تبليغاتX
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد

JavaScript Codes ایمان کپلی



ایمان کپلی



بعضی وقتا +18 ست باید تنها بیای بخونی ها

پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 @ 15:19 عاشقم اما خجالت می کشم .... !

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو داداشی صدا می کرد.به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به این مساله نمیکرد. اخر کلاس پیش من اومد و جزوه ی جلسه ی پیش رو خواست منم جزومو بهش دادم. بهم گفت: متشکرم داداشی و گونه منو بوسید.

میخوام بهش بگم ،می خوام که بدونه ،من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم......... علتشو نمیدونم.

تلفن زنگ زد ، خودش بود،گریه می کرد،دوست پسرش قلبشو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمی خواست تنها باشه. من هم اینکارو کردم.وقتی کنارش روی کاناپه نشسته بودم، تمام فکرم متوجه اون چشمای معصومش بود . ارزو می کردم عشقش متعلق به من باشه . بعد از 2 ساعت دیدن فیلم و خوردن 3 بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت: متشکرم و گونه منو بوسید.
می خوام بهش بگم، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم. من عاشقشم. اما ....... من خیلی
خجالتی هستم.......... علتشو نمیدونم.

روز قبل از جشن دانشگاه پیشم اومد و گفت: قرارم بهم خورده، اون نمی خواد با من بیاد. من با کسی قرار نداشتم . ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگر زمانی هیچکدومون برای مراسم پاتنر قرار نداشتیم با هم باشیم درست مثل خواهر و برادر. ما هم با هم به جشن رفتیم . جشن به پایان رسید من پشت سر اون، کنار در خروجی ،ایستاده بودم. تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیباش و اون چشمای همچون کریستالش بود. ارزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمیکرد و من اینو می دونستم به من گفت: متشکرم . شب خیلی خوبی بود و گونه منو بوسید .

می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم . من عاشقم . اما ........ من خیلی خجالتی هستم ....... علتشو نمیدونم .

یه روز گذشت ، سپس یه هفته ، یک سال ......... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره .
می خواستم که عشقش متعلق به من باشه اما اون به من توجهی نمیکرد و من این رو می دونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در اغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و اروم گفت : تو بهترین داداشی دنیا هستی . متشکرم و گونه منو بوسید.
می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام فقط داداشی باشم . من عاشقشم . اما.......من
خجالتی هستم .......علتشو نمیدونم .

نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کلیسا ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که بله رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد . با مرد دیگه ای ازدواج کرد . من می خواستم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو می دونستم ، اما قبل از اینکه از کلیسا بره بیرون رو به من کرد و گفت: تو اومدی؟ متشکرم.

می خوام بهش بگم ، می خوام که بدونه ، من نمی خوام که فقط داداشی باشم . من عاشقشم . اما ....... من خیلی خجالتی هستم .......علتشو نمیدونم .

سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه می کنم که دختری که من رو داداشی خودش می دونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یک نفر داره دفتر خاطراتش رو می خونه دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته بود و این چیزی هست که اون نوشته بود:
تمام توجهم به اون بود. ارزو می کردم که عشقش برای من باشه . اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو می دونستم . من می خواستم بهش بگم، می خواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من داداشی باشه من عاشقش هستم . اما .......من خجالتی ام ........ نمیدونم چرا ........... همیشه ارزو داشتم که به من بگه دوستم داره .

ای کاش این کارو می کردم ای کاش بهش می گفتم که چقدر دوستش دارم
با خودم فکر می کردم و گریه می کردم

<< اگه هم دیگرو دوست دارید به هم بگید . خجالت نکشید عشق رو از هم دریغ نکنید . خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف مقابل نباشید ، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه >>
?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 @ 15:10 قليان مونس تنهايی است...

روزهايی که تک می مانی ، روزهايی که در غم خود فرو می روی و شايد هم اگر عاشق باشی ، قليان است که با توست و قلقلش روح تو را آرامشی دوباره
می بخشد...

و اما :
آداب و رسوم کشيدن قليان :
اولين رسمی که در قليان کشيدن بايد رعايت بشه اينه که قليونو بايد گروهی کشيد و بعضی تنهايی کشيدن اونو خوب نمی دونن ...(اينم بعد اجتماعی بودن قليلان!!)


دوم اينکه بايد اول بزرگترين فرد جمع شروع به کشيدن قليون کنه يا به عبارتی راهش بندازه و اگه بزرگتر خواست می تونه اين کارو به فرد ديگه ای منتقل کنه...

سوم اينکه قليان بايد دور بچرخه و نوبت رعايت بشه و هر کس نيابد از اول و وسط و آخر حلقه يکدفعه قاليونو بگيره...


چهارم طرفی که شلنگ قليونو از نفر قبلی می گيره بايد به يک نوعی از طرف مقابلش تشکر کنه.عموما اين تشکر زبانی نيست و با حرکت دست يا اينکه دست خودشو قبل از گرفتن شلنگ به دست طرف مقابلش بزنه انجام می شه ...

پنجم ٬ هر کس با توجه به تعداد نفراتی که قليون ميکشن بايد مقدار پک زدنشو تنظيم کنه و طوری نباشه که به قولی بقيه معطل بمونن...


ششم همه افرادی که دور قليون نشستن بايد قليون بکشن ٬حتی به مقدار يک پک و اگر يک نفر اظهار کنه قليون نمی کشه به بقيه بی حرمتی کرده ...

هفتم هيچ کس نبايد خود سر ٬دست به ذغال قليان و شلنگ آن و ساير قسمت های آن بزند و هر تغييری در آن بايد با رضايت اکثريت جمع باشد(آخر دموکراسی)...


