا خودت می کنی می بینی !!!!!!!!!!!!!!!!!!Smiley

جایزه بزرگ اسکار در نقش کــون گشاد ترین هنرمند به ننه قربون داده شد !

خاک بر سرت خیلی انی---------------------همیشه در قلبه منی
ریدم به اون قیافت----------------------------دوست دارم کثافت !


3تا موش داشتن لاف ميزدن

اولي ميگه:من با فنر تله موش بدنسازي کارمي کنم!

دومي ميگه:مرگ موش مزه عرق منه!

سومي موبايلش زنگ ميزنه.ميپرسن کي بود؟ميگه:هيچي بچه هاگربه آوردن بکنيم!!!!!!!!!!!!!!

***

قزوينيه شب اول عروسي عروسو ميبره پشت بوم ميگه:خانوم جان ستارههاي آسمان را بشمار

از فردا بايد گلاي قالي رو بشماري

***
كفش ......... نفربر (منبر)
كشتي ......... تشخيص (كفتـر)
آينه ......... من درش پيدا
شيشه ......... اونورش پيدا

پاك كن ......... مالش بر دانش
ويالن ......... ميره و ميه، خوشوم ميه
توالت ......... زورخونه
مگس ......... پرويز
حمام ......... پاكستان
دوش حمام ......... آب چرخ كن
بادمجون ......... عزادارخيار
دكمه ......... بستني
مسلسل ......... حيدر
گوجه ......... چراغ خطر ديزي
سيم خاردار ......... ديوار تابستوني
دربازكن ......... تقوا
ماشين ......... مراكش
دماغ ......... نفس كش
گوشتكوب ......... لهستان
مگس ......... پرويز
خرمگس ......... پرويزتركه
زنبور ......... پرويز قناد
?ایمان کپل | پیوند |

جمعه بیست و ششم آبان 1385 @ 10:27 آیا مرگ مرد است؟

یه مطلب جالب



نقدی بر جنسیت مرگ



Oline Sting نوشته : الین استینگ

بر گردان : رباب محب



بر سر در کلیسا ی شمالی گوتنبرگ – جایی که من زندگی می کنم – جمله ای حک شده است که نیازی به یادآوری و تذکر ندارد: «به مرگ بیندیش !»

مرگ در کابوس های کودکانه ام زن سیاه موی ِ لاغر اندامی بود که نگاهی خشک و بی روح داشت. می آمد و گردن مرا با دستان لاغر و کشیده اش می فشرد. فرار فایده ای نداشت. تند هم که می دویدم باز او به من می رسید.



اندکی بعد – در دوران نو جوانی ام – که درباره عشق و مرگ رومانتیک فکر می کردم ، این صورت ترش و خشن ،

چهره ی نرمتری به خود گرفت.

من شعر ها و داستان های بسیاری در باره ی مرگ خوانده ام. کارین بویه ، ادیت سودرگران و استگنه لیوس را در شعر های « زوال ، شتاب و این عروس محبوب ... »

چرامرگ در هنر و ادبیات اروپای شمالی – از قرون وسطی به بعد – همواره در شمایل مرد تصویر شده است ؟ یا چرا در حواشی مدیترانه و فرهنگ اسلامی مرگ چهره ای زنانه دارد؟



کارل اس گوتک پرفسور آلمانی رشته ی هنر و ادبیات دانشگاه هار وارد در مقاله ی پر حجمی به نام

« جنسیت مرگ » به جنسیت مرگ نگاهی تازه می کند. او در این مقاله ی حجیم که سر شار از نمونه ها و شرح جزییات آثار هنری و ادبی دوره های مختلف است به بررسی نگاه اروپاییان به پدیده مرگ می پردازد. تلاش او شرح منظم و ساده کردن تاریخی است که ابدا ساده نیست.

بسیاری گناه متفاوت بودن جنسیت مرگ را در فرهنگ های مختلف بر گردن متفاوت بودن ضمایر جنسی در دستور

» مذکر آلمانی در زیان فرانسوی ، ایتالیایی و اسپانیایی مؤ نث است.Der ted زبان ها می دانند : «

تقسیمی عادلانه : مرد در شمال و زن در جنوب!



گوتک بر آخرین استنباط تاکید کرده می گوید : « استثنا از حکم هم زیاد است.»

اثر ماریا ریلکه رانیر مرگ زن است.Duidoelogie در

در تابلوی "مرگ و دختر" اثر دالی مرگ به صورت شوالیه اسب سواری به نمایش در می آید. درام نویس های فرانسه زبانی چون اُنِسکو و آناوث به مرگ چهره ای مردانه داده اند.

در ادبیات و دستور زبان قدیم ایتالیا مرگ به شکل «شاه» یا « ارشد و فرمانده » و یا « خدا» ترسیم شده است ، و البته اینها همه مرد هستند.

نا گفته نماند که در بسیاری از زبان ها مرگ فاقد جنسییت است. از این گذشته مشخص نیست که آیا رابطه ی معینی میان جنسییت یک واژه و بر داشت های درونی و ذهنی انسان ها وجود داشته باشد. می گو یند هیچ فرانسوی حتا

نمی تواند تصورش را بکند که پاپ به زبان فرانسوی :

«زن » خطاب می شود.Sa Saintete



یکی دیگر از دلایل متفاوت بودن جنسییت مرگ می تواند شکل و ساخت جامعه با شد. در جوامع شکار ،مرگ ِ ظالم و خونین به خشونت مردانه تشبیه می شود در حالیکه جوامع روستایی به سبب دچار شدن به بلا یای طبیعی چون قحطی ، بیماری و تنگدستی – که خاص جوامع روستایی است – مرگ را به « مادر زمین یا خاک » نسبت می دهند.

چهره ی زنانه ی مرگ « الهه ی مبارز » در سالهای طاعونی 1300ایتالیا در قالب مردانه تصویر شده است. گونک تاکید می کند که در جوامع مدرن تصاویری از این دست کمتر پیدا می توان کرد.



به راستی چیست که تلقی های مارا سمت و سو می دهد – که می توان از صفت های نسبت داده شده به مرگ طومار-ها نوشت : اجل ، اجل ِ معلق ، رقاص ، شکارچی ، فاحشه ، داروچی ، باغبان ، عاشق ، شاه ، اسکلت ، راهب و راهبه و...

آنچه جالب توجه است سیمای متفاوت مرگ نیست بلکه « شکل انسانی » مرگ است. شکلی که در همه ی جوامع مشترک است. هیچ جا هیولایی از فضا فرود نمی آید تا دست سردش را بر قلب ما بگذارد. مرگ در لباس یکی از همین آدم های کره ی خاکی بر ما نازل می شود.

«فرانک راننده ی آمبولانس در شیفت شبانه در شهر نیویورک کار می کند. او دویست باری دور می زند. کپسو لهای اکسیژن وزوز می کنندو خون از به هر سوی می پاشد. همکارش فرانک کنارش نشسته و زیر لب غر و لند می کند.

خیابان ها مملو از جن و پری است: آوارگان ، بی خانگان ، معتادان ، فاحشه ها و ... و بیمارستان با انبوه بیمار به تیمارستان شبیه است. فرانک در روپوش سفید از میان تاریکی عبور کرده و راه سردابه را از لابلای این آوارگان

می جوید. صورتش شکل صورت عیسی مسیح است. او در صدد نجات یک زندگی است. اما مرگ از او زودتر حضور می یابد و در ِخانه ی بیماران را می زند و فریبشان می دهد. پس فرانک تسلیم قدرت مرگ شده و دست از تلاش برای نجات بیماران بر می دارد و تصمیم می گیرد که دستگاه اکسیژن احضار شدگان به مرگ را قطع کند. این می کند و آرام

اثر Bringing out the dead می یابد– و البته به معشوقه اش هم می رسد. » فرانک شخص اول فیلم مارتین اسکرسِس عهد و پیمان خدایی را می شکند و به شیطان می پیوندد. طبعا نصیب او از این همه لعنت ابدی و عشق است.

در اروپا همواره اسطوره ها ی مذ هبی به ادبیات و هنر فرم داده اند. با وجودی که گوتک می کوشد تا از کلی گویی در باره مرگ بپرهیزد – اما چون بر آن است تا گوناگونی تصاویر مرگ را ترسیم کند ، به دام می افتد و سر نخ ِ سخنش به آدم و حوا می رسد و می گوید « گناه فنای انسان بر دوش آنهاست. چرا که خدا حکم جاودانه نبودن انسان را به خاطر گناه ِ آدم صادر کرد. نه به خاطر گناه حوا.» در قرون وسطی انیگونه « مرگ مردانه » می شود. در بسیاری از تصاویر به جا مانده از این دوره – مثل تابلوی «رقص مرگ» - حکایت اخراج آدم از بهشت ترسیم شده است.

در اواخر قرون وسطی – کم کم پیکان گناه سوی حوا نشانه می رود : آیا گناه فنا پذیری انسان بر گردن حوا نبود؟ آیا این او نبود که اول سیب را گاز زد؟

در یکی از آثار آلدگره وِر (در ابتدای 1500 )اسکلتی با مو های بلند و پریشان که در دستی سیب و در دست دیگر یک ساعت شنی در دست دارد به نمایش در آمده است. در این دوره گناه زن تنها « فنا پذیر شدن انسان» نیست، بلکه تمایلات جنسی او نیز به یک گناه تبدیل می شود.

در دوره ی رنسانس مرگ تصویر اروتیک شده ای می یابد که به مرور زمان به اوج خود می رسد. با زبان دیگر قرون وسطی از مرگ رنج می برد و این دوره از « مبارزه خیر و شّر » : « گناه از شّر نیست بلکه شّر است که گناه می زاید.» چرا که این مار بود که انسان ر ادر بهشت فریفت.

نا گفته نماند که لوترانیزم تصویر دیگری به مرگ داد و مرگ را با شیطان مترادف کرد. در یکی از تابلو های هانس بَلدانگ تصویر زن برهنه ای که صورتش را موج دریا به عقب خم کرده است و با بی علاقگی تمام به پوزه ی خندان جمجمه ای اجازه ی بوسیدن می دهد ، مشاهده می کنیم. در این دوره شیطان ِ ملعون چهره ی زنانه ندارد ، بلکه دو جنسی است.

البته ما می دانیم که شاعران و نقاشان بسیاری مرگ را رومانتیک و عاشقانه ترسیم کرده اند: لِسین اسکلتهای قرون وسطی را به کنار زده و مرگ و نیستی را جوانکی رنگ پریده با مشعلی در دست به نمایش می آورد ( این آغاز یک تغییر است). در افسانه های این دوره تَنتانوس در قالب ِ آدم ظریف و رنجوری شکل ایده آل روز گار خود می شود. او داماد همه ی ارواح است ، دوست خوبی که وعده ی جاودانگی ، آرامش و آسایش می دهد. اما در نیمه ی پایا نی سالهای 1800 مجددا زن نقش مرگ را به عهده می گیرد. مادر مرگ چون معشوقه ، سلیطه ، زنِ دست فروش و ... از میان سایه ها سر بر می آورد.« شعر مهیب* » اثر چالز بودلر ، « بانوی مرگ* » اثر ماریا ریلکه از این دست آثار است. در تابلوی «گوشه ی خیابان» اثر فلیسیین روپ دختر فاحشه ی پیری است که مردان را با ماسکی بر صورت می فریبد.

درام نویس های آلمانی از قبیل مولر و برشت – به مرگ تصویری مادرانه داده اند!

به راستی دلیل اروتیکه و فمینیزه کردن مرگ چیست؟ آیا زن انتقامجوی ِ نا بخشودنی تنها عکس العملی علیه فرهنگ های راسیونالیست است؟ به نظر گوتک سیمون دوبوار نمونه ی خوبی از این دست است. مرد از زن به عنوان موجود بیولوژیکی می ترسد.زن عادت ماهانه می شود. زن حامله می شود. زن می زاید و انسان بودن مرد را به او گوشزد می کند... رابطه ا ی میان اسطوره و باور مردم در این تلقی یافت می شود: مرگ را کسی می دهد که زندگی می بخشد.

در قسمت پایانی مقاله شعری از ادیت سودر گران آمده است که روزی آن را در دفتر خاطراتم نوشته بودم:

زندگی مثل مرگ است

زندگی خواهر مرگ است

مرگ چیز غریبی نیست، تو می توانی نوازشش کنی. دستش را بگیری. مویش را بنوازی.

او به تو گلی خواهد دادو لبخندی

تو می توانی صورتت را در میان سینه هاش فروبری و آوای قلبش بشنوی:

وقت ِ رفتن است.



او نخواهد گفت که دیگری ست.

صورت ِ سبزی نیست بر زمین

مرگ.

با گونه ی گلی – همه جا ست و با همه می گوید

مرگ

صورتش انعطاف پذیر

گونه هایش نرم –

و گوشتالود است –

مرگ.

دست نرمش بر قلبت می گذارد

و خورشید گرم نمی کند ترا که می بویی

دست نرمش.

سرد است

و عاشق ِ هیچکس نیست

مرگ.



نهاد های فرهنگی و اجتماعی ، اقسانه های مذهبی و اسطوره ها بهترین اسناد موجودنند که می توانند چهره ی تاریخی مرگ را به ما نشان دهند ، کاری که از عهده ی دستور زبان ها بر نمی آید.

در پس گفته های گوتک بافت پیچیده ی نهاد ها و تفاوت های فکری – عقیدتی نهقته است. در نوشته ی او تصاویر مختلفی از « جنسییت مرگ» ارایه نمی شود، در عوض از مراجع موج می زند. اما او پرسش ساده ی خود را ما چرا باید به مرگ بیندیشیم؟ بی پاسخ می گذارد و می گوید:

« نیمه شبی که پسرم مرا از خواب بیدار کند و بپرسد که مرگ چیست ، به او پاسخ خواهم داد : حال موقع این فکر کردن به این حرف ها نیست. تو عمر دراز خواهی کرد. حال بگیر بخواب! و البته او به خواب نخواهد رفت.» گوتک می افزاید تصویر ساختن از چیزی که وجود ندارد چه سودی دارد ؟ ما هرگز نمی توانیم تصویری از مرگ بدهیم و درست به همین خاطر باید به تصویر پردازی بپردازیم. ما با نام بخشیدن به بی نامها و فرم دادن به بی فرم ها – یعنی آنچه که فنای ماست – بی نام ها و بی فرم ها را ملموس و حس شدنی می کنیم.

و آخر : مرگ از زندگی جدا نیست. مرگ جزء لاینقک زندگی است.
?ایمان کپل | پیوند |

چهارشنبه هفدهم آبان 1385 @ 14:44 یه سری جک خیلی خیلی باحال

اگر مردي در ماشين رو براي همسرش باز ميکند : ?- ماشين , جديد است - ?- همسر , جديد است - ?- آن زن همسرش نيست

اگه مردونگی مرده - اگه رفاقت رنگ باخته - اگه عشق دیگه معنا نداره - اگه دنیا پر نامردیه - اگه آرامش دیگه خواب و رویاست - تو چی کار داری بشین جوکت رو بخون.

يِه تركه می ره رستوران... به گارسون میگه آقا غذای امروزتون چیه؟
گارسون میگه کاستوبیلوتانیماندانوف با لیمو.....
تركه میگه کاستوبیلوتانیماندانوف با چی؟


عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بوده و داشته بچه‌ها رو تماشا مي‏كرده، يک بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، بچة شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي

ترکه تو توالت غش می کنه وقتی به هوش میاد میگه : من کیم... اینجا کجاست... کی منو ریده؟

به آخونده می گن حاجی جونا عرق می خورن ؛ مست می کنن قمار بازی می کنن .... حکم چیست ؟آخونده می گه خشت

جشنواره فيلم فجر در اصفهان: - دو نفر با يك تخم مرغ ! - تا حالا موز خوردي؟ ! - 10 نفر زير يك چتر ! - من هوشنگ 15 تومان دارم ! - ديشب باز هم پيتزا خوردم

از يه اصفهانیه مي پرسن وقتي سر يخچال ميري چي مي خوري
گفت:كتك


قشنگ ترين آدم دنيا :دکتر محمود احمدي نژاد 3 - پيرترين آدم دنيا : علي دايي 4 - جواد ترين آدم دنيا :بنيامين 5 - با استعداد ترين بازيگر سينماي دنيا : محمدرضا گلزار 6 - بد بخت ترين آدم دنيا : دوست پسر 7 - ورزشکار ترين آدم دنيا (البته در رشته چتر بازي ): دوست دختر 8 - باحال ترين آدم دنيا : من

بزرگترين گناه؟ ترک بودن ...بزرگترين تفريح؟ ترک سر كار گذاشتن ... بزرگترين جهاد؟ترک كشتن ...بزرگترين ترس؟ ترک ديدن ... بزرگترين كار؟ ترک اهلي كردن .بزرگترين شگفتي؟ ترک عاقل ديدن ... بزرگترين آرزو؟ نديدن ترک... !!!

هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جزترکه .ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟ میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه !!!