هشتم با آتش ذغال روی قليان نبايد هيچ چيزی روشن کرد مخصوصا سيگار. روشن کردن سيگار به معنای توهين ناموسی به افرادی است که قليان می کشند و در بعضی از فرهنگ ها کسی که اين کار را می کند خونش پای خودش است.


نهم بر روی ذغال قليان نبايد جسم ديگری قرار داد يا روی آن آب ريخت.با اين کار ديگران می توانند از کشيدن قليان صرف نظر کنند.


ده قليان را بايد تا انتهای آن يعنی زمانی که تمام توتون آن سوخت کشيد.


يازده زمانی که احساس شد ذغال قليان جواب نمی دهد با توافق جمع بايد اقدام به عوض کردن ذغال آن کرد.

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 @ 15:5 وقتی مردا میگن ............... یعنی

برای من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره .

اين يه كار، مردونه است يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

 ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟ يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست !

 چه فكر خوبي يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .

 بله عزيزم يا حتما حتما يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده !

زنم منو درك نميكنه يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده .

ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد .

 من اخيرا" خيلي ورزش مي كنم يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده .

دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني !

 كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم !

 چه جالب يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني !!

عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم !

اين واقعا" فيلم خوبيه يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه !!

 اين يه كار زنونه است يعني : اين كار سخت كثيف و بي جيره و مواجب است

با من ازدواج مي كني؟ يعني : رخت چركهام تلنبار شده و كسي نيست دكمه هاي پيرهنم رو بدوزه !

تو كه مي دوني من چه حافظه ي بدي دارم يعني : من شعري رو كه كلاس سوم ابتدايي خوندم از حفظم نمره ماشينم رو كه سالها پيش فروختم ازبرم و ... اما تاريخ تولد تو رو يادم رفته !!

 من براي اين كارم دليل دارم يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟ يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟

!! دلم برات تنگ شده ...يعني : نمي تونم جورابامو پيدا كنم. بچه ها گشنشونه

 و !!ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 @ 15:0 آقایون نخوانند!!!!

فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چيه؟
سگ گند به فرشت ميزنه ، مرد به زندگيت


به مردی که نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگند؟
خواجه


فالگير : فردا شوهرتون ميميره
زن : اينو که خودم ميدونم . بهم بگو گير پليس مي افتم يا نه؟


وقتي يه زن ميبينه که شوهرش داره زيکزاک تو حياط ميدوه بايد چيکار کنه؟
هيچي ، بايد بهتر هدف بگيره و به شليک کردن ادامه بده


چرا روان درماني مردها کمتر از زنها طول ميکشه؟
معمولا" بايد در روان درماني به دوران کودکي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر مي برند


وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
کار نيکو کردن از پر کردن است


به زني که هميشه ميدونه شوهرش کجاست چي ميگن؟
بيوه


به مردی که نود درصد قوه عقلايش رو از دست داده چي ميگن؟
بيوه


چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
آخه آقایون از مغزشون تا به حال استفاده نکرده اند


ببين خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه برای صحبت کردن استفاده ميکنند ولي زنها از سي هزار کلمه . ديديت ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟ خانم : هيچ هم همچنين چيزی نيست . فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توی مخ شماها فرو بره ...! ببخشيد چي گفتي؟؟


بهترين انتقام از زني که شوهرتون را از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه


مامان ، من شنيده ام تو بعضي از کشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن ! راسته ؟ دخترم تو همه جای دنيا وضع همينه !؟


بهترين مدرک دروغ بودن قصه ها چيه؟
مجرده ! شاهزاده افسانه ای هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده

آگهي نيازمندی : به پنج مرد زرنگ و کاری يا يک زن نيازمنديم


به پنجاه تا مرد در ته اقيانوس چي ميگن؟
يک شروع خوب

و
قتي خدا مرد رو آفريد ، داشت تمرين ميکرد


مرد : عزيزم ، من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم
زن : خير پيش


فرق يک مرد با يک گربه چيه؟
يکيشون يه موجود دله است که بي چشم و روئه و براش مهم نيست که کي بهش غذا ميده ، اون يکي يه حيوان ملوس خانگيه


فرق بين يک مرد باهوش و هيولای لاک نس چيه؟
هيولای لاک نس تا به حال چند بار ديده شده


چرا مردها از زنهای خوشگل بيشتر از زنهای باهوش خوششون مياد؟
چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه

?ایمان کپل | پیوند |

یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 @ 5:29 دستور زبان اصفهانی ها

عزیزان بیننده همون طور که مستحضرید بنده اصفهان الاصلم (زیره عکسم نوشته) برای شوما گلا (گل ها) دستور زبان شهرم رو نوشتم که بوخونین و یاد بیگیرین

۱ - مضاف و موصوف هميشه "ي" ميگيردد. مثال:

درِ باغ ===» دري باغ

 گل قشنگ ===» گلي قشنگ

 آدم خوب ===» آدمي خُب

 2- "د" ما قبل ساكن قلب به "ت" ميشود. مثال:

 پرايد ===» پرايت

آرد ===» آرت

 3- واو ساكن آخر كلمه به "ب" قلب مي شود مثال:

گاو ===» گاب

 4- اصولا در هر كجا كه فتحه قشنگ باشد كسره بكار مي رود و هر كجا كه كسره كلمه را زيبا مي كند فتحه بكار ميرود مثال براي فتحه:

 اَز===» اِز

 قفَس ===» قفِس

 اَزَش ===» اِزِش

 بِِزَن ===» بِِزِن

مثال براي كسره:

 اِمروز===» اَمروز

 جمعِه===» جمعَه

سِفيد===» سَفيد

 حِيفِ===» حَيفس

 فِشار===» فَشار

 5- صداي " اُ " هيچ جايگاهي نداشته و به "او" تبديل ميشود. مثال:

 شما===» شوما

 كجا===» كوجا

چادر===» چادور

6- حرف "و" در قالب حرف ربطي به "آ" تبديل مي شود. مثال:

 من و تو و حسن ===» منا تو آ حسن

 7- اصولا خود " آ " به عنوان يك حرف ربط به كار مي رود مثال:

 من هسم، آ بابامم هسن

در ضمن حرف "آ" به معناي "به علاوه" هم به كار مي رود. مثال:

5+4+3 ===» 5 آ 4 آ 3

 8- حرف " ه " در لهجه اصفهاني به نوعي نابود شده. مثال:

بچه ها ===» بِچا

 گربه ها ===» گربا

 مي جهد===» مي جِد

ه در آخر افعال به "د" ساكن بدل مي شود.