اصفهانيه خونش آتش ميگيره اس ام اس ميزنه به آتشنشاني ميگه يه خونه آتيش گرفته زنگ بزنيد تا آدرسشو بگم

ترکه سوار هواپیما می شه می بینه هر کی با یه چیزی کلاس میاد یکی لب تابشو باز کرده جلوش یکی موبایلشو یکی ... می خواد کم نیاره دستمال کاغذی رو برمی داره میذاره تو جیبش که یه گوشش بیرون باشه بغل دستیش میگه ببخشید این چیه میگه ای وای کی به من فاکس زده؟؟؟!!!!

فرق زن با مرد:

یه زن شب نمیاد خونه - شوهرش می پرسه کجا بودی؟می گه خونه یکی از دوستام.مرد به ده تا از دوستای زنش زنگ می زنه "همشون انکار می کنن وحتی یه نفر هم گردن نمی گیره.
یه مرد شب نمیاد خونه- زنش می پرسه کجا بودی؟می گه خونه یکی از دوستام .زن به ده تا از دوستای مرد زنگ می زنه هشت تاشون تایید می کنن که مرد شب پیش اونا بوده ودو تای دیگه هم تاکید می کردن که حتی همین الانم پیش ماست ولی به هزارو یک دلیل نمی تونه حرف بزنه




دولت اعلام كرده به مناسبت قرار گرفتن ايام هفته بين دو جمعه ، از اين پس ايران تعطيل است


رشتیه به زنش میگه عزیزم خوشحالم كه مادر شدی . زنش میگه انشاا... یه روزیم تو پدر میشی.


آگاهان پيشنهاد کردند از اين به بعد کاربران اينترنتي موارد زير را قبل از ورود به اينترنت رعايت کنند. اول: قبل از ورود به وب سايت هاي اسلامي وضو به همراه داشته باشند. دوم: با پاي راست وارد وب سايت هاي مستهجن شوند. سوم: رضايت پدر دختر در هنگام چت با نامحرم شرط است. چهارم: در هنگام ارسال آف لاين هرگز فراموش نکنيم که خداوند هميشه آنلاين است
?ایمان کپل | پیوند |

دوشنبه پانزدهم آبان 1385 @ 14:14 چنتا جوک

ميدونيد بسيج مخفف چيه؟ " بنياد سازمان دهي يك مشت جوجه



يه تركه پليس مخفي ميشه تا 3 ماه دنبالش ميگشتن



پرتاب اولين زن ايراني به فضا را به فال نيك ميگيريم . اميدواريم روزي نيز شاهد پرتاب آخرين زن ايراني به فضا باشیم.
انجمن دوستاران زنان در ايران



يه موز و يه پسته با هم دعواشون مي شه، موز به پسته ميگه: كه چي بشه؟ هميشه نيشت بازه؟ پسته ميگه: از تو كه بهترم، بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو مي كشي پايين!



غضنفر به زنش مي گه 3 تا حيوان نام ببر كه با خ شروع بشه. زنش مي گه: خودت، خواهرت، خدابيامرز مادرت!



به تركه ميگن...ميس كال چيه؟

ميگه يه نوع مقياس وزن هست..نشنيديد؟ مثلا" ميگن يه ميس كال زعفران!



امام جمعه تبريز فتوا داده قبل از اينكه آب بخوريد، 3 بار بايد بسم الله بگيد،

چون توي آب 3 تا جن داره، دو تا اكسيجن و يه دونه هيدروجن



قزوينيه ميره پيشه روانشناس ميگه اين كودك درون كه ميگن كجاست؟



تركه يه شماره تلفن پيدا ميكنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا كردم آدرس بديد براتون بيارم



سر كلاس پزشكي استاد از شاگرداش ميپرسه: كدوم يك از اعضاء بدن

ميتونه تا 9 برابر حالت عادي بزرگ بشه؟

يه دختر ميگه: استاد من ميدونم ولي روم نميشه بگم... استاد ميگه عيب

نداره نگو!يه پسره ميگه منم ميدونم ... اون مردمك چشمه.....

استاد ميگه آفرين درسته...

بعدش به دختره ميگه شما هم اينقده توقع زيادي نداشته باش!!!!!



ترکه داشته رد ميشده پاش پيچ ميخوره ميوفته رو يه خانومی .

هي خانومه سعي ميكرده از زيرش بياد بيرون ترکه نمی گذاشت .آخر داد ميزنه ميگه :آقا پاشو ببينم!!!!!!

ترکه ميگه : نه !بايد بمونی افسر بياد كروكي بكشه!!!!



پدر مادر و خواهر علي دايي رسما اعلام كردن

بازي ايران آنگولا به ما هيچ ربطي نداره .

علي خودش زن داره



یه پسری به دوست دخترش میگه : عزيزم يه بوس از اون لبات بده كه با گرماش سيگارم رو روشن كنم .

دختره میگه: نميدم تا كونت بسوزه بعد با حرارتش ميتوني سيگارت رو روشن كني



يه نفر تو قزوين كارت پايان خدمتش از دستش ميفته رو زمین، تصمیم میگیره دوباره بره سربازي!



یه دختر اصفهاني با دوست پسرش از قبل قرار میذاره شب بيا خونمون اگه موقعيت خوب بودمن يه سكه از پنجره ميندازم پايين...

شب ميشه،،، دختره يه سكه از پنجره ميندازه پايين! ولي هر چقدر واي ميسته ميبينه پسره نمياد بالا سرش رو از پنجره بيرو مي بره ميگه چرا نمياي؟!!

پسره مي گه دارم دنبال سكه مي گردم!

دختره مي گه بيا بالا بهش كش بسته بودم الان تو دستمه...!



تركه زنش رو طلاق ميده...

بهش ميگن:باباطلا خانم كه زن خوبي بود چرا طلاقش دادي؟

تركه با عصبانيت ميگه:غلط كرده تازه فهميدم كه چقدر عوضي بوده! ديروز بازار بودم همه ميگفتن طلا كشيده پايين!



ترکه هنگام طلاق این شعر رو سروده:

يا رب اين دلبر شيرين كه كه سپردي به منش- - - بس كه گوه بود سپردم به ننه اش



اگه گفتی علامت @ در ايميل يعني چه؟

يعني: اي دورت بگردم



ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟

- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!



وقتي خدا آدم رو آفريد داشت تمرين ميكرد که چطور یه انسان کامل بسازه!

اما وقتي حوا رو آفريد با خودش گفت:
کار نيكو كردن از پر كردن است
?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه یازدهم آبان 1385 @ 20:35 یه سری جوک در وصف قزوینی های عزیز

۱- یه قزوینیه میمیره وصیت میکنه بدنش رو بسوزونن ازش پودر بچه درست کنن و......

۲- یه قزوینیه میره اروپا یک خارجی ازش میپرسه ببخشید قزوین کجاست قزوینیه میگه اگه کونت

میخاره همین جاست هاااااا.

۳-شجاعترین مرد ایران کیه؟ امام جمعه قزوین

۴- میدونید بچه یک خروس و یه مرد چی میشه ؟ ۱۰۰ در  صد یک قزوینی

۵- یک قزوینی میره نماز جماعت وقت پا شدن از رکوع یک دقیقه زودتر بلند میشه زود میگه خدایا برای

این همه نعمت ازت متشکرم.

۶- به میمنت دستیابی به انرژی هسته ای سجده شکر بگذارید . (( شهرداری قزوین))

۷- پشت گرمی شما باعث دل گرمی ماست (( شهرداری قزوین))

۸- تو پارکهای قزوین نوشتن لطفا گلها را بچینید

۹-یه درویش میره قز وین موقع ورود میگه یاهو یا علی مدد موقع خارج شدن هم میگه یهو یهو یهو

۱۰-تو دروازه ورودی قزوین نوشتن خوش آمدید تو خروجیش هم نوشتن خوشتان آمد

۱۱-از یه قزوینی میپرسن بزرگترین سد دنیا چیه میگه شلوار لی

۱۲-یه قزوینی میخاسته آمپول بزنه از ترس میره تهران

۱۳-دعای بدرقه قزوینیا:خودم پشتت خدا پناهت

۱۴-قزوینیه ازدواج میکنه تو کارت عروسیش مینویسه آوردن بچه الزامی است

۱۵- سازمان سنجش اعلام کرد که هیچ قزوینی حق ندارد پشت کنکور بماند

۱۶- کنکور همچنان در قزوین ادامه دارد !!!! چون هیچکس جرعت برداشتن سوالها رو از زمین نداره

۱۷- به یه قزوینی میگن غم انگیزترین نقاشی دنیا رو بکش یه کون بی سوراخ میکشه

۱۹-قزوینیه رو با یه سه لیتری تف دستگیر میکنن

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه یازدهم آبان 1385 @ 15:22 توپ کاشی (توپ پینگ پنگ)

امروز میخوام براتون یه داستان تعریف کنم یه داستان جالب.

یه روز یه پسر بود که پدر و مادرش خیلی دوسش داشتن.

وقتی اولین بار شروع کرد به راه رفتدن باباش خیلی خوشحال شد بهش گفت: بابایی چی دوست داری جایزه برات بگیرم؟ پسر کوچولو گفت: توپ کاشی
5 سال بعد وقتی با معدل بیست اول دبستان رو قبول شد باباش گفت : بابایی چی دوست داری جایزه برات بگیرم؟
پسر کوچولو گفت: توپ کاشی

1 سال بعد 2 سال بعد هرسال با بهترین معدل قبول می شد ولی هر وقت باباش می خواست براش جایزه بگیره پسره میگفت توپ کاشی میخوام
حتی وقتی کنکور رو با بهترین رتبه قبول شد با زم توپ کاشی از باباش خواست .
یه روز باباش ازش پرسید : آخه پسر این همه چیز ( موبایل , ماشین , پول ,کامپیوتر ) چرا تو فقط توپ کاشی میخوای؟
پسر گفت : بابا روزی دلیلشو بهت میگم که یه من داشتم می مردم یا تو

تا این که یه روز ماشین پسر رو می زنه و می ندازتش تو بستر مرگ .....

باباش بهش میگه پسرم حالا که داری میمیری اقلا بگو چرا از من هر سال جایزه توپ کاشی می خواستی

پسره می گه: باشه بابا " من واسه این توپ کاشی میخواستم که ..............خ خ خ خ"
بابا:نه ه ه ه ه ه



پسره مرد و کسی نفهمید واسه چی توپ کاشی می خواسته اگه شما فهمیدین به منم بگین
?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه یازدهم آبان 1385 @ 15:3 چنتا جوک برا این هفته


اصفهاني موز ميخره تا يك هفته دستشويي نميره



ترکه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! ترکه مي گه: آخه خـَيـلي كلاس داره!



يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!




بازرس رفته بود شادگان تا از مدرسه عرب ها بازديد كنه. عبود رو صدا كرد و گفت: يك سوال مي پرسم تا سطح علمي تو رو بدونم.بگو ببينم كي درِ قلعه ي خيبر رو شكست؟ عبود ميزنه زير گريه و ميگه:آقا به خدا كار ما نيست.بازرس عصباني ميشه و ميره پيش معلم و موضوع رو تعريف ميكنه.معلمه که اسمش جاسم بوده ميگه:من فكر نكنم كار اون باشه آخه اون بچه ي خوبيه.بازرس كه كلافه شده بود ميره پيشه مدير و ههمه چي رو تعريف ميكنه.مدير خر هم ميگه:اشكالي نداره شما بگيد چقدر خرج داره خودم ميدم.




تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!


يه روزي از روزا پسر ترکه ميره پيشه باباش ميگه: بابا چرا به ما ميگن خر! پدره با قيافه اي حق به جانب ميگه:برو يه قاشق با يه قابلمه بيار. پسره ميره و مياره. پدره به پسره مي گه: خب حالا دقت كن. بعد پدره قاشق رو مي زنه به قابلمه. يه دفعه پسره از جاش بلند مي شه ميگه: كيه در میزنه؟! .پدره ميگه خب حالا ديدي چرا به ما ميگن خر؟ پسره ميگه: آره .بعد پدره رو پسرش ميكنه ميگه: خب پسرم حالا اينارو بگير بابا بره درو باز كنه




تركه مادرزنش رو ميبره دكتر، دكتره ميپرسه: اين بنده خدا چه بلايي سرش اومده؟ تركه ميگه: زهر خورده. دكتره تعجب ميكنه، ميپرسه پس چرا سر و صورتش خوني ماليه؟! تركه ميگه: آخه لامصب به زبون خوش كه نميخورد


تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. تركه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم ‍خواب هستن چطور؟ تركه ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم


تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!


يه روز يه ترکه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو ترکه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر ميکنه که جو گوزيده. ترکه يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. ترکه که خيالش راحت شده بود که مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه




?ایمان کپل | پیوند |

شنبه ششم آبان 1385 @ 17:41 مقاله ای بد بو

 

توجه مهم:
در اين مقاله تابوشکنی کرده و به بررسي علمي "باد روده" پرداخته ايم. جهت اختصار و به ضرورت مطلب، از کلمات عامیانه "گوز" و "چس" استفاده می کنیم و امیدواریم که این جسارت را بر ما ببخشید. خاطر نشان مي کنم برخي از مطلب زير، گزیده ترجمه ای است از سایت
Heptune .


دلیل گوز:
هوای بلعیده شده هنگام خوردن و نوشیدن، گاز جذب شده از خون توسط دیواره روده، گاز حاصل ازواکنشهای شیمیایی روده و گاز تولیدی در اثر فعالیتهای باکتریهای روده.

ساختار گوز:
ساختار دقیق گوز در افراد مختلف و در اوقات مختلف بر مبنای غذای فرد متفاوت است. قسمت اعظم هوای بلعیده شده اکسیژن است که قبل از رسیدن به روده جذب بدن می شود و فقط نیتروژن باقی می ماند. بقیه هم شامل دی اکسید کربن، هیدروژن و متان است. هر چه باد بیشتر در روده نگه داشته شود، میزان نیتروژن آن بیشتر می شود چون بقیه امکان جذب دوباره به بدن را دارند. در ضمن افراد عصبی و عجول اکسیژن بیشتری در روده دارند.

بوی گوز:
بوی حاصل از گوز بیشتر به خاطر ترکیبات گوگردی مثل سولفید هیدروژن است. غذاهایی چون کلم، تخم مرغ و گوشت بوزا هستند ولی لوبیا بطور اخص بوی شدید ندارد ولی حجم گاز را خیلی زیاد می کند.

صدای گوز:
صدای گوز حاصل ارتعاشات دهانه مقعد هنگام خروج گاز است. نوع و شدت صدا بستگی به شتاب گاز و تنگی ماهیچه اسفنکتر مقعد دارد.

چرا چس گرم و کم صدا است در حالیکه گوز پرصدا و کم بو است؟
گوز بیشتر حاصل بلعیدن هواست و حجیم است. برای همین هم صدای بیشتری دارد در حالیکه چس حاصل فعالیتهای باکتریهای روده است که گازهای گوگردی تولید می کنند و در اثر این واکنشها حرارت هم ایجاد می شود ولی این گازها کم حجم ترهستند و به همین دلیل کم صداترند.

یک فرد عادی در روز چقدر می گوزد؟
به طور متوسط، هر فرد روزانه نیم لیتر گوز تولید می کند و 14 مرتبه در روز می گوزد.

آیا ممکن است کسی اصلا نگوزد؟
خیر! همه می گوزند. حتی مرده ها تا چند ساعت پس از مرگ ممکن است بگوزند (بخاطر گازهای جمع شده در روده قبل از مرگ).
آیا مردها بیشتر از زنها می گوزند؟
خیر! تفاوت در میزان گوز بستگی به جنسیت ندارد و بیشتر مربوط به عادات غذاخوردن و بلعیدن هوا و ژنتیک است. اما مردها آزادانهتر از زنها می گوزند و زنها در این مورد بخاطر قواعد اجتماعی بیشتر خودداری و مخفی کاری می کنند.

احتمال گوزیدن در چه وقت از روز بیشتر است؟
صبح اول وقت بعد از بیداری

چرا حبوبات گاز تولید می کنند؟
حبوبات حاوی چند نوع قند هستند که برای انسان قابل هضم نیست و وقتی این قندها به روده می رسد، باکتریهای روده جشن می گیرند و حسابی گاز تولید می کنند. بقیه غذاهای گاز ساز عبارتند از: فلفل دلمه ای، کلم سنگ، کلم پیچ، شیر، نان، تخم مرغ، آبجو، و کشمش.

چه کارهای دیگری باعث تولید گاز می شود؟
بلعیدن تند غذا و آب (درمان: جویدن با دهان بسته و آرام غذا خوردن)، آدامس جویدن، سیگار، لیسک و آب نبات، نوشابه های گازدار، صعود در هواپیما (بخاطر افت فشار) و عصبی بودن.