 بره===» برد

 بشه===» بشد

"ه" به ي تبديل مي شود. بهتر===» بيتِرِس

 سر راهي===» سري رايِس

 گربه===» گربيِه

"ه" به "ش" تبديل مي شود.

 بهش ميگم ===» بشش ميگم

"ه" به "و" بدل ميشود.

ما هم مي آييم ===» ما وَم ميَيم

به غير اول شخص مفرد حروف "خوا" به "خ" تبديل ميشود

ميخواي ===» مي خَي

 9- در برخي افعال حرف "ي" به " اوي" تبديل ميشود.

 ميشنوي===» ميشنُوي

 مي گي ===» ميگوي

 10- اگر حرف اول كلمه "ب" يا "ن" باشد و حرف سوم "ي" يك "ي" بعد از "ب" يا "ن" اضافه ميشود.

بگير===» بيگير

 بشين ===»بيشين

بريز ===»بيريز

ببين ===» بيبين

 11- حرف "س" در آخر لغات مثل:

چه خبر؟ ===» چه خَبِرِِس

 بسه===» بسِس

12- نكته جالب در مورد كلمه "پس" است كه اغلب "س" آخر آن حذف مي شود. مثال:

 كجايين پس؟ ===» كوجاين پَ؟

 پس تو كجايي؟ ===» پَ تو كوجايي؟

 13- "و" ما قبل "ي" به "ف" تبديل ميشود. مثال:

ديوار===» ديفال

 نكته: در لهجه هاي super isf اصولا "د" به "ز" تبديل ميشود. مثال:

گنبد ===» گُنبِز

 14- "ي" در آخر كلمات حذف ميشود. مثال:

 بچه هاي اون محله ===» بچا اون محله

 آدماي اين دوره زمونه ===» آدِما اين دوره زِمونه

چيزهاي زيادي هست ===» چيزا زياتي هس

امیدوارم کا از درسی امرو نهایتی استفاده را برده باشین نظر یاد دون نرد

?ایمان کپل | پیوند |

یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 @ 5:14 چند راه برای جواد شدن