آیا نگه داشتن گوز ضرر دارد؟
در این مورد نظرات متفاوت است. قدیمی ها معتقد بودند که ضرر دارد. کلادیوس، امپراطور روم، به خاطر حفظ سلامت عمومی، گوزیدن در جشنهای دربار را آزاد کرده بود. اما دکترهای امروزی می گویند که خودداری ضرری ندارد. فقط فشار گاز ممکن است باعث دل درد شود. بعضی دکترها هم اعتقاد دارند که خودداری مداوم در دراز مدت باعث گشادی و ورم مزمن دیواره روده می شود.

تا چه مدت می شود گوز نداد؟
گوز به محض اینکه فرصت پیدا کند و ماهیچه تان را شل کنید فرار می کند. حتی اگر تمام روز هم خودتان را کنترل کنید، بعد از خواب رها می شود. باور ندارید یک شب در پروازهای بین قاره ای در هواپیما نخوابید و به دقت گوش کنید ببینید چه می شنوید.

آیا همه در خواب می گوزند؟
خیر! اکثر مردم از کودکی یاد می گیرند که در خواب دریچه (اسفنکتر) مقعد را کنترل کنند و به همین خاطر هم صبحها بعد از بیداری می گوزند ولی اکثر کساتی که در طول روز خودداری می کنند، در خواب ناخودآگاه می گوزند. حتما متوجه شده اید که گاهی اوفات اگر خودتان را کنترل کنید گوز برطرف می شود. این موقتی است چون باد به قسمتهای داخلی روده مهاجرت می کند و جذب نمی شود بلکه بعدا با قدرت بیشتری هجوم می آورد.

بهترین را برای رد گوز گم کردن چیست؟
یک شرکت آمریکایی به نام
fartypants هست که گوزقنداق می فروشد: چیزی شبیه به نوار بهداشتی که در داخل شلوار قرار می گیرد و بوی چس و کمی از صدای آن را به خود جذب می کند. ولی اگر از این چیزها ندارید، از روشهای سنتی استفاده کنید. مثلا اگر در جمع هستید خیلی طبیعی رفتار کنید، انگار نه انگار چیزی شده و اگر صدایش بلند بود با سرعت برگردید و با تعجب به نفر بغل دستی یا پشت سری خودتان نگاه کنید.

آیا واقعا گوز با کبریت شعله ور می شود؟
بله! باور ندارید امتحان کنید. فقط مواظب باشید که کار خطرناکی است. بنا به آمار، یک چهارم کسانی که این کار را کرده اند کونشان را سوزانده اند چون شعله به سمت مقعد پس می زند. در ضمن امکان آتش گرفتن لباس و چیزهای دیگر دور و بر هم هست. همانطور که قبلا ذکر شد، گوز حاوی گازهای متان و هیدروژن است که هر دو گاز شدیدا اشتعال پذیر هستند. رنگ شعله حاصله آبی (متان) یا زرد (هیدروژن) است.

آیا تا بحال کسی از راه گوزیدن امرار معاش کرده است؟
بله! معروفترین گوزوی جهان یک فرانسوی است بنام لوپتومین که در اوایل قرن 20 نمایش اجرا می کرد. این آقای هنرمند می توانست با مقعد آب هورت بکشد. در نمایشها لوپتومین در یک ظرف آب می نشست و تمام آبها را از مقعد بالا می کشید و بعد مثل شلنگ آتش نشانی با قدرت بیرون می پاشید. کار دیگرش این بود که هوا را از مقعد به درون می کشید و بعد به صورت موزیکال بیرون می داد و یا صدای پرنده ها و حیوانات دیگر را در می آورد. این هم یک قطعه از سمفونی یک هنرمند امروزی که سی دی هایش را روی اینترنت می فروشد: موزیک گوز.

چند نکته دیگر:
1- بوی چس حیوانات گوشتخوار مثل سگ و گربه خیلی بد است.
2- سگها از بوی چس آدم خوششان می آید و برای همین دنبال سر آدمهایی که چسیده اند راه می افتند تا لذت ببرند.
3- قهرمان گوز در میان حیوانات موریانه است (بخاطر رژیم چوب) و به گفته دانشمندان به خاطر بالا بودن تعداد این حشرات، گوز موریانه ها یکی از عوامل تاثیرگذار بر گرم شدن جو زمین است.
4- گاز متان حاصل ازگوز و آروغ گاوها و گوسفندان (و سایر نشخوارکنندگان) هم از عوامل گرمازا و آلوده کننده جو زمین است. برای همین دانشمندان ژنتیک نیوزیلند مشغول یافتن راهی برای تولید گاو و گوسفندهایی هستند که متان تولید نکنند. گوز نشخوار کنندگان بی بو است ولی نسبت به انسان بسیار پر صداتر و طولانی تر است.
5- اگر در یک محیط کوچک و سربسته (مثل آسانسور یا زیر لحاف) زیاد بچسید، ممکن است دچار سرگیجه شوید (بخاطر کمبود اکسیژن و بالا بودن میزان گازهایی مثل متان و دی اکسید کربن) ولی مطمئن باشید خفه نخواهید شد.

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه پنجم آبان 1385 @ 17:18 sms



اگر به نیت ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ۱۲۴۰۰۰۰ اس ام اس ارسال کنی آخر ماه خبر خوشی از جانب

مخابرات دریافت می کنی


بر روی سنگ سفیدی نشسته بودم و انتظار آمدنت را می کشیدم ... باد صدای آمدنت را به

گوش جان می نواخت ... صورتم سرخ شد ... پاهایم لرزید ... ناگهان سیفون را کشیدمو تو را


آب برد


مثبت اندیشی یعنی اینکه اگر گنجشکی رو سرت رید تو خوشحال شی از اینکه چرا گاوها پرواز

نمیکنند


چشمانت وقتي زيباست كه مال اشك باشه اشك وقتي زيباست كه مال عشق باشه عشق وقتي

زيباست كه مال تو باشه تو وقتي زيبايي كه دستت تو دماغت باشه



زن خسته شدم پس کی میاد :؟ مرد صبر کن الان میاد زن: خیس عرق شدم مرد: غر نزن داره

میاد زن: پاهام درد گرفت بسه مرد: بیا اینم تاکسی !!!


دستام خسته شدند...پاهام طاول زدند... از کمر افتادم... اصلا جون ندارم... دارم میمیرم تو رو

خدا یکی از اندی بپرسه خوشگلا تا کی باید برقصند


خري گم كرده ام با باركاشي مي فرستم اس ام اس شايد آن خرتوباشي



به دريا مي نگرم تورا مي بينم... به صحرا مينگرم تورا مي بينم... نميدونم كي رو

عينكم ريده!!!


دوستان عزيز اميدوارم درسال جديد پله هاي طرقي را يكي يكي طي بكشيد !!!


نگاهم با نگاهت كرد برخورد خدا خيرت بده حالم به هم خورد


تو در قلب مني تو در خون مني رفتم دكتر گفت انگل داري


دنيا را بدون خانمها تصور كنيد: بازارها خالي، پولها اضافه، خيابونها خلوت،

مخابرات ورشكست شده، شيطون بيكار


دانشجو اگر عاشق شود بي پرده مشروط مي شود چيزي شبيه حذف ترم با عشق ممكن

مي شود





گفتي بخواب خوابيدم گفتي باز كن باز كردم درد داشت تحمل كردم وقتي كارش تموم

شد خون اومد ترسيدم آخه اولين بار بود دندونمو ميكشيدم



هميشه باخود عكسي ازهمسرتان داشته باشيد تا درهنگام برخورد به مشكلي به آن نگاه

كرده وبه خاطربياوريد كه مشكل بزرگتري هم وجود دارد



دوست عزيز به علت شيوع وبا با آفتابه آب نخوريد



اگه 1 روز بري سفر...اگه 2 روز بري سفر...اگه3 روز بري سفر...اگه 4 روز بري

سفر...اگه 5 روز بري سفر...اگه 6 روز بري سفر...اگه 7 روز بري سفر... اون وقت

1 هفته هست كه سفري



دستانم را بر کمرت حلقه می زنم... لبانم را برلبانت می گذارم و از عصاره ی

وجودت می مکم ... با تمام وجود فرياد می زنم... دوستت دارم شيشه نوشابه

كامپيوترها به 4 دليل دخترند : 1.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره! 2.فقط

خودشون زبون خودشون رو مي فهمن! 3.اگه يه كسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول

داره براشون لوازم جانبي بخره! 4.اگه يكم صبر مي كردي يكي بهترش گيرت مي

اومد!!!




ديروز منتظرت بودم نيامدي...امروز منتظرت بودم نيامدي...فردا منتظرت خواهم

ماند......چه سخته يبوست


خيلي دوست دارم يه روزميام دنبالت ومي برمت جايي كه دست هيچكس بهت نرسه...

قربانت ....عزراييل!!!



وقتي طاووس براي ناز كردن وكلاغ براي غار غار كردن و روباه براي فريب دادن

و تمساح براي گريه كردن داشته باشي ديگر نيازي به زن نداري!!!


?ایمان کپل | پیوند |

جمعه پنجم آبان 1385 @ 17:0 چقدر سخته !!!

چقدر سخته خیره بشی به عکسش و با نگاه به چشمانش دوباره گریه امونت نده

چقدر سخته که بخوای فراموشش کنی در حالی که می دونی هیچ وقت نمی تونی

چقدر سخته که یه عاشق دیگه هیچوقت توی زندگیش شادی نداشته باشه

چقدر سخته که فقط یکی رو داشته باشی و بعد بفهمی که کسی رو نداری

چقدر سخته که به او فکر کنی اما او همزمان به فکر کسی دیگه باشه

چقدر سخته که وقتی عاشق هستی او حتی دوستت هم نداشته باشه

چقدر سخته که عاشق کسی باشی که عاشق یکی دیگست

چقدر سخته که تنها باشی یا تنها رها بشی

چقدر سخته که متنفر باشی و از کسی که براش به اندازه یه ارزن هم نبودی اما عاشقانه بقیه راه رو بد رقه اش کنی

چقدر سخته با کارهای بی خود خودتو مشغول کنی که بهش فکر نکنی و حتی به خودت هم فکر نکنی تا حدی که بری اما ندونی کجا میری حرف بزنی اما ندونی با کی و چرا نگاه کنی اما ندونی به چی و کجا گوش کنی اما نشنوی حتی عطر وجود هیچ کس راو در کنارت حس نکنی و قطرات اشک که بی اختیار رو گونه هات می دونـد حـس نـکـنـی فـقـط بـخـوای که بـخوابـی امـا خوابت نبره و وقتی هم که ازخوابیدن منصرف می شی تازه بفهمی که تا حالا توی خواب بودی ...

چـقـدر سـخـتـه تـوی چـشـمای کسی نگاه کنی که تمام مهرت رو ازت دزدیده و به جـاش یه زخـم همیشگی به قلبت هدیه داده و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوسش داری

چقدر سخـتــه دلت بخواد سـرت رو باز به دیوار تکیه بـدی کـه یـه بـار زیر آورار غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته تو خیـالـت سـاعـتهـا باهاش حـرف بـزنی ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی

چـقـدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گـونـه هـا تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری

چقدر سخته وقـتـی کـه یـکـی رو دوســت داری بــری و بـاهــاش دعـوا کـنـی کــه دیگه نبینی اونو تا دلت لعنتی تو دیگه یادش بره که اون هست شاید شـب راحـتـر بخوابی شاید فکرش دیگـه تـو سـرت نـیـاد

خیلی سخته که بغض داشته باشی واما نخواهی کسی بفهمه

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد که فراموشش کنی

خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری

خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن و جزاونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای

خیلی سخته غرورت رو به خاطره یه نفر بشکنی بعد بفهمی که دوستت نداره

خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطره یه نفر از دستبدی اما اون بگه: دیگه نمی خوامت...

چقدر سخته خیره بشی به عکسش و با نگاه به چشمانش دوباره گریه امونت نده

چقدر سخته به خاطر او روی تخت بـیـمارسـتـان جـون بـکنی اما باز هم به او فکر کنی

چقدر سخته که فقط یکی رو داشته باشی و بعد بفهمی که کسی رو نداری



چقدر سخته که بخوای فراموشش کنی در حالی که می دونی هیچ وقت نمی تونی

هی فریاد بزنی و هیچ کس نشنوه در حال پرپر شدن باشی و هیچ کس نبینه

بگی مشکل دارم و هیچکس درک نکنه مثل یه میخ باشی و بی گناه زیر چکش له بشی

چقدر سخته وقتی به دیگران احتیاج داری هیچکس کنارت نمیمونه

چقدر سخته میبینی کسانی که ادعای دوستی و فامیل بودنو دارن فقط نابود شدنتو تماشا میکنن

چقدر سخته وقتی احتیاج به همدردی داری حتی یه نفر هم پیدا نمیشه

چقدر سخته ببینی عمرت داره میره و هنوز هیچ کار مهمی تو زندگیت نکردی

چقدر سخته ببینی کسانی که یه عمر دورت بودن حالا که بهشون احتیاج داری دورتو خالی میکنن

چقدر سخته که میبینی داری نابود میشی و هیچ کاری نمیتونی بکنی

چقدر سخته که هیچ کس درکت نکنه و همه فقط بگن ولش کن

چقدر سخته که ببینی همه چشماشونو رو تو میبندن چون دیگه بدردشون نمیخوری

چقدر سخته که میبینی جوونی و همه فقط می خوان تا اونجاییکه جون داری ازت بیگاری بکشن

چقدر سخته بین کسانی زندگی کنی که نه تو رو میبینن و نه صداتو میشنون

چقدر سخته همه اینا رو ببینی و بعد همه هی میگن که میخوان کمکت کنن ولی هیچ کاری نمیکنن

سخت تر از همه اینا اینه که میبینی هیچ وقت رو کمک کسی حساب نکردی و رو پای خودت ایستادی. حالا که به این روز افتادی همه تنهات ميذارن


?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه چهارم آبان 1385 @ 21:19 درسهاي بزگي براي زندگي 2

<کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحاني، روايت مقدس رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بي خيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب مقدس روايت رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: ?به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي?!

نتيجه اخلاقي: اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!


درس دوم :يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد! <BR>نتيجه اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي
واي كه نمي تونيم يه بار حرف سياسي نزنيم

درس سوم :يه روز مسوول فروش، منشي دفتر، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه... جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه: ?اول من، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم?... پوووف! منشي ناپديد ميشه... <BR>بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: ?حالا من، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم?... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه... <BR>بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: ?من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن?! <BR>نتيجه اخلاقي: اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!تا اونجات نسوزه درس چهارم <BR>بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!... بعد از چند لحظه تفکر، زن پيتر حوله رو ميندازه و۱۰۰۰دلار رو مي گيره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزي در مورد1000 دلاري که به من بدهکار بود نگفت؟!

نتيجه اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد! البت خانوم ها هم التفات داشته باشن هزار دلار پولي نيست كه انسان به خاطرش اين كار رو بكنه حالا اگه گفته بود پنج هزار تومن اون وقت يه حرفي .

و اما درس آخر:من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ................( اين قسمت رو اداره ارشاد بر روابط پنهاني سانسور كرده است)من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم... به خانواده ما خوش اومدي!
نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد
?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه چهارم آبان 1385 @ 21:8 شنل قرمزي؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!

يکی بود يکی نبود .
غير از خدای مهربون هيچ کس نبود .
يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلش و جواب نميده . هرچی
SMS
  هم براش ميزنم
باز جواب نمده . 
online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پيتزا  بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکی .
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .
فقظ خاستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان.
می خوان  ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد .
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی
۲۰۶ آلبالوئی که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه .
شنل‌: حنا کجا ميری ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل : ای نا کس حالا تنها میپری ديگه  !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن .
شنل : حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل : برو دختره ...........................................
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزی يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن .
ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .
زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی .
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم  قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک می کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد .
بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن .
بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه .
شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و .... 
خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .
ما هم مجبوريم واسه گذران زندگی اين کارا رو بکنيم

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه چهارم آبان 1385 @ 20:41 درسهای بزرگی برای زندگی

غضنفر اومد سوار اتوبوس بشه، یک خانمی جلوش بود. یک دفعه خانومه برگشت و محکم سیلی زد به غضنفر، غضنفر سرش رو انداخت پائین و ساکت موند، یک دقیقه بعد دوباره خانومه برگشت و محکم زد توی گوش غضنفر. غضنفر این دفعه بیشتر خجالت کشید. یکی بهش گفت: چی شد که اون خانومه زد توی گوش ات؟
غضنفر گفت: والله من هیچ کار بدی نکردم، فقط دیدم دامن خانوم رفته لای کونش درش آوردم. یارو پرسید: دفعه دوم برای چی زد توی گوش ات؟
غضنفر جواب داد: والله من دیدم خانوم از اینکه دامنش رو از کونش درآوردم ناراحت شده، دوباره گذاشتم سرجاش، باز هم زد توی گوش من.