جوات (يا به روايتي جواد) كلمه‌اي قديمي و صاحب يك فرهنگ خاص است. امكان توضيح اين فرهنگ وجود نداشته و شرق شناسان و جامعه شناسان بسياري در وصف آن سر به بيابان گذاشته اند، ولي نتوانسته‌اند تعريفي خاص براي آن بيابند. لذا ما در اينجا با ذكر يك مثال از اين فرهنگ آنرا به شما معرفي مي‌كنيم: * شخص جوات، داراي يك پيراهن ميكروپيچ (نوع خاصي از پارچه پيج اسكن) به رنگ بنفش با يك شلوار خانواده (شلواري كه آنقدر گشاد و داراي پيله (پليسه) است كه يك خانواده 12 نفري داخلآن جاميگيرد) مشكي رنگ از جنس كرپ است. كمربند چرمي با يك سگك كه اندازه آن حداقل به اندازه يك پيش دستي يا نعلبكي بزرگ است. كفشهاي چرمي پاشنه تخم مرغي (قيصري) كه پاشنه آنرا خوابانده، بدون جوراب. دسته كليد بزرگي به اندازه تمام كليدهاي زندان اوين به كمك يك زنجيربه بند شلوارش وصل شده و در جيب شلوارش مقادير كافي اسلحه سرد از جمله پنجه بكس، چاقو ضامن دار (دسته زنجان)، تيغ، زنجير و ... در كنار يك عدد لنگ (دستمال يزدي) موجود است، كه البته لنگ گاهي آويخته به گردن، گاهي دور دست و گاهي در جيب اوست. يقه پيراهن او حداقل تا ناف باز است و دگمه ها فقط جنبه تزئيني دارند. ضمناً يقه پيراهن كاملاً چرك بوده و تقريباً سياه رنگ مي‌باشد... * ساعت سيكو 5 بر يك مچ و مچ‌بند چرمي مشكي بر مچ ديگرش دارد كه زير آن اسم مريم، ليلا،محبوبه يا اسم دختر ديگري كه آخر معرفت و مرام بوده ولي نارو زده و رفته است، خالكوبي شده است. امتداد اين خالكوبي گاهي به روي دست و انگشتان و ساعد و بازو هم كشيده ميشود... در انگشتانش اغلب تعداد كافي انگشتر و در دستش يك تسبيح يازنجير نازك جهت سرگرمي موجود است. اغلب ريش ستاري و سبيل، يا سبيل چخماقي دارد، و در صورتي كه سبيلش تراشيده شود تا چند روز نميتواند به راحتي تعادل خود را حفظ كند. موهاي او هميشه مرتب، چرب و پشت مويش تا پائين يقه‌اش بلند مي‌باشد. روي صورت و دستهاي اين شخص اغلب جاي چند بخيه مشاهده مي‌شود. يك زنجير طلا كه به آن بر حسب سليقه يك آويز با طرح شمشير، اسم يك دختر، يا هر چيز ديگري متصل است به گردن دارد. يك طرف سينه او قلنبه است چون در جيب پيراهنش يك پاكت سيگار خفن از جمله سيگار مگنا دارد. * اين قبيل افراد اگر سوار سي‌جي‌125 نباشند، اكثراً در يك دستگاه خودرو با مشخصات ذيل مشاهده مي‌شوند: اين خودرو اغلب يك پيكان مدل قبل از 52، بدون تصادف و رنگ خوردگي، به رنگ سبز يشمي، قرمز جگري يا پيكان جوانان ليمويي و اخيراً گاهي پيكان صفر سفيد يخچالي ميباشد، معروف به Full Javaad Sysytem. * معمولاً كمك فنرها خوابيده و خودرو روي زمين ميخزد، درها كاملاً رگلاژ و با يك اشاره كوچك بسته مي‌شوند، تعداد زيادي آينه در آن كار گذاشته شده، كه حد اقل آن عبارت است از: آينه‌هاي استاندارد خودرو، دو عدد آينه بغل محدب، يك آينه محدب عريض (50 سانتيمتري) در وسط، دو عدد آينه در طرفين داشبورد در داخل، دوعدد آينه روي گلگيرها، دوعدد آينه گرد محدب كوچك در دو گوشه بالاي شيشه جلو. يك عدد كله عروسك كه قبلاً داده اند منزل (عيال محترم، همسر آقاي جوات!) آنرا آرايش كند آويزان است. علاوه بر اين كله، اشياي زياد ديگري نيز در اين آويزگاه به چشم مي‌خورد از جمله يك قرآن كوچك، انواع اشياي فلزي زينتي و اخيراً انواع بوگير و خوشبو كننده اتومبيل. همچنين در دو طرف شيشه جلو، و سمت چپ شيشه عقب، انواع پرچمهاي كوچك و تبليغاتي شركتهاي اتومبيل‌سازي، و پرچمهاي كشورهاي مختلف زير هم رديف شده‌اند. لازم به ذكر است كه تودوزي اين خودرو فابريك بوده و روي آن يك روكش كرك‌دار به رنگ مشكي كشيده شده است. * جلوداشبورد و قسمت داخلي دربها از جنس چوب و فابريك كارخانه‌اي مي باشد. اين چوبها هميشه پارافين زده، براق و تميز هستند. در بخش داخلي دربها، جائيكه شيشه بالابر نصب شده، تمام سطح از يك نايلون محكم و بيرنگ يا آبي كمرنگ پوشيده شده و زير آن عكسهاي انواع هنرپيشه‌هاي هندي، راكي، آرنولد ، شكيلا، گوگوش و ... موجود است. روي درب جاسيگاري جلو (كه بالاي ضبط قراردارد) يك عكس عروس و داماد(عكس عروسي آقاي جوات) نصب شده كه اگر مرد غريبه سوار شود درب جاسيگاري را باز مي كنند تا عكس اندكي رو به پائين شده و توسط نامحرم ديده نشود... كليد كوچكي روي درب داشبورد موجود است (كليد داشبورد) كه يك جاكليدي مناسب و حجيم به آن آويزان مي‌باشد. * سيستم صوتي اين خودرو از نوع دالبي استريو مي باشد. ترجيحاً سوني 56، (سوني 60 ساخت بازار مشترك و ارزان قيمت‌تر است) يا در صورت وجود امكانات مالي، يك سيستم CD CHENGER در صندوق عقب. به هر حال چهار عدد باند بزرگ (معروف به خربوزه‌اي)، دوعدد در زير شيشه عقب و دو عدد داخل دربهاي جلو، يك ساب ووفر زير شيشه عقب، و دو عدد تويتر كوچك در دوطرف بالاي شيشه جلو. در صورت امكان نوار گوپس گوپس، نواري كه فقط صداي سنج از آن شنيده شود، يا جواد يساري وحميرا گاهي داريوش و هايده و گوگوش هم شنيده شده است. دو عدد بوق بنزي ودو عدد پروژكتور بسيار قوي جلوي خودرو نصب شده است. توجه داشته باشيد كه شخص جوات بسيار نسبت به خودروي خود حساس و غيرتي بوده و آنرا بالاتر از ناموس خود مي‌داند.
?ایمان کپل | پیوند |

یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 @ 4:58 طرز نیمرو درست کردن دخترا و پسرا

دخترها : توی ماهيتابه روغن ميريزن اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن - تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن پسرها : توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن توی ماهيتابه روغن ميريزن توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن چند تا فحش ميدن دنبال كبريت ميگردن با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد! ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن دنبال نمكدون ميگردن نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن نمكدون رو پر از نمك ميكنن صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون سريع برميگردن توی آشپزخونه تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن ماهيتابه رو ميندازن توی سينك دنبال ظرفهای مسی ميگردن قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن چند تا فحش ميدن و بلند ميشن نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
?ایمان کپل | پیوند |

جمعه بیست و یکم مهر 1385 @ 14:11 سیر تکاملی دخترا

از دست اين دخترا كه هيچ ............ ندارن... البته استثنا هم دارم... ولي خيلي كم +-+-+-+-+-+- +-+-+-+-+ - سیر تکاملی دخترا: سال 1230 مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم... زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده... مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش... -- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال 1280 مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟ زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده... مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت... -- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال1330 مرد: چي؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم... زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ... مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني... -- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال1380 مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم... زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا). مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره... سال1400 دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ی ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو... باباه:جیکش در نمی یاد... زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه... -- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه
?ایمان کپل | پیوند |

جمعه بیست و یکم مهر 1385 @ 14:7 چرا آقايون زودتر از خانم ها مي ميرند(مظلوم ترين هاي اين عالم)!!!