نتیجه اخلاقی : اخه آدم عاقل با دامن خانوم ها کار نداره که اگه هم بخواد کار داشته باشه باید از دستش استفاده نکنه که

اولین بار بود که غضنفر سوار اتوبوس شده بود و می دید که همه مسافرین اتوبوس یک میله رو محکم گرفتن و نگه داشتن. یک نگاهی به سروته میله انداخت و به یکی از کسانی که میله را گرفته بود، گفت: اینو چه جوری آوردی تو؟ چه جوری می خوای ببری بیرون؟

نتیجه اخلاقی : کره خر اون میله رو نیاوردن تو که ببرن بیرون اون لوله گاز کشی اتوبوسه

 

 

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه چهارم آبان 1385 @ 20:36 سلام به همه

دادا ما یه وب لاگ داشتیم خیلی با حال بید

هر چی می خواستیم بگیم توش می گفتیم

اما بستنش اینو که می دونین حالا می خوایم همه اون حرفا رو اینجا هم بزنیم

آهای ملت

جان مادرتون نظر بدین ببینم چی بنویسیم

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه چهارم آبان 1385 @ 13:58 یه سری جوک توپ +18

تر که را از مدرسه اخراج می کنند.پدرش میاد پیش مدیر و میگه: چرا بچه منو اخراج کردین؟ معلم: آخه ازش پرسیدم "تخت جمشید" رو کی آتیش زده جواب نداد. پدر ترکه هم با قیافه طلب کار گفت: ای بابا این که دیگه اخراج نمی خواست! من خودم نجارم- برای جمشید آقا یه تخت جدید می سازم


چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس... ....پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه


تركه قهرمان شنا ميشه.ازش ميپرسن شما از كجا شروع كردين؟ ميگه والا ما ...از زمينهاي خاكي .

ترکه از خواب پا میشه میزنه پس کله خودش به خودش می گه: چطوری حیوون ؟!!.


اگرمي خواهيد ديگران را حرص بدهيد .... 1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلويزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي که مياد روشن کنه برق از سه فازش بپره

تركه دلش میگیره- محلول لوله بازکن میخوره.

يه روز ترکه ميره دندونپزشكي و به دكتره ميگه: آقاي دكتر!من اين دندونم درد ميكنه.دندونپزشكه هم يه كم نگاه ميكنه و بعد دندونه رو ميكشه. بعد ترکه ميزنه زير خنده و ميگه: گولت زدم!، خرت كردم؛!! اون يكي دندونم بود

از یک ترکه میپرسن "شما مغز خر خوردید؟"
ترکه میگه" نه ولی یکبار خر مغز منو خورد بهش دکترای افتخاری ادبیات ترکی دادند."



ترکه یه دو زاری سیاه پیدا می کنه با میندازه تو تلفن عمومی میگه: الو آفریقا


ترکه میخواسته مگس بگیره میره پشت دیوار صدای گه در میاره


تركه میره آمپول بزنه میره. به پرستاره میگه خانم من اومدم آمپول بزنم. پرستاره نگاه میكنه مي بينه آمپولش پني سيلينه. میگه آقاشما آخرین بار كی پنیسیلین زدین ؟ تركه میگه دیروز. پرستاره میگه خیلی خب آمپول رو میزنه و يكهو تركه غش میكنه حالش بد میشه و ....!!! بعد از اینكه حالش رو جا میارن پرستاره با عصبانیت میگه مرتیكه خر مگه نگفتی دیروز پنی سیلین زدی تركه میگه : آره ولی دیروز هم همینجوری شد

برای ازدواج: زن باید نجیب باشه مثله اسب...! چشاش قشنگ باشه مثل آهو...! زیبا و با وقار باشه مثل طاووس...! ولی مرد ها فقط خر باشن کافیه


يه روزي يه ترکه ميره خاستگاري بعد
باباهه ميگه مهريه 50 مليون بعد ترکه مبگه: اووو
شبي چند حساب کردين؟!!!

جایزه تبرک در قزوین یک سال استفاده مجانی از حمید!!!


از تركه میپرسن: نظرت در باره دوران نامزدی چیه؟ میگه:‌ ای بابا! مثل اینه كه بابات برات دوچرخه بخره ولی نگذاره سوارش بشی!!!



لره شب عروسی به پسرش میگه :پسرم سفترین جاتو بزار اونجایی که دختره میشاشه!! فردا صبحش پا میشه می بینه کله پسر تو چاه فاضلاب گیر کرده!!



تركه پاهاش خواب ميره، پتو روش مي‌كش


عید فــــطــــر مبارک !

رصد خانه ی اردبیل !



يه عارف قزوينـــي ميگه: تا اميد هست، آرزو نخواهم كرد



به زشتیه میگن زنتودیدیم با ماکسیما با یه مرد غریبه ۱۹۰ تا داشتن سرعت میرفتن.میگه :اره ماکسیما ۱۹۰ تا رو راحت میره.


تركه و فارسه داشتن با هم توي پارك راه مي رفتن.تركه ميگه: اگه اين درخت كاج ميتونست حرف بزنه فكر مي كني به من چي مي گفت؟ فارسه: بهت ميگفت من بلوطم احمق جون

بچه اصفهانيه از باباش مي پرسه: بابا چرا ما هم مثل مردم با كشتي مسافرت نمي كنيم؟ باباش ميگه: حرف نزن بچه ! شناتو بكن-حالا ميرسيم


دو تا آباداني داشتن لاف ميزدن: اولي: ديشب يه سنگ پرت كردم سمت كره ماه ديگه به زمين برنگشت! دومي: اي پدر سگ! پس ديشب كه داشتم قدم ميزدم اون سنگو تو زدي تو سرم؟!!


تركه ميره لبنان بجنگه.فرداش فرار مي كنه ميره اردبيل! بهش ميگن پس چي شد برگشتي؟! ميگه آخه لامصبا به قصد كشت تفنگ بازي مي كنن

در اصفهان:
آقاي راننده ! يكي از مسافرا از شيشه افتاد بيرون!
راننده: ايشكالي نداره ! آخه پولي كرايه شو حساب كرده بود



دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!



در راستان اينكه هر روز مشاهده مي‌كنيم مردم علاقه زيادي به جواد شدن دارند، اين هم راهنماي جواد شدن يا چگونه جواد شويم (براي پسران):

1- يك عدد پيكان 57 مدل جوادي با لاستيك دور سفيد.



2- نوشتن نام تايتانيك (به انگليسي) روي شيشه عقب پيكان.



3- آهنگ تكنو گوپس، گوپس، با صداي بلند.



4- دو تا بلندگو اضافي در ماشين.



5- نوشتن عبارت: «چون كه تكي... با نمكي» روي صندوق عقب ماشين.



6- پاتوقها: چمن‌هاي پارك ساعي و شهربازي.



7- پاتوق اينترنتي: انجمن پندار و ياهو مسنجر!



8- تكه كلامها: هوچيكتيم، كرتيم و زت زياد.



9- ژل به مقدار زياد و مدل ميكروبي توصيه مي‌گردد.



10- ماشين مورد علاقه: پيكان آردي (جواد مخفي).



11- شخصيت مورد علاقه: علي پروين.



زن به مرد : عینکتو بردار پامو زخم کردی ....
بعد از مدتی زن به مرد :عینکتو بذار الان نیم ساعته داری فرشو لیس میزنی !!!


سلام بچه ها من یه نفر دیگه مونده که ۱۸ نفرم تو نوت بوک رایگان رو تمام کن یک نفر بامرام نیست اخریش باشه اگه یه کوچولو مرام دارین اینجا کلیک کنین وبعدش ثبت نام کنین.



زن رشتیه به شوهرش میگه : وقتی تو نیستی همسایمون قزوینیه میاد ترتیب منو میده !
شوهرش میگه : ولش کن دیوونه اس وقتی هم تو نیستی ترتیب منو میده !!!


ترکه میاد تهران سر راهش یه پرشیا صفر می بینه . می زنه شیشه هاشو خورد میکنه .
صاحبش میاد میگه مرتیکه مگه مرض داری ؟!
ترکه میگه آخ براي تو بود ؟!؟! من فکر کردم ماشینه شوکته !!!!