چرا آقایون زودتر از خانم ها می میرند؟
این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم

اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید... شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید... شما یک مرد لوس و مامانی هستید

اگر به شدت کار کنید... برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید... مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید

اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد... شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید... بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید

اگر شما شغل بهتری گرفتید... پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد... به خاطر توانایی های بالایش بوده

اگر به او بگویید که چقدر زیباست... این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید... این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند

اگر گریه کنید... آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید... بی احساس و بی عاطفه هستید

اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید... شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد... یک خانم لیبرال و آزادمنش است

اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد... این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد... انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند

اگر از آنها بخواهید که هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید... شما اصلا رمانتیک نیستید

اگر به خودتان برسید... خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید... یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید

اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید... احساسات او را درک نمی کنید

اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید... انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید... اصلا بلندپرواز نیستید

اگر او سر درد داشته باشد... خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید... می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید

اگر او را زیاد بخواهید... شهوتران هستید
اگر نخواهید... پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است

در نهایت... مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیستم مهر 1385 @ 15:50 عکس

چنتا عکس توپ براتون گذاشتم برین ببینین حال کننین
?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیستم مهر 1385 @ 15:34 بازم جوک باحال

 

اصفهانیه موبایل می خره صفرش رو قطع می کنه!

ترکه می ره نماز جمعه جو میگیرتش موج مکزیکی میره!

ترکه دنبال دزد میکرده ازش میزنه جلو!

به ترکه میگن برای خمیر دندون پونه تبلیغ بساز. میکه خمیر دندون پونه چشمو نمی سوزونه!

ترکه خودشو میزنه به کوچه علی چپ گم میشه!

ترکه میره مکه اونجایی که باید به شیطون سنگ بزنه سنگهاش تموم میشه فحش میده!

 ترکه سکه میندازه بالا شیر میاد فرار میکنه!

 ترکه رفته بوده خونه خدا هی میزده به خونه خدا میگفته آخه خدا چرا مردی؟ لره پشت سرش بوده میگه مگه احمقی؟ خدا که نمیمیره! خدا شهید میشه!

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیستم مهر 1385 @ 15:31 تست هوش (IQ)

از بچه های پیش دبستانی این سوال پرسیده شد:
اتوبوس شکل زیر در حال حرکت به کدام سمت است؟

 

با دقت به تصویر نگاه کنید. آیا جواب این سوال را می دانید؟
راهنمایی: یکی از جهت های راست یا چپ...
یه کم دیگه فکر کنید...
.

.

.

.

.

.

نمی دونید؟ باشه بهتون می گم.
همه بچه های پیش دبستانی پاسخ دادند: به سمت چپ.
وقتی از آنها سوال شد چرا سمت چپ؟ آنها پاسخ دادند:
چون درب اتوبوس در شکل دیده نمی شود!
... زیاد سخت نگیر...

 

?ایمان کپل | پیوند |

پنجشنبه بیستم مهر 1385 @ 15:27 چنتا جوک با حال

به یه ترکه میگن ترکه اچ.آی.وی گرفته. ترکه میگه: جی.ال. ایکس رو فروخت؟

 

یه روز یه موشه میره خونه  اصفهانیه سوء تغذیه میگیره!

 

لره با ذوق به دوستش می گه بالاخره این پازل  رو بعد از دو سال تلاش درست کردم!  دوستش می گه دو سال یه کم زیاد نیست؟ لره می گه نه بابا! رو جعبه اش نوشته 7 تا 10 سال!

 

یه روز از یه ترکه می پرسن چرا خر شدین؟ می گه : یه خر هار ما رو گاز گرفت!

 

 

یه روز یه ترکه هزار تومان میندازه تو صندوق صدقات وقتی میاد از خیابون رد بشه ماشین می زنه بهش. همین طوری که داشته ناله می کرده لای چشماشو باز می کنه می بینه یه نفر دیگه هم داره پول میندازه تو صندوق صدقات. با آخرین توانی که داشته داد می زنه: ننداز آقا کار نمی کنه...

 

 

یه رشتیه با خانوادش منتظر تاکسی بودند یه ماکسیما میاد زنشو سوار می کنه. بچش می گه: بابا بابا مامانو بردن! می گه: مامانو ول کن شتاب رو بچسب!

 

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 17:36 سلام

داستان ما همچنان ادامه داره تا وقتی هستیم ادامه می دیم خوب وصیت نامه منو هم که خوندین خوب بگم که من همچنان از عالم ارواح براتون ندا می دم و می گم چی کار می کنم
?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 16:36

چن نفر خواستن عکسمو ببینن  منم روشونو زمین ننداختم

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 16:33 بازم +18

شرمنده من ۱۶ سالمه ازون جایی هم که ایم مطلب ماله +۱۸ ست  من نخوندنش ببینم چی چی  اه

دوتا خانومه نشسته بودن تو تاكسي، همينجور داشتند از هر دري صحبت مي كردند.

 يكيشون بر مي گرده به اونيكي ميگه، شما شغلتون چيه؟ يارو جواب ميده: والله من كارم

 نسبتا راحته، صبح پا ميشم صبحونه مي خورم، ميرم بيرون يك دوري اطراف مي زنم،

 ميام خونه دوش ميگيرم، دوباره مي رم بيرون،يك مقدار تو خيابون پرسه مي زنم،

 ميام خونه دوش ميگيرم، بعد ناهار مي خورم، مي رم بيرون يك مقدار مي گردم،

 دوباره ميام خونه يك دوش مي گيرم، بعد مي رم باز چند ساعت قدم مي زنم،

بر مي گردم خونه دوش ميگيرم، مي خوابم... شما شغلتون چيه؟

 اونيكي زنه جواب مي ده: والله منم مثل شما جندم، منتها اينقدر وسواس ندارم!!!