ترکه ميميره عکسشو نداشتن سره خاکش بذارن
تا گردن خاکش مي کنن


راه هاي دوست دختر آزاري؟

اگه بهتون زنگ زد(در اين مسئله فرض برمريم نام دوست دخترتونه...)بگين سلام عسل جون.بعد يه دفعه انگار كه تازه متوجه شدين بگين ببخشيد عزيزم نيلو جون تويي؟؟؟؟مي تونين اين سيرو تا ده بار تكرار كنين ولي براي بار يازدهم ديگه خطر مرگ به همراه دارد و ما در اينجا هيچ مسو ليتي بر عهده نداريم سازمان آزار واذيت دوست دختر ها ايران



یه بار یه رشتیه فوتبالیست داشته میمرده زنش بالای بسترش نشسته بوده عذاب وجدان میگیره نیگه: من باید برای اعتراف کنم!! رشیته میگه خوب بگو! زنش میگه یادت هست هرچی التماس می کردی مربی تو تیم رات تمیداد بعد یه روز اومد گفت حتما باید بازی کنی؟ اون کار من بود!!! رشتیه گفت خوب! زنش ادامه داد: یادت هست تیم هیچکس بهت پاس نمی داد بعد از یه روز همه بهت پاس می دادن؟ اون کار من بود!! رشتیه میگه دیگه چی؟ زنش میگه یادت هست وقتی می رفتی ورزشگاه همه تو رو هو می کردن بعد از از یک روز همه داشتن تشویقت می کردن اونم کار من بود!!!!



یه روز یه رشتیه از زنش می پرسه اگه من بمیرم شوهر می کنی؟ زنش میگه: خوب آره... بعد رشتیه میگه دوستش هم داری؟ زنه میگه: آره! بعد از زنش می پرسه براش آبگوشت هم می پزی؟ زنش میگه: آبگوشت دوست نداره!!!



رشتیه میره زن میگیره بچه های محلشون میگن: اوووووو چقدر زود؟!! یه خورده در موردش تحقیق می کردی رشتیه میگه: اوووو به مولا خیلی تحقیق کردم هرکی ...زده راضیه




بيچاره مردا:
وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش


به ترکه یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم



پس از اعلام منفی بودن نتیجه ازمایش ایدز بهروز موجي از شادي قزوين را فرا گرفت



?ایمان کپل | پیوند |

سه شنبه دوم آبان 1385 @ 0:48 مطالب جالب (یه قسمتاییش +18 ست مواظب باشین)

بعضی ها از اون داستانم (عاشقم ولی خجالت می کشم ) گریشون گرفت اونو نوشتم جون یه مدت بود که حالم گرفته بود حالا دوباره حالم خوب شده و براتون چن تا مطلب با حال نوشتم که بخونی نو حال کنین


كعبي در مصاحبه با خبرنگاران در مورد لگدي !! كه به صورت فيگو زد گفت : من ديدم پام كه به مرحله بعدي نميرسه ! حداقل جا پام برسه





ميدونين شباهت هويج با مینی ژوپ چيه؟
هر دوتاشون براي تقويف چشم مفيدند




يه روز يه خره ميره اب بخوره عكس خودش رو تو اب ميبينه ميگه: ایولااااا خر ماهي




چشماي نازنين تو مثل درياست اجازه بده جورابمو توش بشورم




از اون جائي كه نسل دايناسورها دو ميليون سال پيش منقرض شده پس ميشه نتيجه گرفت دنيا ديگه مثل تو نداره ه ه نه داره نه ميتونه بياره ه ه



دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتين



يادتون باشه اگه يه سيب گاز زديد توش يه كرم داشت ناراحت نشيد موقعي ناراحت بشيد كه يه سيب گاز ميزنيد و يه كرم نصفه مي بينيد




يه تركه سوار اتوبوس ميشه ميشينه پيش يه خانمه .بعد خانمه مي گوزه . تركه واسه اينكه خانمه خجالت نكشه ميگه من بودم . خانمه به خاطر اينكه آبروشو خريده بود بهش پول ميده .تركه به ایستگاهش میرسه میخواد پیاده
شه بلند ميگه : آقايو ن و خانما تایستگاه آخر هر چي اين خانم گوزيد من بوده ام




ميدوني چرا تشك رو قبل از دوختن حسابي با چوب ميزنند براي اينكه هرچي ديد صداش درنياد




اگه يه روز كسي اومد در قلبت را زد از قبل آايفون در قلبت را تصويري كن . چون اگه وارد قلبت بشه ديگه نمي توني بيرونش كني اخه مهمان حبيب خداست!



گاو نر دنبال گاو ماده ميكرده
گاو ماده خسته ميشه ميگه چي ميخواي از جونم ...
گاو نر ميگه : ماااااچ



به دلیل اهانت پاپ به دین اسلام از این پس به موسیقی پاپ میگن موسیقی گل محمدی !!!!!!



يه بسيجيه زن ميگيره زنشو ماه عسل ميبره جبهه



اصفهانيه كارت اينترنتش تموم ميشه ميندازش تو آبجوش




يه مگس مي افته تو چايي يه اصفهاني طرف مگس رو در مياره ميگه تف كن تف كن تا نكشتمت




اصفهانيه يه موز ميخوره تا يه هفته دستشويي نميره!





يه قزوينيه ميره با پيجامه ميره خواستگاري بهش ميگن اين چه تيپيه چرا كت وشتوار نپوشيدي ميگه گفتم شايد وصلت شد شب رو اينجا ماندم



قزوینه به زنش میگه عزیزم بیا حرفای عاشقانه بزنیم، زنش میگه تو اول شروع کن، قزوینه میگه داداشت خوبه؟



قزوينيه هيچ كس گيرش نمياد همه ي چراغ هاي خونه رو روشن ميذاره تا بابا برقي بياد




به كزارش بي.بي.سي هنوز بعد از سه هفته كنكور در قزوين ادامه دارد.زيرا داوطلبين هنوز جرات نكردهاند سوالات را بردارند



مردم قزوین هیچوقت بدبخت نمی شن چون بدبختی نمی تونه بهشون پشت کنه




رشتیه به مامانش می گه برام یه زنه ایدزی بگیر می خوام حال رفیقامو بگیرم




یه رشتیه ازدواج میکنه دوتا زن می گیره . ازش میپرسن یهو چرا دو تا زن گرفتی میگه شاید خونه مهمان آمد .



رشتيه از دست تركه ميره بالاي درخت تركه ميگه بيا پايين مي خوام خوارتو بگام
رشتيه: از اول مي گفتي فكركردم مي خواي كتكم بزني.



دختر يه رشتي دير مياد خونه باباش ميگه چرا دير كردي ميگه به من تجاوز شده باباه ميگه تجاوز 1ساعت حالا بگو 2 ساعت باقيشو كجا بودي؟؟



رشتيه از سربازي بر مي گرده ِ باباش بهش ميگه پسرم برات زن گرفتيم بيا اينم بچه ات.



یه رشتیه 10 تا بچه داشته همه رو برا تنبیه کردن میزده الا یکی شون بهش می گن چرا این یکی رو نمی زنی میگه :نه من دست رو سید بلند نمی کنم گناه داره




رشتیه اکس میخوره میره خونه میبینه زنش تنهاست میگه چه توهمی.!!



راستی عیدتون هم مبارک
فعلا بای
?ایمان کپل | پیوند |

دوشنبه یکم آبان 1385 @ 23:52 چن تا جوک باحال (در وصف ترکهای عزیز)



ترکه داشته بادمجان پوست مي کنده با خوشحالي ميگه: خدا کنه توش موز باشه!!!





به تركه ميگن انقدر جوك در موردتون ساختن ناراحت نميشي تركه ميگه نه همش خاطره است





تركه ميخواست نماز بخونه مهر نداشته امضاء مي كنه



تركه اسم بچشو ميزاره (اس ام اس) ميگن چرا اين اسمو گذاشتي ؟ميگه از پيام كه با كلاس تره




يه تركه مي‌گوزه كونش رگ به رگ مي‌شه



ترکه میره گلفروشی میگه بنفشه دارین ؟ یارو میگه : نه !
ترکه میپره تخمای طرف رو میگیره میگه زنم گفته اگه نداشت تخمشو بگیر !!!!!!





به يه تركه ميگن بزرگترين ريسكي كه تو عمرت انجام دادي چيه . ميگه يه دفعه اسهال بودم گوزيدم .





به تركه ميگن علي يارت ميگه نه داداش ما قبلن ياركشي كرديم



يه روز يه تركه از يه پسره مي‌پرسه بچه كجايي؟ ميگه بچه امام حسين. تركه ميزنه زير گريه و پسره رو بغل مي‌كنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي



به تركه ميگن چرا در يخچالو آروم مي بندي ميگه ميخوام ببينم كي كه چراغ يخچالو خاموش مي كنه.




تركه ميره خواستگاري عروس چاي مياره تا برميداره عروس گوزش درميره تركه ميگه اگه نميريني دوتا قندم بردارم.




ترکه ميخواد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز...



ترکه تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه





يه ترکه داشته راز بقاء ميديده که يه دفعي خره لگد ميزنه تو سينه شيره ! ترکه جو گير ميشه میگه محمد ياش صلوات



?ایمان کپل | پیوند |