***

تركه داشته نوار بهداشتي ميگذاشته تو ضبط، رفيقش ميپرسه: داري چيكار ميكني؟

 تركه ميگه: ميخوام كسشعر گوش بدم!!!

***

يه تركه رو استخدام ميكنن كه برا شامپو گلرنگ تبليغ كنه! بهش ميگن،

لخت ميشي ميرو از رو دايو شيرجه ميزني، بعد كه اومدي بالا يه شامپو گلرنگ

ميگيري دستت ميگي: سرت رو با چي ميشوري با شامپو گلرنگ!

***

به تركه ميگن راسته كه ميخواي زن بگيري؟ تركه به كيرش نگاه ميكنه،

 ميگه: اگه راست نبود که زن نمی گرفتم!!

***

يه لات تهراني ميره تو يه قهوه خونه تو رشت، چاقو ضامن دارشو در مياره ميزن وسط ميز

و ميگه: خواهر اينوريا با مادر اونوريا رو يه جا ميگام! يه نفر از اون ته ميگه:

 ببخشين آقا من خواهر ندارم لطف كنيد بريد اونور وايسين!

***

سر كلاس اول يه بچه پيله ميكنه به خانم معلم كه :

خانوم ميشه انگشتمونو بكنيم توي نافتون.

خانم معلم ميگه:پسرم بذار درس بدم بعد.

خلاصه چند بار ديگه شاگرده هي سوال ميكنه
معلم كه مي بينه پسره خيلي پيله است ميگه:

 پسرم بعد كلاس من پيرهنمو ميدم بالا و تو انگشتتو بكن تو نافم.

خلاصه كلاس تموم ميشه و خانوم معلم راشو ميكشه كه بره.

پسره دادو قال ميكنه كه :شما قول دادين و از اين حرفا.

معلم كه ميبينه الانه كه آبروش بره, برميگرده و همينجوري كه داره به سقف كلاس نگاه ميكنه

 پيرنشو ميده بالا و ميگه: خوب پسرم انگشتتو بذار.

بعد چند لحظه معلم ميگه: پسرم اونجا ناف نيست ها.....

پسره ميگه: اجازه خانوم اينم انگشت نيست..!!!!

***

معلمه ميره سر كلاس ميگه بچهها يه مسئله ميدم حل كنيد:

 پرتقال فروشي 10 كيلو پرتقال خريد به قيمت هركيلو 250 تومان، بعد از 5 روز،

 3 كيلو از پرتقالها پوسيدند، 2 كيلو را دزد برد و 5 كيلوي باقي مانده را هم به عبارت

هركيلو 100 تومان بفروش رساند، خوب حالا من چند سالمه؟!!

 يكي از بچهها سريع پاميشه ميگه: آقا چهل سال! معلمه پشماش ميريزه، ميگه:

 تخم سگ از كجا فهميدي؟! بچهه ميگه:

 آخه آقا ما يه نوكر داريم، نيمه كس خله، اون بيست سالشه.

 شما هم كه كاملاً كس خلين، پس چهل سالتونه!

***

رشتيه صبح جمعه ميخواست يك چرت بخوابه، هي تلفن زنگ ميزده و دوست و آشنا

 يك ربع احوال پرسي ميكردن و نميگذاشتن اين بنده خدا به خوابش برسه. خلاصه آخر

 شاكي ميشه، به زنش ميگه: خانم جان، من دارم ميرم بگيرم بخوابم... اگه تلفن زنگ زد،

 با من كار داشت، بگو آقا خونه نيست. خلاصه ميره تو اتاق و هنوز رو تخت ولو نشده،

تلفن زنگ ميزنه و زنش گوشي رو بر ميداره، و بعد چند لحظه ميگه: نخير آقا خونه‌ هستن!

 رشتيه شاكي ميشه، داد ميزنه: خانم جان، مگه من نگفتم هركي با من كار داشت، بگو نيست؟!

 زنه ميگه: با تو كار نداشتن، با من كار داشتن!!

***

تركه رفته بوده تهران دنبال نوهاش كه واسه تعطيلات ببردش تبريز. تو راه پسره اشاره ميكنه

به چندتا گوسفند، ميگه: ببعي! ببعي! تركه برميگرده بهش ميگه: ببين اصغرجان!

 ما داريم ميريم تبريز، اونجا همه مردن! تو هم ديگه بزرگ شدي، بايد مثل مرداي گنده حرف بزني!

 اينا گوسفندند، گوسفند. يكم ميگذره، پسره اشاره ميكنه به يك قطار ميگه:

 دودوچيچي! تركه باز ميگه:اصغرجان! تو ديگه بزرگ شدي بابا! بايد مثل آدم بزرگا حرف بزني،

 اين اسمش قطاره. بالاخره ميرسن تبريز، سرشام تركه از نوهاش ميپرسه:

 اصغرجان، ديروز تو مهدكودك چيكار كرديد؟ اصغر ميگه: قصه گوش كرديم. تركه ميپرسه:

 قصه چي؟ اصغر ياد نصيحت تركه ميافته ميگه: قصه روباه جاكش و كلاغ كسخل!

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 16:27 +18

به قول داداشم امیر جوکیست در نوشتن مطلب طنز هیچ جایی برای ادب نیس

دست هايي که ياري مي رسانند مقــدس تر از دست هايي هستند که دانه هاي تسبيح را مي گردانند

***

به تركه مي گن مي دوني چرا روي خيابون ولي عصر اين اسمو گذاشتن ؟

 مي گه:چون صبح و ظهر هيچ خبري نيست ولي عصر بيا ببين چه خبر

***

جدیدترین تقسیم بندی انسانها:

 ۱-پستانداران

 ۲- پستانمالان

 ۳- پستانخواران

 ۴- لاپستانذاران

 ۵- پستانلیسان

***

یارو کناره ساحل بوده که یک دفعه یک زنه لخت از آب میاد بیرون یارو میگه:

 جل الخالق، همه چی دیده بودیم الا جنده ماهی

***

از کنج لبت بوسه ای چون قند گرفتم از قند لبت من مرض قند گرفتم

***

اينقدر دوستت دارم كه احساس مي كنم يه وجب از وجودم تو وجودت گير كرده

***

الهی تو خورشید بشی و من زمین !!

 تا سالی 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالی 365 بار دور من بگردی !!!

***

فصل چيدن پشم گوسفندان است . زود بخواب فردا اول صف باشي

***

زنان در سنين مختلف :

8 سال : اونو رو تخت مي برن و براش داستان مي گن

18سال : يه اون داستان مي گن تا ببرنش رو تخت

28 سال : براي بردنش رو تخت احتياج به گفتن داستان نيست

38 سال : برات داستان ميگه تا تو رو ببره رو تخت

48 سال : براش داستان مي گي تا تو رو نبره رو تخت

58 سال : يه داستان بايد جور كني تا از رو تخت بتوني فرار كني

***

زني كه در حمام بزرگ رشت به خانوما واجبي مي داد فوت مي كنه .

 مردا تو مراسمش مي گن :

 خدا رحمت كنه خير و نسا رو كه شب جمعه ها برق مي نداخت اونجا رو

***

فرهنگستان زبان و ادب فارسي :

 از اين پس به جاي واژه نا موسي جاكش از كلمه ( بستر گستر )

 و به جاي كلمه کس كش از كلمه ( بانو اور)‌ استفاده كنيد

***

زندگي اجبار است ....

مرگ انتظار است.....

 عشق يک بار است .....

 جدايي دشوار هست .....

ياد تو تکرار هست

***

بيا يك كاري رو انتخاب كنيم و با هم انجام بديم :

1. كت و شلوار فروشي بزنيم . هر چي از كت در اومد مال من .

 هر چي از شلوار در اومد مال تو !!!

2. يك موتور بخريم بريم دزدي . من كيف مي زنم تو ساك بزن !!!

3. نمايندگي يك و يك مي گيريم . بريم دم خونه ها .

 من در مي زنم . تو يه رب بده

***

اگه به کس بگن نمك :

1. دختر:با نمك

2. کس كش:نمكي

3. کس نديده:نمك نشناس

4. کس تيوپ:نمك پرورده

5. کونده:نمك به حروم

6. پيرزن:شور

***

فردا كه از اين جهان روم سوى معاد

 با فاتحه خواهى بكنى روحم شاد

 امروز كه زنده ام مسيجى بفرست

هرچند بعيد است از آن كون گشاد

***

شما مذكر هستيد يا مونث ؟

براي دانستن جواب پايين رو نگاه كنيد

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اين پايينو كه نمي گم !!!

***

رشتي ميره خونه ميبنه يكي پيش زنشه ميگه توكي هستي؟

 ميگه من خلبانم اينجاسقوط كردم

 رشتي ميگه ريدم تواين ارتش ديروزهم دوتا غواص توحموم بود

***

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه، مادره ميگه: بچه‌ها نيستن، بيا تو

***

شبي در حوالي رود ارس...

بكردم من زني را پيش و پس...

شنيدم كه ميگفت در هر نفس...

هنر در نزد ايرانيان است و بس ...!!!

***

ديشب تورازمستي تشبيه به ماه كردم

کير منم نبودي من اشتباه كردم

***

از پنجشنبه ي گذشته ي كنكور در قزوين ادامه دارد !!!

به گذارش BBC هنوز داوطلبين جرات نكردن دفتر چه ي

سوالات را از روي زمين بردارند.....!!!!!!

***

الا اي دلبر كوني كجايي ؟؟؟

دولم شد مثل خرطوم كي ميايي ؟؟؟

دلم گشته هلاك كون تنگت !!!

رفيق دول گرمم كي ميايي

***

از يارو ميپرسن عروسيت كي هست ؟؟؟

ميگه : دوشنبه ي اين هفته نه , چهار شنبه ي هفته ي ديگه ...!!!

***

سه چيز تو رو به حد مرگ خوشحال مي كنه :

ديدن زن لخت

كردن کس مفت

واي نگو . پريدن روي کير كلفت

***

جديدترين جمله عاشقانه : انرژي هسته اي من تويي

***

خبرنگار از برانکو میپرسه: آقای برانکو تاکتیکتون چی بود که تو جام جهانی اینقدر خوش درخشید؟

 تاکتیکمون؟!! .... حمییییید

***

به تركه ميگن آخرين باري كه آرزو كردي چي شد؟

گفت: فرداش باباي آرزو اومد منو كرد

***

و در پایان

يه سمبوسه بهت هديه ميكنم دو حرف اولش براي دشمنت باقيش براي تو.

***

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 16:20 دخترا

اینو برا دختر خانوما نوشتم که یه هم دردی باشون کرده باشم

خب حتما شده که شما هم برای دیدن بچه فامیلتون که تازه به دنیا اومده به بیمارستان رفته باشید .

وقتی همه منتظرن خانومه پرستار چی میگه؟

اگه بچه پسر باشه میگه : مژده بدید که خدا یه پسر کاکل زری به شما داده !

اگه دختر باشه با ناراحتی میگه: کسی شما رو نفرین کرده بود؟ یکی بیاد این دختر سیا سوخته رو تحویل بگیره . اه اه ماشالله چقدر هم زشته!!!

حالا آنالیز:

دخترا از لحظه تولد تا ۱۰ سالگی: خیلی با نمکن همش چرت و پرت میگن . مثلا (داداش جنگل جادو گر داره ؟ خدا تو هواست ؟ زمین مستطیلیه ؟ چرا دریا خیسه ؟)

از ۱۰ سالگی تا ۱۲ سالگی :دختر نیم وجبی از حالا صبح تا شب فقط میخواد عروس بشه و فکر عروسیه !!!

از ۱۲ سالگی تا ۱۴ سالگی: کم کم داره راه می افته ! و از حالا چنتا پسره خوشتیپ رو تو فامیل و محل نشون می کنه !

از ۱۴ سالگی تا ۱۶ سالگی : دیگه هرکدوم برای خودشون شیطون رو هم درس میدن . هر وقت هم تعدادشون از دوتا بیشتر شد دیگه صدای هر هرشون تا ده تا خیابون اون ور تر هم میرسه و هر جا می خوان برن دسته جمعی( گله ای) میرن .

از ۱۶ سالگی تا ۱۸ سالگی: هر کدومشون پنج شیشتا دوست پسر دارن ! و دائم تیپ میزنن و میرن خیابون هارو متر می کنن ماشالله همشون دیگه لات شدن . مانتو می پوشن شبیه تی شرت پسرا رو سری هاشون هم که به همه چی میخوره غیر از روسری چون ما فقط یه پارچه کوچولوی مچاله شده روی سرشون می بینیم !!!

از ۱۸ سالگی تا ۲۰ سالگی : بابا یکی اینارو باید از خیابونا جمع کنه یکی دوتا هم نیستن الکی از این ور خیابون میرن اون ور بعدش دوباره برمیگردن حالا اگه چنتا پسر رو سر یه کوچه ببینن که دیگه درست میرن از وسط اونا رد میشن بعضی هاشون هم که با کلاس ترن یه دونه سیم کارت تالیا می خرن و یه گوشی سونی اریکسون !!! بجای اینکه از پیاده رو رد بشن از کنار خیابون یا اتوبان رد میشن وصبر می کنن تا یه ماشین به اون ها بوق بزنه بعد نوبت کلاس گذاشتنه سریع دستشون رو میزارن در گوششون و مثلا با تلفن دارن صحبت می کنن و تحویل نمی گیرن و اگه هم از نوع بد بخت تر باشن که با یه بوق زدن یه پیکان قراضه هم سوار میشن !

از ۲۰ سالگی تا ۲۵ سالگی: بعضیا شون یکمی بهتر میشن ولی بعضی دیگه همون مثل قبل هستن . ولی در کل یه کمی مودب میشن مثلا قبلا می گفتن سلام خوبی حالا میگن : سلام خوبین ؟ چطورین ؟ مرسین! بیایین!! نمیایین!!! کجایین!!!!

از ۲۵ سالگی تا ۳۰ سالگی: به چند دسته تقسیم میشن:

۱. برمی گردن به ذات اولیه شون

۲.هنوز هم مثل قبل جلف هستن و با هفت هشتا پسر میگردن و پارتی و ..... ویکی هم باید عکساشون رو از اینترنت و مجله هاو ... فیلتر کنه!!!

۳. زندگی رو بچسب . فقط به زندگی شون فکر میکنن. (اینا باز بهترن)

۴. بی خیال همه چی از دست همه شاکین.

از ۳۰ سالگی تا ۴۰ سالگی: بابا تازه اول عشقه ازشون بپرسی چند سالته میگن ۱۸ سال و ۵۰۰ . ۶۰۰ ماه .

از ۴۰ سالگی تا ۶۰ سالگی : فقط غیبت و چشم و همچشمی و حسودی ! (تو این سن خجالت آوره)

از ۶۰ سالگی تا ۸۰ سالگی : ماشالله به اندازه بیست و پنج نفر حرف میزنن از مریم خانوم و ممد آقا گرفته تا گرون شدن گوشت و مرغ و سیاست های پنتاگون و حزب الله لبنان !!!

این جا دیگه چون تنها شدن حتی با خودشون هم حرف میزنن !

از ۸۰ سالگی تا ۱۲۰ سالگی: دیگه باید غزل خدا حافظی رو بخونن ! بیچاره خدا اون دنیا از دست اینا می خواد چی بکشه !

راستی دقت کردید چرا این دخترا هرکدوم ۱۲۰ سال عمر می کنن ؟

برای اینکه خدا اینا رو فرستاده تو این دنیا تا خودش استراحت کنه و برای این دیر اونا رو از این دنیا میبره چون یه روز هم بدون دخترا بودن برای خدا غنیمته!!!

البته فقط چند درصد دخترا این طورین ! ۹۹ درصد!!!

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 16:17 وصیت نامه

این وصیت نامه ی وب لاگه  قبلیمونه تازه پیداش کردم  (نامرد رمز گاو صندوق و عوض کرده بود)

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک‌کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناساییم بت دو قطعه عکس مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.

بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بزارید.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم

 و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیار ید.

التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید

 تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسیده کم نیاریم.

به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای آنها هم باشد.

بنده ی خطا کار امیر جوکیست دات بلاگفا دات کام 

?ایمان کپل | پیوند |

جمعه چهاردهم مهر 1385 @ 15:48

 سلام به همه ی گوگولی هایی که از این وبلاگ دیدن می کنن

وبلاگمونو بستن فک کردن ما ها ول می کنیم ولی نه دادا ما تا آخرش هستیم با یه وبلاگ جدید....

?ایمان کپل | پیوند |